علم اگر با عمل باشد، مانع تهمت و دروغ و تخریب دیگران است
وقتی خدا ستارالعیوب است، چرا کسانی باید علیه هم حرفهایی بزنند که خجالت آور است؟

حضرت آیت الله العظمی دوزدوزانی تبریزی در پایان درس خارج روز چهارشنبه بیستم اردیبهشت،

نصایح اخلاقی درباره وظایف طلاب و روحانیون ایراد فرمودند و تاکید کردند باید زکات علم را پرداخت و از کارهای بی‌ربط به شان طلبه و روحانی دور شد.

از روایت شریف زَکاهُ العِلمِ بَذلُهُ لمُستَحِقِّهِ وَإجهادُ النَّفسِ فِى العَمَلِ بِهِ معلوم می‌شود زکات معانی زیادی دارد یکی‌اش به معنای نمو است یعنی علم با بذل مستحق به کمال می‌رسد؛ علم اگر نشر نشود افت می‌کند. مثلاً اگر کسی که تدریس نکرده را از با کسی که 50 سال تدریس کرده مقایسه کنیم تفاوت زیادی دارند چون این پرورش یافته و نمو کرده است. علم اش به حد کمال می‌رسد و بعید نیست که اینجا به معنای فضل باشد.یعنی کمال با بذل و نشر است.


ایشان با اشاره به وضعیت برخی طلاب فرمودند:

کسانی‌که درس خواندند و در حوزه‌ها مانده و جایی نمی‌روند، نمی‌دانم چه جواب باید داد، مثل کسی‌که گندم دارد و زکات نمی‌دهد این آقا هم معدن علم هست و زکات نمی‌دهد. نتیجه اینکه آقایی که درس خوانده است، یک‌جا ننشیند، طلبگی بازنشستگی ندارد، اگر بنده بگویم که پیر شده‌ام، آماده نیستم برای یک عده حرف بزنم، قلم هم به دست نمی‌گیرم، قبول نیست،

انسان 50 سال، 60 سال سرباز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، پول امام زمان (ارواحنا له الفداء) بخورد ـ ولو پول امام زمان هم نخورد ـ اما خشت دیگری در سر بپروراند، قبول نیست، زیرا یک روحانی که واقعاً دل داده است به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه ) دل داده به پیغمبرخدا(صل الله علیه و آله)،
دل داده باید این فکرها و نگرانی‌ها را حذف کند، فکر روزی فردا را نکند، خدا ضامن روزی است،
خصوصاً روزی ما طلبه‌ها را!

ایشان در ادامه با توجه به عوارض برخی رفتارهای نامناسب برخی روحانیون فرمودند:

زکات دو بخش دارد اولی نشر و یاد دادن ؛ دومی به نفسش فشار بیاورد و به علمش عمل کند،

این خیلی سخت است، انسان اگر بداند و عمل کند ملائکه می‌شود؛ اگر عالم عمل نکند آثار زکات علم را ندارد و نشر نکرده است، علم به این آقا می‌گوید فلان کار را نکن فلان‌جا نرو، فلانی را تکذیب نکن، فلانی را تائید نکن، فلانی را تخریب نکن، امروز من آخوند می‌گم: فلان کاندیدا آن‌جور می‌گوید می روند پشت سر آن و این حرف می‌زنند انسان خجالت می‌کشد، بابا تو چکار داری به تو چه به من چه؟! حرفهایی می‌زنند انسان خجالت می‌کشد.

من روحانی این حرف را می‌زنم در حالیکه خدا ستارالعیوب هست و نمی‌خواهد عیب بندگان فاش شود. اگر من روحانی این کار را بکنم و تهمت بزنم و تخریب کنم، علم بی‌فایده و بی‌عمل دارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

فهرست