احکام نکاح

در شرع مقدّس اسلام بسیار سفارش به ازدواج شده است، حتى آن که حضرت صادق7 فرمودند: دو رکعت نمازى که مردِ زن‏دار یا زنِ شوهردار مى‏خواند، بهتر است از هفتاد رکعت نمازى که زن بى‏شوهر یا مرد بى‏زن مى‏خواند.

ونیز سفارش شده است که زنها احترام شوهر و معاشرت نیکو با شوهر خودشان داشته باشند، حضرت رسول اکرم‏9 ثواب زیادى براى کشته شدن در راه خدا فرمودند، زنها عرض کردند براى ما این ثواب نیست «چون جهاد از زنها برداشته شده است» حضرت فرمودند: شماها اگر با شوهر خودتان خوش‏رفتارى نمائید، ثواب کسى را دارید که در راه خدا کشته شده است. همچنین در شرع مقدس بسیار سفارش شده است که شوهرها خوش‏رفتارى با همسرهاى خودشان بنمایند، حضرت رسول اکرم‏9 فرمودند: بهترین شماها کسى است که بهتر رفتار نماید با اهلش، و محبوبترین بندگان خدا نزد خداوند عالم کسى است که نیکوئى به عیالش نماید.

و مستحب است زن شوهردار براى شوهرش زینت نماید پیرزن باشد یا شوهرش کور باشد، و زینت براى شوهر کور استعمال بوى خوش است، و همچنین مستحب است براى مردى که زن دارد چیزهائى که موجب تنفّر زن او است و در شرع حرام نیست از خودش دور نماید، مانند کثافت لباس و بدن.

و مردى که مى‏خواهد زن بگیرد باید اهتمام به دیانت و حسن خلق زن داشته باشد و اکتفاء به جمال و مال او نکند، و همچنین زنى که مى‏خواهد شوهر کند، باید نظرش به دیانت و حسن خلق مرد باشد و مکروه است مرد فاسد یا شراب‏خوار یا بداخلاق را اختیار نماید.

به واسطه عقد ازدواج زن به مرد حلال مى‏شود و آن دو قسم است: «دائم و غیر دائم».

عقد دائم آن است که زناشوئى در آن، مدت نداشته باشد و زنى را که به این قِسم عقد مى‏کنند، دائمه گویند و عقد غیر دائم آن است که مدت زناشوئى در آن معین شود، مثلاً زن را به مدت یک ساعت یا یک روز یا یک ماه یا یک سال یا بیشتر عقد نمایند و زنى را که به این قِسم عقد کنند، مُتعه و صیغه مى‏نامند.

احکام عقد

مسأله 2372 ) در زناشوئى چه دائم و چه غیر دائم، باید صیغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد کافى نیست و صیغه عقد را یا خود زن و مرد مى‏خوانند، یا دیگرى را وکیل مى‏کنند که از طرف آنان بخواند.


مسأله 2373 ) وکیل لازم نیست مرد باشد، زن هم مى‏تواند براى خواندن صیغه عقد از طرف دیگرى وکیل شود.


مسأله 2374 ) زن و مرد تا یقین نکنند که وکیل آنها صیغه را خوانده است، نمى‏توانند به یکدیگر نگاه محرمانه نمایند و گمان به این که وکیل صیغه را خوانده است، کفایت نمى‏کند ولى اگر وکیل بگوید صیغه را خوانده‏ام، کافى است.


مسأله 2375 ) اگر زنى کسى را وکیل کند که مثلاً ده روزه او را به عقد مردى درآورد و ابتداى ده روز را معین نکند، آن وکیل مى‏تواند هر وقت که بخواهد او را ده روزه به عقد آن مرد درآورد مشروط بر این که مدت مزبور را متصل به عقد قرار دهد یعنى مثلاً از همان ساعتى که عقد مى‏خواند تا ده روز در عقد او باشد ولى اگر معلوم باشد که زن، روز یا ساعت معینى را قصد کرده، باید صیغه را مطابق قصد او بخواند.


مسأله 2376 ) یک نفر مى‏تواند در خواندن صیغه عقد دائم یا غیر دائم از طرف دو نفر وکیل شود و نیز انسان مى‏تواند از طرف زن وکیل شود و او را براى خود به‏ طور دائم یا غیر دائم عقد کند ولى در صورتى که زن را براى خود عقد مى‏کند احتیاط آن است که عقد را دو نفر بخوانند.


