مجموعه حاضر از هزاران پرسش شرعی در باب اعتقادات حقه مذهب شیعه و اسلام
از محضر فقیه بزرگوار حضرت آیت الله العظمی دوزدوزانی تبریزی است
که می تواند راهگشای سوالات مقلدان و مومنان باشد.
پرسش و پاسخ شرعی پیرامون اعتقادات
۱- در سوره ی مبارکه ی ملک آمده (الذی خلق الموت و الحیاه) آیا مرگ مخلوق است که خداوند آن را خلق کند؟ چطور می توان این مسأله را قبول کرد در حالی که مشهور چنین است که مرگ امری عدمی می باشد، در این صورت معنای خلقت و آفرینش چیست؟
ج: باید دانست که خلق معانی متعددی دارد و از شایع ترین معانی خلق چنان که در تمام کتب لغت به آن اشاره شده است، تقدیر می باشد، بنا بر این معنای آیه چنین است: آن خدایی که مرگ و زندگی را برای امتحان شما انسان ها مقدر و معین فرموده است و شاهد بر معنایی که برای آیه ذکر شد، آیه ی ۶۰ از سوره ی واقعه می باشد که در آن فرموده: (نحن قدرنا بینکم الموت) یعنی ما مرگ را بین شما انسان ها مقدر و معین کردیم.
برای تفصیل مطلب به کتاب ما به نام (دروس حول الموت و البرزخ و اشراط الساعه) مراجعه نمایید.
۲- در تواریخ آمده است که حضرت رسول صلی الله علیه و اله در روز بیست و هفتم ماه رجب مبعوث شدند و اولین آیات قرآن در آن روز نازل شده، همچنین در سوره ی قدر خداوند می فرماید: (انا انزلناه فی لیله القدر) که گفته شده دلالت بر نزول تمام قرآن در ماه رمضان و شب قدر دارد و نیز مسلم است که آیات قرآن در طی بیست و سه سال رسالت حضرت رسول صلی الله علیه و آله بر حضرتش نازل می شد، پرسش این است که بر اساس این قرائن و دلایل قرآن دو بار نازل شده، یک بار تماماً و بار دیگر تدریجاً یا با روش دیگری می توان توجیه کرد؟
ج: به نظر ما قرآن یک بار نازل شده است و بس و تکرار نزول معنی ندارد.
باید توجه کرد که نام قرآن گاهی در تمام قرآن استعمال می شود و گاهی در قسمتی از قرآن استعمال می شود، حتی در یک آیه ی قرآن، پس لفظ قرآن مثل لفظ آب است که استعمال آن هم در یک قطره آب و هم در تمام آب های دنیا صحیح است.
روی این اصل معنای آیه ی (انا انزلناه …) این است که قرآن در ماه رمضان و در شب قدر نازل شده، ولو این که مقدار نازل شده فقط پنج آیه ی اول سوره ی (اقراء) باشد، چون پنج آیه هم قرآن است. اما این که مشهور است حضرت رسول صلی الله علیه و آله در بیست و هفتم ماه رجب به پیامبری مبعوث شده است، مستلزم آن نیست که قرآن هم برای اولین بار در همین وقت و در بیست و هفتم ماه رجب نازل شده باشد. لذا معروف است که پیامبر صلی الله علیه و آله وقتی از کوه حرا پایین می آمدند، می فرمودند: (قولوا لا اله الا الله) و بعید نیست که اولین آیات قرآن دو ماه پس از بعثت نازل شده باشد، کما این که تورات پس از گذشت مدتی بر حضرت موسی نازل گشت.
برای آگاهی بیشتر می توانید به کتاب ما به نام (دروس حول نزول القرآن) مراجعه کنید.
۳- با توجه به اینکه قرآن با هفت قرآئت مشهور و هفت قرآئت غیر مشهور دیگر روایت شده است، لطفاً بفرمایید اعتقاد به کدام یک صحیح است؟ و آیا حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله قرآن کریم را با تمام این قرآئات تلاوت فرموده اند؟
ج: آن چه مسلم است برای ما خواندن نماز با هر یک از قرآئات مشهوره جایز است.