دستور خواندن عقد دائم

مسأله 2377 ) اگر صیغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اول زن بگوید: زَوَّجْتُکَ نَفْسِى عَلىَ الصَّداقِ المَعْلُومِ (یعنى خود را زن تو نمودم به مهرى که معین شده). پس از آن بدون فاصله مرد بگوید: قَبِلْتُ التَّزْوِیجَ عَلىَ الصَّداقِ المَعْلُومِ و یا قَبِلْتُ النِّکاحَ عَلىَ الصَّداقِ المَعْلُومِ (یعنى قبول کردم ازدواج را به مهرى که معین شده)، عقد صحیح است و اگر دیگرى را وکیل کنند که از طرف آنها صیغه عقد را بخواند چنانچه مثلاً اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وکیل زن بگوید: زَوَّجْتُ مُوَکِّلَتِى فاطِمَهُ مُوَکِّلَکَ أَحْمَدَ عَلىَ الصَّداقِ المَعْلُومِ پس بدون فاصله وکیل مرد بگوید: قَبِلْتُ لِمُوَکِّلِى أَحْمَدَ عَلىَ الصَّداقِ، صحیح مى‏باشد و بنابراحتیاط مستحب باید لفظى را که مرد مى‏گوید با لفظى که زن مى‏گوید، مطابق باشد، مثلاً اگر زن زوِّجت مى‏گوید، مرد هم قبلت‏التزویج بگوید.


 

دستور خواندن عقد غیر دائم

مسأله 2378 ) اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را بخوانند، بعد از آن که مدت و مهر را معین کردند، چنانچه زن بگوید: زَوَّجْتُکَ نَفْسِى فِى المُدَّهِ المَعْلُومَهِ عَلىَ المَهْرِ المَعْلُومِ، بعد بدون فاصله مرد بگوید: قَبِلْتُ التَّزْوِیجَ فِى المُدَّهِ المَعْلُومَهِ عَلىَ المَهْرِ المَعْلُومِ صحیح است و اگر دیگرى را وکیل کنند و اول وکیل زن به وکیل مرد بگوید: مَتَّعْتُ مُوَکِّلَتِى مُوَکِّلَکَ فِى المُدَّهِ المَعْلُومَهِ عَلىَ المَهْرِ المَعْلُومِ، پس بدون فاصله وکیل مرد بگوید: قَبِلْتُ لِمُوَکِّلِى هکَذا صحیح مى‏باشد.


شرائط عقد

مسأله 2379 ) عقد ازدواج چند شرط دارد:

اول – آن که بنابراحتیاط به عربى صحیح خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى صحیح بخوانند، چنانچه ممکن باشد، احتیاط آن است کسى را که مى‏تواند به عربى صحیح بخواند وکیل کنند و اگر ممکن نباشد، خودشان مى‏توانند به غیر عربى بخوانند اما باید لفظى بگویند که معنى زَوِّجتُ و قَبِلْتُ را بفهماند.

دوم – مرد و زن، یا وکیل آنها که صیغه را مى‏خوانند، قصد انشاء داشته باشند یعنى اگر خود مرد و زن صیغه را مى‏خوانند زن به گفتن زَوِّجْتُکَ نَفْسِى قصدش این باشد که خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن قَبِلْتُ التَّزْوِیجَ زن بودن او را براى خود قبول نماید و اگر وکیل مرد و زن صیغه را مى‏خوانند، به گفتن زوجت و قبلت قصدشان این باشد که مرد و زنى که آنان را وکیل کرده‏اند، زن و شوهر شوند.

سوم – کسى که صیغه را مى‏خواند بالغ و عاقل باشد چه براى خودش بخواند یا از طرف دیگرى وکیل باشد.

چهارم – اگر وکیل زن و شوهر یا ولىّ آنها صیغه را مى‏خوانند، در عقد زن و شوهر را معین کنند مثلاً اسم آنها را ببرند یا به آنها اشاره نمایند پس کسى که چند دختر دارد اگر به مردى بگوید زوجتک احدى بناتى (یعنى زن تو نمودم یکى از دخترانم را) و او بگوید قبلت (یعنى قبول کردم)، چون در موقع عقد، دختر را معین نکرده‏اند، عقد باطل است.

پنجم – زن و مرد به ازدواج راضى باشند ولى اگر زن ظاهراً با کراهت اذن دهد و معلوم شود که قلباً راضى بوده است، عقد صحیح است.


مسأله 2380 ) اگر در عقد یک حرف غلط خوانده شود که معنى آن را عوض کند، عقد باطل است.


مسأله 2381 ) کسى که صیغه عقد را مى‏خواند اگر معناى آن را هرچند به‏طور اجمال بداند و قصد تحقق آن معنى را بکند، عقد صحیح است و لازم نیست که معناى صیغه را تفصیلاً بداند مثلاً بداند که فعل یا فاعل بر طبق دستور زبان عربى کدام است.


مسأله 2382 ) اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد کنند و بعداً زن و مرد بگویند به آن عقد راضى هستیم، عقد صحیح است.


مسأله 2383 ) اگر زن و مرد یا یکى از آن دو را به ازدواج مجبور نمایند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگویند به آن عقد راضى هستیم عقد صحیح است و بهتر آن است که دوباره عقد را بخوانند.


مسأله 2384 ) پدر و جد پدرى مى‏توانند براى فرزند نابالغ، یا دیوانه خود ازدواج کنند و بعد از آن که آن طفل بالغ شد، یا دیوانه عاقل گردید، اگر ازدواجى که براى او کرده ‏اند، مفسده‏اى نداشته، نمى‏تواند آن را بهم بزند و اگر مفسده‏اى داشته، مى‏تواند آن را بهم بزند.


مسأله 2385 ) دخترى که به حد بلوغ رسیده و رشیده است یعنى مصلحت خود را تشخیص مى‏دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد، بنابراحتیاط واجب باید از پدر یا جد پدرى خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست.


مسأله 2386 ) اگر پدر و جد پدرى غائب باشند، یا دختر باکره نباشد، اجازه پدر و جد لازم نیست.


مسأله 2387 ) اگر پدر، یا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگیرد، پسر باید بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد.


مسأله 2388 ) اگر پدر، یا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگیرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته، مدیون مهر زن است و اگر در موقع عقد مالى نداشته، پدر یا جد او باید مهر زن را بدهند.


عیبهائى که به واسطه آنها مى‏ شود عقد را بهم زد

مسأله 2389 ) اگر مرد بعد از عقد بفهمد که زن یکى از این هفت عیب را دارد، مى‏تواند عقد را بهم بزند:

اول – دیوانگى. دوم – مرض خوره. سوم – مرض برص. چهارم – کورى. پنجم – زمین‏گیر بودن و در حکم آن است شلى (شل بودنى که واضح باشد). ششم – آن که افضا شده یعنى راه بول و حیض یا راه حیض و غائط او یکى شده باشد. هفتم – آن که گوشت، یا استخوانى در فَرْج او باشد که مانع نزدیکى شود.


مسأله 2390 ) اگر زن بعد از عقد بفهمد که شوهر او پیش از عقد دیوانه بوده است یا آن که بعد از عقد چه پیش از نزدیکى یا بعد از آن دیوانه شود یا آلت مردى نداشته یا بعد از عقد پیش از نزدیکى بریده شود یا مرضى دارد که نمى‏تواند وطى و نزدیکى نماید هرچند آن مرض بعد از عقد و پیش از نزدیکى عارض شده باشد در تمام این صُوَر بى‏طلاق مى‏تواند عقد را بهم بزند، ولى در صورتى که شوهر نمى‏تواند نزدیکى نماید لازم است که زن رجوع به حاکم شرع یا وکیل او نماید و حاکم شوهر را یک سال مهلت مى‏دهد و چنانچه شوهر نتوانست به آن زن یا زنى دیگر نزدیکى کند پس از آن زن مى‏تواند عقد را بهم بزند و اگر آلت مردى بعد از نزدیکى بریده شود و زن عقد ازدواج را فسخ کند فسخ اثرى ندارد اگرچه احتیاط مستحب این است که شوهر او را طلاق دهد.


مسأله 2391 ) اگر مرد یا زن، به واسطه یکى از عیبهائى که در دو مسأله پیش گفته شد عقد را بهم بزند، باید بدون طلاق از هم جدا شوند.


مسأله 2392 ) اگر به واسطه آن که مرد نمى‏تواند وطى و نزدیکى کند، زن عقد را بهم بزند، شوهر باید نصف مهر را بدهد. ولى اگر به واسطه یکى از عیبهاى دیگرى که گفته شد مرد، یا زن عقد را بهم بزند، چنانچه مرد با زن نزدیکى نکرده باشد، چیزى بر او نیست و اگر نزدیکى کرده، باید تمام مهر را بدهد.


عده ‏اى از زنها که ازدواج با آنان حرام است

مسأله 2393 ) ازدواج با زنهائى که با انسان مَحْرم هستند مثل مادر و خواهر و دختر و عمّه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر، حرام است.


مسأله 2394 ) اگر کسى زنى را براى خود عقد نماید، اگرچه با او نزدیکى نکند، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هرچه بالا روند، به آن مرد محرم مى‏شوند.


مسأله 2395 ) اگر زنى را عقد کند و با او نزدیکى نماید، دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هرچه پائین روند، چه در وقت عقد باشند یا بعداً به دنیا بیایند، به آن مرد محرم مى‏شوند.


مسأله 2396 ) اگر با زنى که براى خود عقد کرده نزدیکى هم نکرده باشد تا وقتى که آن زن در عقد اوست نمى‏تواند با دختر او ازدواج کند.


مسأله 2397 ) عمّه و خاله پدر و عمه و خاله پدر پدر و عمه و خاله مادر و عمه و خاله مادر مادر هرچه بالا روند، به انسان محرمند.


مسأله 2398 ) پدر و جد شوهر، هرچه بالا روند و پسر و نوه پسرى و دخترى او هرچه پائین آیند چه در موقع عقد باشند، یا بعداً به دنیا بیایند، به زن او محرم هستند.