۴ – آیا جایز است قرآن را با موسیقی خواند؟
ج: خواندن قرآن با صوت زیبا جایز است، ولی نباید با آهنگ و لحنی که مناسب مجالس لهو است قرآن خواند و این گونه خواندن قرآن حرام است.
۵- عموم آیه ی (و لقد کرمنا بنی آدم) تمام انسان ها را در بر می گیرد یا مخصوص عده ی خاصی است؟
ج: ظاهراً نوع بشر در مقابل حیوانات مراد است.
۶- در مواردی که خواندن آیه الکرسی وارد شده مراد تا (و هو العلی العظیم) می باشد یا تا (هم فیها خالدون) باید خواند؟
ج: ظاهر بعضی از روایات این است که آیه الکرسی تا ( و هو العلی العظیم) می باشد، ولی احوط این است که تا (هم فیها خالدون) بخوانند.
۱- آیا جایز است اشخاصی غیر از انبیا و ائمه علیهم السلام مثل حضرت زینب و حضرت ابوالفضل علیهماالسلام را معصوم بدانیم و آیا عصمت مراتبی است؟
ج: ادعای این که کسی عصمتی که چهارده معصوم و انبیا علیهم السلام دارند، داشته باشد، ادعایی باطل است، بلی می شود گفت که امثال این بزرگان مالک نفس خود بوده اند و عمدا ً گناه نمی کردند.
۲- آیا دوست داشتن اهل بیت علیهم السلام بغض دشمنان ایشان به خودی خود بدون این که انسان را وادار به عبادت کند، برای شخص مفید است یا خیر؟
ج: خود دوست داشتن اهل بیت علیهم السلام از اعمالی است که ثواب دارد.
۳- آیا رجعت اصلی از اصول مذهب است یا نه؟
ج: اعتقاد به رجعت از مسلمات شیعه است.
۴- آیا اسماء الهی توقیفی هستند؟
ج: بلی اسماء الهی توقیفی هستند.
۵- روایتی مشهور است که خورشید برای امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام بعد از این که غروب کرد، بازگشت و معروف است به رد الشمس، خواهشمند است نظر مبارک خود را در موارد زیر در این رابطه بیان فرمایید:
الف) آیا سند این روایت معتبر است؟
ب) بر فرض اعتبار سند این روایت آیا لازمه ی آن اعاده ی معدوم که محال بودن آن ثابت است، نمی باشد؟
ج) بر فرض ثبوت تمام موارد فوق آیا امام علیه السلام، نماز خود را آن قدر به تأخیر
می اندازد که وقت خارج شود؟
جواب الف: بلی سند این واقعه معتبر است.
جواب ب: این مورد جزو اعاده ی معدوم نیست.
جواب ج: طبق روایات پیامبر صلی الله علیه و آله در دامن آن حضرت بوده و شاید برای اعلام عظمت مقام رسالت مجاز در تأخیر بوده باشند.
۶- در توقیع شریف امام زمان عجل الله تعالی فرجه به نایب چهارمش علی بن محمد سمری آمده که: عمر تو تمام شده، به کسی وصیت مکن زیرا غیبت تامه واقع شده و مشاهده و دیدار آشکار امام علیه السلام نیست و پیش از وقت ظهور هر کس ادعای مشاهده و دیدار نماید، او را تکذیب کنید، در حالی که در بعضی کتاب ها از افراد زیادی نام برده شده که امام علیه السلام را زیارت کرده اند و داستان های آن ها را نقل می کنند. لطفا ً بفرمایید چگونه بین این روایت و نقل قول های تاریخی می توان جمع کرد؟
ج: آنچه در این توقیع نفی شده، مشاهده است و ظاهرا ً مراد این است که دیداری باشد که در حین دیدار امام علیه السلام را بشناسد، امام دیداری که حضرت را ببیند و بعد از جدا شدن بفهمد امام علیه السلام بوده، نفی نشده است، اما دیدارهای که نقل شده اکثرا ً مکاشفه است که در بعضی نقل ها تصریح به مکاشفه بودن آن ها شده و در بسیاری هم اگر انسان دقت کند می فهمد مکاشفه بوده، ولی خود گوینده و بیننده متوجه کشف نشده و خیال کرده مشاهده است. عالمی برایم نقل می کرد که محمد کوفی می گفت:
«از نجف اشرف عازم کربلای معلی بودم، سوار ماشینی شدم، مردی از عشایر که در صندلی عقب نشسته بود تا نجف دستش را روی شانه ام گذاشت و من به عنوان این که این مرد زایر امام علیه السلام است حرفی نزدم، اما هنگام پیاده شدن دیدم دستم خیلی درد می کند و بی حس شده!