مسأله 2399 ) اگر زنى را براى خود عقد کند، دائمه باشد، یا صیغه، تا وقتى آن زن در عقد اوست نمى‏تواند با خواهر آن زن ازدواج نماید.


مسأله 2400 ) اگر زن خود را به ترتیبى که در کتاب طلاق گفته مى‏شود، طلاق رِجعى دهد، در بین عده نمى‏تواند خواهر او را عقد نماید و اگر زنى را متعه کرده باشد و مدت او را بخشیده یا تمام شده باشد، در عدّه او بنابراحتیاط واجب نباید خواهر او را بگیرد. ولى در عده طلاق بائن که بعداً بیان مى‏شود، مى‏تواند با خواهر او ازدواج نماید.


مسأله 2401 ) انسان نمى‏تواند بدون اجازه زن خود با خواهرزاده و برادرزاده او ازدواج کند ولى اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نماید و بعداً زن بگوید به آن عقد راضى هستم، اشکال ندارد.


مسأله 2402 ) اگر زن بفهمد شوهرش برادرزاده یا خواهرزاده او را عقد کرده و حرفى نزند، چنانچه بعداً رضایت ندهد، عقد آنان باطل است.


مسأله 2403 ) اگرانسان پیش از آن که دختر عمه یا دختر خاله خود را بگیرد با مادر آنان زنا کند، دیگر نمى‏تواند با آنان ازدواج نماید.


مسأله 2404 ) اگر با دختر عمه یا دختر خاله خود ازدواج نماید و پیش از آن که با آنان نزدیکى کند، با مادرشان زنا کند، احتیاط مستحب آن است که از ایشان جدا شود.


مسأله 2405 ) اگر با زنى غیر از عمه و خاله خود زنا کند، احتیاط واجب آن است که با دختر او ازدواج نکند، ولى اگر زنى را عقد نماید و با او نزدیکى کند بعد با مادر او زنا کند، آن زن بر او حرام نمى‏شود و همچنین است اگر پیش از آن که با او نزدیکى کند با مادر او زنا نماید، ولى در این صورت احتیاط مستحب آن است که از آن زن جدا شود.


مسأله 2406 ) زن مسلمان نمى‏تواند به عقد کافر درآید، مرد مسلمان هم نمى‏تواند با زن کافره غیر اهل کتاب ازدواج نماید ولى متعه کردن زن اهل کتاب مانند یهود و نصارى مانعى ندارد، بلکه جواز ازدواج با آنان به‏طور دائم نیز خالى از قوّت نیست ولى در صورت تمکّن از ازدواج مسلمه کراهت شدیده دارد، بلکه در این صورت احتیاط ترک نشود و اما ازدواج با زن مجوسى بنابر احتیاط واجب حتّى به‏طور موقّت جایز نیست و بعضى از فِرَق از قبیل خوارج و غُلات و نواصب که خود را مسلمان مى‏دانند در حکم کفارند، و مرد و زن مسلمان نمى‏توانند با آنها به‏طور دائم یا انقطاع ازدواج نمایند.


مسأله 2407 ) اگر با زنى که در عدّه طلاق رجعى است زنا کند آن زن بنابراحتیاط بر او حرام مى‏شود و اگر با زنى که در عده متعه یا طلاق بائن، یا عده وفات است زنا کند، بعداً مى‏تواند او را عقد نماید، اگرچه احتیاط مستحب آن است که با او ازدواج نکند و معناى طلاق رجعى و طلاق بائن و عده متعه و عده وفات در احکام طلاق گفته خواهد شد.


مسأله 2408 ) اگر با زن بى ‏شوهرى که در عده نیست زنا کند، بعداً مى‏تواند آن زن را براى خود عقد نماید ولى احتیاط واجب آن است که صبر کند تا آن زن حیض ببیند بعداً او را عقد نماید و اگر دیگرى بخواهد آن زن را عقد کند، مستحب است همین احتیاط را بکند ولى زنى که بین مردم به زناکارى مشهور است احتیاط واجب آن است که با او ازدواج نکند.


مسأله 2409 ) اگر زنى را که در عده دیگرى است براى خود عقد کند چنانچه مرد و زن یا یکى از آنان بدانند که عده زن تمام نشده و بدانند عقد کردن زن در عده حرام است، آن زن بر او حرام مى‏شود، اگرچه مرد بعد از عقد با آن زن نزدیکى نکرده باشد.


مسأله 2410 ) اگر زنى را که در عدّه دیگرى است، براى خود عقد کند و با او نزدیکى کند آن زن بر او حرام ابدى مى‏شود اگرچه نمى‏دانسته آن زن در عده است یا نمى‏دانسته که عقد زن در عدّه حرام است.


مسأله 2411 ) اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج کند باید از او جدا شود و احتیاط واجب آن است که بعداً هم او را براى خود عقد نکند و همچنین است اگر نداند که آن زن شوهر دارد ولى بعد از ازدواج با او نزدیکى کرده باشد.


مسأله 2412 ) زن شوهردار اگر زنا بدهد بر شوهر خود حرام نمى‏شود اگرچه اصرار به زنا داشته باشد و نیز بر شوهر واجب نیست او را طلاق بدهد اگرچه بهتر است در صورت اصرار شوهرش او را طلاق دهد، ولى باید مهریه ‏اش را بدهد.


مسأله 2413 ) زنى را که طلاق داده ‏اند و زنى که صیغه بوده و شوهرش مدت او را بخشیده یا مدتش تمام شده، چنانچه بعد از مدتى شوهر کند و بعد شک کند که موقع عقد شوهر دوم، عده شوهر اول تمام بوده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند.


مسأله 2414 ) مادر و خواهر و دختر پسرى که لواط داده، خواه بالغ باشد یا غیر بالغ بر لواط کننده بالغ حرام است، بلکه بنابراحتیاط واجب حرام است اگرچه لواط کننده بالغ نباشد ولى اگر شک کند که دخول شده یا نه، بر او حرام نمى‏شوند.


مسأله 2415 ) اگر با مادر یا خواهر یا دختر کسى ازدواج نماید و بعد از ازدواج با آن کس لواط کند، آنها بر او حرام نمى‏شوند.


مسأله 2416 ) اگر کسى در حال احرام که یکى از کارهاى حج است، با زنى ازدواج نماید عقد او باطل است و چنانچه مى‏دانسته که زن گرفتن در حال احرام حرام است، دیگر نمى‏تواند آن زن را عقد کند.


مسأله 2417 ) اگر زنى که در حال احرام است با مردى که در حال احرام نیست، ازدواج کند عقد او باطل است و اگر زن مى‏دانسته که ازدواج کردن در حال احرام حرام است، احتیاط واجب آن است که بعداً با آن مرد ازدواج نکند.


مسأله 2418 ) اگر مرد طواف نساء را که یکى از کارهاى حج است، بجا نیاورد، زنش بر او حرام مى‏شود و نیز اگر زن طواف نساء نکند، شوهرش بر او حرام مى‏شود ولى اگر بعداً طواف نساء را انجام دهند، به یکدیگر حلال مى‏شوند.


مسأله 2419 ) اگر کسى دختر نابالغى را براى خود عقد کند و پیش از آن که نُه سال دختر تمام شود، با او نزدیکى و دخول کند از زوجیّت خارج نمى‏شود و نزدیکى با او حرام نیست حتى در صورتى که دختر افضاء شده باشد یعنى بر اثر نزدیکى کردن، مجراى بول و حیض یا مجراى غائط و حیض یا هر سه یکى شده باشد و احتیاط مستحب آن است که از نزدیکى با او خوددارى کند و در صورت افضاء باید دیه – که نصف دیه مرد است – بدهد و لو طلاق ندهد.


مسأله 2420 ) زنى را که سه مرتبه طلاق داده‏اند بر شوهرش حرام مى‏شود، ولى اگر با شرائطى که در کتاب طلاق گفته مى‏شود، با مرد دیگرى ازدواج کند، پس از طلاق دادن شوهر دوم، شوهر اول مى‏تواند دوباره او را براى خود عقد نماید.


احکام عقد دائم

مسأله 2421 ) زنى که عقد دائمى شده نباید بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود و باید خود را براى هر لذتى که او مى‏خواهد تسلیم نماید و بدون عذر شرعى از نزدیکى کردن او جلوگیرى نکند و اگر در اینها از شوهر اطاعت کند، تهیه غذا و لباس و منزل او بر شوهر واجب است و اگر تهیه نکند چه توانائى داشته باشد یا نداشته باشد، مدیون زن است.


مسأله 2422 ) اگر زن در کارهائى که در مسأله پیش گفته شد، اطاعت شوهر را نکند، گناهکار است و حق غذا و لباس و منزل و همخوابى ندارد ولى مهر او از بین نمى‏رود.


مسأله 2423 ) مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور کند.


مسأله 2424 ) مخارج سفر زن اگر بیشتر از مخارج وطن باشد، با شوهر نیست ولى اگر شوهر مایل باشد که زن را به سفر ببرد، باید خرج سفر او را بدهد.


مسأله 2425 ) زنى که از شوهر اطاعت مى‏کند و شوهر خرج او را نمى‏دهد، اگر ممکن است مى‏تواند خرجى خود را بدون اجازه از مال او بردارد و اگر ممکن نیست، چنانچه ناچار باشد که معاش خود راتهیه کند، در موقعى که مشغول تهیه معاش است، اطاعت شوهر بر او واجب نیست.