ناگهان امام علیه السلام را در میدان وسیعی که در آن جا بود، دیدم،حضرت به سوی من آمد و پرسید: شانه ات درد می کند؟
عرض کردم: بلی،
حضرت دستش را روی شانه ام کشید، درد ساکت شد…»
وقتی صحبت آن آقا تمام شد، گفتم: فلانی میدانی که این دیدار نیست، بلکه مکاشفه است؟
پرسید: چرا؟
گفتم: چون در آن زمان در آنجا میدانی نبود، بلکه راهها تنگ و پر پیچ و خم بوده،
ایشان از گفتار من متحیر ماند، گویا تازه از خواب بیدار شده و نتوانست حرفی بزند.
از این جا معلوم می شود بسیاری از داستان هایی که از علمای بزرگی چون بحرینی و بحرالعلوم و امثال ایشان ذکر می شود را باید به مکاشفه حمل کرد که نه خواب است که در حال عادی و ودر مکان عادی ببیند و از این روی گفته اند: «بین النوم و الیقظه» یعنی بین خواب و بیداری و به نظرم این عبارت در کلمات مرحوم مجلسی اول هم آمده است.
۷- آیا در ارتباط و توسل به وجود اقدس امام زمان روحی فداه به نوکری مقرب به نام رکن رابع نیازمندیم تا از او پیروی کنیم؟
ج: برای رکن رابع دلیلی نداریم و در توسلات به حضرت امام زمان عجل الله فرجه
نیازی به واسطه نیست.
۸- آیا حضرت رسول صلی الله علیه و آله در نماز خود سهو نموده و این کلام صحیح است؟
ج: در این باب روایاتی وارد شده است و شیخ صدوقعلیه الرحمه آن ها را قبول دارد، ولی مشهور این است که سهو بر پیامبر صلی الله علیه و آله روا نمی باشد.
۹- آیا اجنه می توانند با انسان ها ارتباط داشته باشند و به آن ها آسیب برسانند و یا با آنها نزدیکی جنسی کنند؟
ج: آسیب بعید نیست، ولی ازدواج و تولید مثل بعید است.
۱۰– آیا آیه ی تطهیر دلیل بر پاکی جسمانی ائمه علیهم السلام است به صورتی که خون آن حضرات هم پاک باشد و آیا نظر علمای شیعه چنین است؟
ج: این گونه آیات به شخصیت و مقام آن حضرات علیهم السلام مربوط است، نه طهارت ظاهری و خود آن حضرات اگر بدنشان آلوده می شد، آن را زایل می کردند.
۱۱- منظور از غضب الهی چیست ؟
ج: منظور از غضب الهی: انتقام و عذاب اوست که نسبت به گناهان فرق می کند، یعنی کسانی که جرم و گناه خاص انجام می دهند انتقام و عذاب خاص دارند.
۱۲- آیا ظهور امام زمان(ع) متوقف بر وقوع صیحه آسمانی است و قبل از آن، ظهور نخواهند کرد؟
ج: یکی از علائم حتمیّه ظهور صیحه آسمانی می باشد.
۱۳- آیا ائمه(ع) از هنگام تولد عقل بالفعل بودهاند؟ و خدا را مشهودانه مییافتند؟
ج: آنچه از بعضی روایات استفاده می شود همین است.