مسأله 2426 ) مرد اگر دو زن داشته باشد و نزد یکى از آنها یک شب بماند واجب است نزد دیگرى نیز یک شب در ضمن چهار شب بماند و در غیر این صورت ماندن نزد زن واجب نیست، بلى لازم است او را به‏طور کلى ترک ننماید و اولى و احوط این است که مرد در هر چهار شب یک شب نزد زن دائمى خود بماند.


مسأله 2427 ) شوهر نمى‏تواند بیش از چهار ماه نزدیکى با عیال دائمى خود را ترک کند.


مسأله 2428 ) اگر در عقد دائمى مهر را معین نکنند عقد صحیح است و چنانچه مرد با زن نزدیکى کند، باید مهر او را مطابق مهر زنهائى که مثل او هستند، بدهد.


مسأله 2429 ) اگر موقع خواندن عقد دائمى براى دادن مهر مدتى معین نکرده باشند، زن مى‏تواند پیش از گرفتن مهر از نزدیکى کردن شوهر جلوگیرى کند چه شوهر توانائى دادن مهر را داشته باشد چه نداشته باشد. ولى اگر پیش از گرفتن مهر به نزدیکى راضى شود و شوهر با او نزدیکى کند، دیگر نمى‏تواند بدون عذر شرعى از نزدیکى شوهر جلوگیرى نماید.


متعه یا صیغه

مسأله 2430 ) صیغه کردن اگرچه براى لذّت بردن هم نباشد، صحیح است.


مسأله 2431 ) احتیاط مستحب آن است که شوهر بیش از چهار ماه نزدیکى با متعه خود را ترک نکند.


مسأله 2432 ) زنى که صیغه مى‏شود اگر در عقد شرط کند که شوهر با او نزدیکى نکند، عقد و شرط او صحیح است و شوهر فقط مى‏تواند لذتهاى دیگر از او ببرد، ولى اگر بعداً به نزدیکى راضى شود، شوهر مى‏تواند با او نزدیکى نماید.


مسأله 2433 ) زنى که صیغه شده اگرچه آبستن شود حق خرجى ندارد.


مسأله 2434 ) زنى که صیغه شده حق همخوابى ندارد و از شوهر ارث نمى‏برد و شوهر هم از او ارث نمى‏برد، مگر با شرط و در این صورت باید با ورثه مصالحه شود.


مسأله 2435 ) زنى که صیغه شده اگر نداند که حق خرجى و همخوابى ندارد عقد او صحیح است و براى آن که نمى‏دانسته، حقى به شوهر پیدا نمى‏کند.


مسأله 2436 ) زنى که صیغه شده، مى‏تواند بدون اجازه شوهر، از خانه بیرون رود ولى اگر به واسطه بیرون رفتن، حق شوهر از بین مى‏رود، بیرون رفتن او حرام است.


مسأله 2437 ) اگر زنى مردى را وکیل کند که به مدت و مبلغ معین او را براى خود صیغه نماید، چنانچه مرد او را به عقد دائم خود درآورد، یا به غیر از مدت یا مبلغى که معین شده او را صیغه کند، وقتى آن زن فهمید، اگر فوراً و یا پس از مدتى بگوید راضى هستم، عقد صحیح و گرنه باطل است.


مسأله 2438 ) اگر براى محرم شدن -مثلاً- پدر یا جد پدرى، دختر یا پسر نابالغ خود را براى مدت کوتاهى به عقد کسى درآورد در صورتى که بر آن مفسده‏اى بار نشود، عقد صحیح است، ولى اگر در مدت ازدواج پسر به‏طور کلى قابلیت تلذّذ نداشته باشد، یا دختر به‏طور کلى قابل تلذّذ از او نباشد، صحت عقد محل اشکال است.


مسأله 2439 ) اگر پدر یا جد پدرى، طفل خود را که در محلّ دیگرى است و نمى‏داند زنده است یا مرده، براى محرم شدن به عقد کسى درآورد در صورتى که مدت زوجیت قابل باشد که به معقوده استمتاع شود برحسب ظاهر محرم بودن حاصل مى‏شود و چنانچه بعداً معلوم شود که در موقع عقد، آن دختر زنده نبوده عقد باطل است و کسانى که به واسطه عقد ظاهراً محرم شده بودند، نامحرمند.


مسأله 2440 ) اگر مرد مدت صیغه زن را ببخشد، چنانچه با او نزدیکى کرده باید تمام چیزى را که قرار گذاشته به او بدهد و اگر نزدیکى نکرده، باید نصف آن را بدهد.


مسأله 2441 ) مرد مى‏تواند زنى را که صیغه او بوده و هنوز عده ‏اش تمام نشده، به عقد دائم خود درآورد یا این که دوباره صیغه کند.


احکام نگاه کردن

مسأله 2442 ) نگاه کردن مرد به بدن و موى زن نامحرم چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است و نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذت باشد، حرام است بلکه احتیاط واجب آن است که بدون قصد لذت هم به آنها نگاه نکند و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام مى‏باشد مگر آن مقدارى که معمولاً آن را نمى‏پوشانند مانند دست و پا و سر و گردن، ولى نگاه کردن زن به پسرى که بالغ نشده و مرد به دخترى که بالغ نیست و خوب و بد را مى‏فهمد در صورتى حرام است که سبب تحریک شهوت گردد.


مسأله 2443 ) اگر انسان بدون قصد لذت به صورت و دستهاى زنهاى کفار و جاهائى از بدن که عادت آنها به پوشانیدنش نیست، نگاه کند، در صورتى که نترسد که به حرام بیفتد، اشکال ندارد.


مسأله 2444 ) زن باید بدن و موى خود را از مرد نامحرم بپوشاند، و نیز باید بدن و موى خود را از پسرى هم که بالغ نشده ولى نگاه آن به زن سبب تحریک شهوت زن مى‏شود، بنابراحتیاط بپوشاند.


مسأله 2445 ) نگاه کردن به عورت دیگرى حتى به عورت بچه ممیزى که خوب و بد را مى‏فهمد حرام است. اگرچه از پشت شیشه یا در آینه یا آب صاف و مانند اینها باشد ولى زن و شوهر مى‏توانند به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند.


مسأله 2446 ) مرد و زنى را که با یکدیگر محرمند، اگر قصد لذت نداشته باشند مى‏توانند غیر از عورت (بین ناف تا زانو) به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند.


مسأله 2447 ) مرد نباید با قصد لذت به بدن مرد دیگر نگاه کند و نگاه کردن زن هم به بدن زن دیگر با قصد لذت حرام است.


مسأله 2448 ) مرد نباید عکس زن نامحرم را بیندازد، و اگر زن نامحرمى را بشناسد نباید به عکس او نگاه کند.


مسأله 2449 ) اگر درحال ضرورت زن بخواهد زن دیگر، یا مردى غیر از شوهر خود را تنقیه کند، یا عورت او را آب بکشد، باید چیزى در دست کند که دست او به عورت آن مرد نرسد و همچنین است اگر مرد بخواهد مرد دیگر، یا زنى غیر زن خود را تنقیه کند، یا عورت او را آب بکشد.


مسأله 2450 ) اگر مرد براى معالجه زن نامحرم ناچار باشد که او را نگاه کند و دست به بدن او بزند اشکال ندارد ولى اگر با نگاه کردن بتواند معالجه کند، نباید دست به بدن او بزند و اگر با دست زدن بتواند معالجه کند، نباید او را نگاه کند.


مسأله 2451 ) اگر انسان براى معالجه کسى ناچار شود که به عورت او نگاه کند بنابراحتیاط واجب باید آئینه را در مقابل گذاشته و در آن نگاه کند ولى اگر چاره‏ اى جز نگاه کردن به عورت نباشد، اشکال ندارد.


مسائل متفرّقه زناشوئى

مسأله 2452 ) کسى که به واسطه نداشتن زن به حرام مى‏افتد، واجب است زن بگیرد.


مسأله 2453 ) اگر شوهر در عقد شرط کند که زن باکره باشد و بعد از عقد معلوم شود که باکره نبوده، مى‏تواند عقد را بهم بزند و مى‏تواند با ملاحظه نسبت تفاوت بین مهر باکره و غیر باکره را از مهرى که قرار داده‏اند، کم کند.


مسأله 2454 ) ماندن مرد و زن نامحرم در محل خلوتى که کسى در آنجا نیست و دیگرى هم نمى‏تواند وارد شود، حرام است، چه به ذکر خدا مشغول باشند یا به صحبت دیگر، خواب باشند یا بیدار، ولى اگر طورى باشد که کس دیگر بتواند وارد شود، یا بچه ‏اى که خوب و بد را مى‏فهمد در آنجا باشد، اشکال ندارد.


مسأله 2455 ) اگر مرد مهر زن را در عقد معین کند و قصدش این باشد که آن را ندهد، عقد صحیح است ولى مهر را باید بدهد.


مسأله 2456 ) مسلمانى که منکر خدا یا پیغمبر شود یا حکم ضرورى دین یعنى حکمى را که مسلمانان جزء دین اسلام مى‏دانند، مثل واجب بودن نماز و روزه انکار کند، به طورى که انکار آن معنایش انکار خدا یا پیامبر9 بوده باشد، در صورتى که بداند آن حکم ضرورى دین است، مرتد مى‏شود.