۱۴- معاذ بن جبل کیست؟
ج: معاذ بن جبل یکی از شخصیتهای با نفوذ اصحاب پیغمبر (ص) بود و آن حضرت او را برای قضاوت به کشور یمن فرستاده بود، و کلماتی گرانسنگ به وی فرموده بود ولی بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) از یاری حضرت علی و فاطمه (ع) امتناع ورزید و مورد نفرت آن دو بزرگوار واقع شد.
۱۵- صبر جمیلی که در قرآن به آن سفارش شده، چه صبری است؟
ج: صبر جمیل این است که در مقابل، جزع و بی تابی نکند و به عنوان شکایت به کسی نگوید و آن را به حساب خدا گذاشته و خدا را شکر کند.
در آغاز کلام باید دانست که هر مذهب انحرافی افراد مورد اعتمادی از جامعه را به خود نسبت می دهد و جزو معتقدین به مذهب خود می شمارد تا اعتماد مردم را جلب کند. در این راه گاه یک جمله از یک شخص پیدا می کنند و با تحریف آن و یا حذف اول و آخر جمله و ترفندهایی از این قبیل از آن بهره می جویند. مثلاً با دیدن کلمۀ «صوفیه» و امثال آن در کتب بزرگان که حکم ایشان را بیان کرده و یا پیرامون عقاید و… ایشان بحث کرده باشد، می گویند: فلان آقا از ماست.
در برخی موارد هم – مخصوصاً – در سخنان و نوشته های دوران های اولیه اسلامی که هنوز حد و مرز صوفیه و اشخاص زاهد مشخص نشده بود، بحث پیرامون ایشان خلط می شده و شاهد گفتار ما این است که در برخی نوشته ها صوفی را به دو قسم تقسیم کرده اند: صوفی که شریعت را ترک می کند و صوفی که طبق شریعت عمل کند.
نا گفته پیداست کسی که به شریعت عمل کند و به تمام آن معتقد باشد، صوفی به معنای مصطلح فعلی آن نیست، بلکه شیعۀ خالص است. امروزه گروهی از صوفیان ادعا می کنند که ما از گروه دوم هستیم و به شریعت عمل می کنیم و تقلید می نماییم و طبق رساله عملیۀ مراجع عظام عمل می کنیم، در حالی که این چنین نیست و صراحتاً در کتاب های خود از عشریه سخن می گویند و به آن اعتقاد دارند و عملشان همان است در حالی که خمس نمی پردازند. البته در دوره هایی گفته شده که برخی همانند شیخ بهایی خرقه پوشیده اند که بر فرض صحّت چنین نقل هایی، قابل توجیه است و می توان گفت ممکن است برای مصلحت یا ارشاد و یا از روی تقیه بوده و در هر حال نسبت تصوف در حق بزرگان مذهب همانند شیخ که در کتاب های خویش آشکارا مقال و گفتار آن ها را رد می کند، قابل قبول نیست.
باید دانست از این گونه حرف ها در زمان گذشته گفته و نوشته اند و به افرادی تصوف را بسته و حرف هایی نسبت داده اند که نباید به حرف آنان اعتنا کرد.
این که در قرن های مقارن و یا نزدیک به ائمه علیهم السلام، شیعیان خانقاه داشته اند مسلماً از دروغ های شاخدار است و ناگفته پیداست در حالی که حضرات ائمه علیهم¬السلام از سفیان ثوری و یا حسن بصری بشدت انتقاد نموده و منصور حلاج را لعن کرده اند و در روایاتی از دخول به حلقه صوفیه نهی فرموده اند، ممکن نیست شیعیان خانقاه داشته باشند و جالب این جاست که بر اساس اعتراف خود صوفیه تاریخ تأسیس نخستین خانقاه حداکثر به قرن پنجم می رسد و در هیچ منبعی نیامده که پیش از آن خانقاهی وجود داشته باشد تا چه رسد به این که شیعیان برای خود خانقاه بسازند!!!
با مطالعه در تاریخ اسلام می بینیم که تا این اواخر – تقریباً – نزدیک به دوره صفویه، صوفی شیعه نداشته ایم و بزرگان و مرشد های ایشان به این مطلب اقرار و تصریح کرده اند.
این که ادعا کرده اند ابن بطوطه در سفرنامۀ خویش گفته در مقابل حرم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نجف اشرف تعدادی خانقاه بوده معلوم است دروغ است چون با مراجعه به آن کتاب خواهید دید اولاً ذکری از شهر نجف در آن نیامده و در ثانی در فصلی که از شهر کوفه سخن می گوید هیچ سخنی از وجود خانقاه به میان نیاورده است، همچنین این که به شهید رضوان الله علیه نسبت می دهند که در کتاب منیه تشویق به استفاده از تفسیر عبدالرزاق نموده با رجوع به این کتاب می بینیم که ایشان می فرماید هر مفسری بر اساس علمی که بر آن تسلط دارد به تفسیر قرآن کریم پرداخته و سپس به معرفی انواع این تفاسیر می پردازد و از چهار گونه تفسیر نام می برد، اول: تفاسیر لغوی است که عربیت بر آن ها غلبه دارد، دوم: تفاسیر حکمی و برهانی کلامی، سوم: تفاسیر داستانی و بر مبنای قصص و چهارم: تفاسیر عرفانی که هدفشان تأویل حقایق است. جالب است که ایشان برای این چهار گونه تفسیر مثال هایی می آورد یعنی تفسیر کشاف، زمخشری، مفاتیح الغیب رازی و تفسیر ثعلبی، در این جاست که برای گونۀ آخر از تفاسیر، تفسیر عبدالرزاق کاشانی را مثال زده، بر این اساس هر منصفی می بیند که هرگز شهید تشویق به مراجعه به هیچ یک از این کتاب ها نکرده و این نسبت هم دروغ محض است.
در خاتمه از علماء اعلام و دانشمندان کرام انتظار داریم که مسلمانان به ویژه جوانان را آگاهی دهند تا در دام افراد شیاد و خطرناک گرفتار نشوند .
از خداوند متعال توفیق همگان را خواستارم .
۲/۳/۹۰ – یدالله دوزدوزانی
۱- چندین سال است که از رسانه های جمعی افرادی همانند منصور حلاج و حسن بصری و عطار نیشابوری و… تبلیغ می شوند، خواهشمند است درباره ی ایشان توضیح دهید؟
ج: این افراد از مهره های فرقه ی صوفیه بوده اند و معروف است که منصور حلاج عبارت معروف کفرآمیز (لیس فی جبتی الا الله = زیر جبه و ردای من چیزی غیر خدا نیست) را می گفت و نقل شده که حضرت امام زمان ارواحنافداه او را لعنت کرده است.
۲- وحدت وجود را تعریف کنید و بفرمایید که آیا وحدت وجودی که عرفا و فلاسفه می گویند با وحدت وجودی که فقهای عظام می فرمایند یکی است یا فرق دارند؟
ج: وحدت وجود مراتبی دارد و آنچه قابل توجیه نیست این است که خداوند متعال عین موجود است که هیچ یک از فقها قائل به آن نیستند و آنچه مورد قبول است این است که حقیقت هستی در خدا و دیگر موجودات یکی است، اما در شدت و ضعف اختلاف دارند و می توان گفت که این قول در حقیقت قول به کثرت وجود است، چنان که در ادعیه آمده است: (انت الخالق و انا المخلوق، انت الرب و انا المربوب…).
۳- ترویج و نشر عقاید فرقه های مختلف صوفیه تحت عناوین مختلف چه حکمی دارد؟
ج: عقاید صوفیه مسلماً از منابع غیر اسلامی سرچشمه گرفته و اساس و پایه ی اسلامی ندارد و از ریشه باطل است. علمای بزرگ اسلام همچون علامه مجلسی، شیخ حر عاملی، مقدس اردبیلی، میرزای قمی و… این حقیقت را بصراحت بیان فرموده اند و این طایفه در زمان ائمه علیهم السلام برای کسب مقام و رسیدن به مطامع دنیوی در مقابل حجتهای خداوند علم مخالفت به پا کرده اند و مردم عوام را از راه حق منحرف ساخته اند. لذا ترویج و نشر عقاید صوفیه از هر فرقه ای که باشند، جایز نیست.
۴- آیا ذکر معجزات و کرامات از صوفیه و دراویش (تحت هر عنوان) در کتاب ها و نشریات و دیگر رسانه ها، جایز است یا خیر؟
ج: بخش اعظم کرامت هایی که در کتاب ها و نشریات مختلف و یا در رسانه های گروهی از اقطاب و سران صوفیه نقل می شود، دروغ و جعلی است و بخش دیگری از آن ها اگر احیاناً واقع شده باشد، از راه های نامشروع و با دستیاری شیطان بوده است. در مواردی هم اصلاً چیزی اتفاق نیفتاده بلکه با شیطنت امر را بر عوام الناس مشتبه ساخته اند. لذا با توجه به راه و روش باطل آن ها و خطر بزرگی که از سوی آن ها اساس مذهب را تهدید می کند، نقل و نشر هر مطلبی که جایگاه آن ها را در قلب افراد مستحکم کند، جایز نیست.
۵- آیا تشبیه معانی مقدس به الفاظ قبیح و معانی پست مانند تشبیه خداوند به یار و معشوقه ی دلربا، مسجد به میکده و نماز به رقص و سماع و بسیاری از این قبیل تعابیر، جایز است یا خیر؟
ج: نام های مبارک خداوند متعال توقیفی است و نمی توان خدا را با نام های دلخواه خواند و همچنین نام های پیامبران و ائمه ی هدی علیهم السلام محدود به آنچهدر اخبار و احادیث آمده، می باشد ولذا می بینینم قرآن مجید از کسانی فرشتگان را به نام های زنانه می نامند، سخت انتقاد فرموده است(سوره ی نجم آیات ۲۳- ۲۲).
بنا بر این هر تعبیری که مقام با عظمت خدا و جایگاه پیامبران و ائمه و فرشتگان و مساجد و معارف اسلامی را پایین بیاورد، جایز نیست.
۶- آیا خواب، رؤیا و مکاشفه در اسلام حجت است و می توان به آن استدلال کرد یا خیر؟ ذکر مکاشفات و کرامات از افراد نه چندان موثق، در جهت ترفیع مقام آن ها در اذهان عمومی که عالم خواب و رؤیا تنها سند آن ها است، چه حکمی دارد؟
ج: البته خوابی که انبیا می بینند، وحی و الهام الهی است و خوابی که افراد با ایمان ببینند در مواردی موجب تقویت آن ها می شود، ولی هرگز خواب غیر معصوم حجت نیست و هیچ حکمی را نمی توان از آن ها استفاده کرد و در مواردی در بعضی از افراد الفائات شیطانی می باشد، چنان که در منابع تاریخی آمده است، بارها شیطان به علی محمد باب ظاهر شد و سر انجام او را وادار به ادعای باطل نمود. برای افراد متدین نیز مکاشفات عجیبی پیش آمده و سال ها به وسوسه های شیطانی مبتلا شده اند، ولی با توسل به ائمه ی اطهار علیهم السلام خود را از چنگال شیطان نجات داده اند.
بنا بر این اساس حقانیت هیچ مکتب و مذهب و مشربی را نمی توان با خواب و مکاشفه اثبات کرد و نقل و نشر این خواب ها و مکاشفه ها که موجب تضعیف حق یا ترویج باطل باشد، جایز نیست.
۷- آیا در روایات مسأله ای به عنوان شریعت، طریقت و حقیقت وجود دارد؟
باسمه تعالی: در روایات معصومین علیهم السلام این ترتیب دیده نشده و این گونه عبارات ساخته و پرداخته صوفیه است.
۸- آیا این مطلب از نظر روایی و تاریخی صحیح است که امام صادق علیه السلام شریعت اسلام و امام رضا علیه السلام جنبه طریقت دین را نشر داده اند؟
ج: صحیح نیست، بلکه وظیفه همه ائمه علیهم السلام نشر و تبلیغ شریعت مقدس اسلام است.
۹- آیا این قضیه صحت دارد که معروف کرخی از طرف امام رضا علیه السلام بیعت بگیرند و مجاز بودند که بعد از خودش درامر تربیت معنوی (طریقت) جانشین انتخاب بکنند؟
ج: این امر مدرک صحیح و معتبری ندارد و امام علیه السلام به کسی اجازه جانشینی نداده است و اساساً در عقائد شیعه با وجود امام معصوم، تعیین جانشین چه در شریعت و چه در طریقت معنا ندارد.
۱۰- بیعت در اسلام به چه معناست؟ و تا چه زمانی بوده است؟
ج: بیعت، التزام یک فرد یا افرادی به تبعیت از شخص معین می باشد و به عبارت دیگر عهد و پیمان است. بنابر این بیعت در اسلام منحصر است به پیامبر و ائمه معصومین علیهم اسلام.
۱۱- آیا این مطلب صحت دارد که سلسله های صوفیه از ائمه علیهم السلام بوجود آمده است؟ به طور مثال: امیر المؤمنین علی علیه السلام به حسن بصری و کمیل بن زیاد خرقه دادند./حضرت رضا علیه السلام خرقه به معروف کرخی دادند./حضرت سجاد علیه السلام خرقه به ابراهیم ادهم دادند./حضرت صادق علیه السلام به با یزید بسطامی خرقه دادند.
ج: اینکه ائمه علیهم السلام قطب و سرسلسله معرفی نمایند، مطلبی خلاف واقع است. چرا که ائمه علیهم السلام برای ارشاد و رهبری مردم امام بعدی را معین و معرفی می کردند، در صورتی که افراد این سلسله ها نوعاً سنی بوده و بسا ناصبی و دشمن ائمه بوده اند، مانند یافعی استاد شاه نعمت الله که او را از نواصب شمرده اند و لذا معنا ندارد که صوفیان و دراویش از ائمه علیهم السلام نشأت گرفته و ائمه علیهم السلام سرسلسله آنها باشند و این گونه مطالب بعدها بروز کرده است. حتی ائمه علیهم السلام در روایات عدیده این افراد را نکوهش و لعن کرده اند. از جمله در روایتی، امام صادق علیه السلام فرمودند: آنها (صوفیها) دشمنان ما هستند پس هرکس به آنها میل کند از آنان است و با آنان محشور خواهد شد… و هر کس به آنها تمایل نشان دهد از ما نیست وما از او بیزاریم و هر کس آنان را رد و انکار کند، مانند کسی است که در حضور پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله با کفار جهاد کرده است .
۱۲- آیا این مطلب صحیح است که امیرالمؤمنین علی علیه السلام دارای شارب های بلند بودند؟
ج: حدود سی روایت از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام در کوتاه کردن شارب و مذّمت بلند نمودن آن وارد شده است، ازجمله پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: لایطولنّ احدکم شاربه فانّ الشیطان یتّخذه مخبئاً یستتر به.(وسائل الشیعه ج۱ صفحه ۴۲۱)
۱۳- حضوردر خانقاه و مجالس صوفیان چه حکمی دارد؟
ج: جایز نمی باشد.
۱۴- آیا دادن وجوهات به دراویش صحیح است؟
ج: خمس به دو قسمت تقسیم می شود یک قسمت به سادات فقیر و مستحق با شرایطی که در رساله های عملیه نوشته شده، داده می شود و قسمت دوم موارد مخصوصی دارد که زیر نظر مرجع تقلید در آن موارد صرف می شود و اما زکات، اگر دراویش به ظاهر شرع عمل کنند و در نماز جماعت مساجد و اجتماعات شرکت کنند به عنوان فقیر بعید نیست جایز باشد، به آنها داده شود.
۱۵- آیا عشریه صوفیه کفایت از خمس می کند؟
ج: خمس یک پنجم مال است و عشریه یک دهم مال است، بنابر این عشریه از خمس کفایت نمی کند و به علاوه خمس مسائل و شرایطی دارد که در رساله های عملیه نوشته شده است.