مسأله 2457 ) اگر زن پیش از آن که شوهرش با او نزدیکى کند به‏ طورى که در مسأله پیش گفته شد مرتد شود، عقد او باطل مى‏گردد و همچنین است اگر بعد از نزدیکى مرتد شود ولى یائسه باشد (معناى یائسه در مسأله 441 گذشت) اما اگر یائسه نباشد، باید به دستورى که در احکام طلاق گفته خواهد شد، عده نگهدارد. پس اگر در بین عده مسلمان شود عقد او به حال خود باقى مى‏ماند و اگر تا آخر عده مرتد بماند، عقد باطل است.


مسأله 2458 ) مردى که مسلمان زاده است، اگر مرتد شود، زنش بر او حرام مى‏شود و باید به مقدارى که در احکام طلاق گفته مى‏شود، عده وفات نگهدارد.


مسأله 2459 ) مردى که از پدر و مادر غیر مسلمان به دنیا آمده و مسلمان شده اگر پیش از نزدیکى با عیالش مرتد شود، عقد او باطل مى‏گردد و اگر بعد از نزدیکى مرتد شود، چنانچه زن او در سن زنهائى باشد که حیض مى‏بینند باید آن زن به مقدارى که در احکام طلاق گفته مى‏شود، عده نگهدارد. پس اگر پیش از تمام شدن عده، شوهر او مسلمان شود عقد او باقى و گرنه باطل است.


مسأله 2460 ) اگر زن در عقد با مرد شرط کند که او را از شهرى بیرون نبرد و مرد هم قبول کند، نباید زن را از آن شهر بیرون ببرد.


مسأله 2461 ) اگر زن انسان از شوهر دیگرش دخترى داشته باشد، انسان مى‏تواند آن دختر را براى پسر خود که از آن زن نیست، عقد کند و نیز اگر دخترى را براى پسر خود عقد کند، مى‏تواند با مادر آن دختر ازدواج نماید.


مسأله 2462 ) اگر زنى از زنا آبستن شود، در صورتى که خود آن زن، یا مردى که با او زنا کرده، یا هر دوى آنان مسلمان باشند، براى آن زن جایز نیست بچه را سقط کند.


مسأله 2463 ) اگر کسى با زنى زنا کند، چنانچه بعد از استبرا به نحوى که در مسأله «2408» گفته شد، او را عقد کند و بچه‏اى از آنان پیدا شود در صورتى که ندانند از نطفه حلال است یا حرام، آن بچه حلال‏ زاده است.


مسأله 2464 ) اگر مرد نداند که زن در عده است و با او ازدواج کند، چنانچه زن هم نداند و بچه‏اى از آنان به دنیا بیاید، حلال‏زاده است و شرعاً فرزند هر دو مى‏باشد ولى اگر زن مى‏دانسته که در عده است و مى‏دانسته که ازدواج در عده حرام است، شرعاً بچه فرزند پدر است و در هر صورت عقد آنان باطل است و به یکدیگر حرام مى‏باشند.


مسأله 2465 ) اگر زن بگوید یائسه ‏ام، نباید حرف او را قبول کرد، ولى اگر بگوید شوهر ندارم، حرف او قبول مى‏شود.


مسأله 2466 ) اگر بعد از آن که انسان با زنى ازدواج کرد، کسى بگوید آن زن شوهر داشته و زن بگوید نداشتم، چنانچه شرعاً ثابت نشود که زن شوهر داشته، باید حرف زن را قبول کرد.


مسأله 2467 ) تا دو سال پسر یا دختر تمام نشده، پدر نمى‏تواند او را از مادرش جدا کند و احتیاط آن است که دختر را تا هفت سال از مادرش جدا نکند.


مسأله 2468 ) مستحب است در شوهر دادن دخترى که بالغه است، یعنى مکلّف شده، عجله کنند از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که یکى از سعادتهاى مرد آن است که دخترش در خانه او حیض نبیند.


مسأله 2469 ) اگر زن مهر خود را به شوهر صلح کند که زن دیگر نگیرد بنابراحتیاط واجب زن باید مهر را نگیرد و شوهر هم با زن دیگر ازدواج نکند.


مسأله 2470 ) کسى که از زنا به دنیا آمده، اگر زن بگیرد و بچه‏ اى پیدا کند آن بچه حلال‏زاده است.


مسأله 2471 ) هرگاه مرد در روزه ماه رمضان یا در حال حیض زن، با او نزدیکى کند معصیت کرده، ولى اگر بچه ‏اى از آنان به دنیا آید، حلال‏زاده است.


مسأله 2472 ) زنى که یقین دارد شوهرش در سفر مرده اگر بعد از عده وفات که مقدار آن در احکام طلاق گفته خواهد شد، شوهر کند و شوهر اول از سفر برگردد، باید از شوهر دوم جدا شود و به شوهر اول حلال است ولى اگر شوهر دوم با او نزدیکى کرده باشد، زن باید عده نگهدارد و شوهر دوم باید مهر او را مطابق زنهائى که مثل او هستند، بدهد ولى خرج عده ندارد.


احکام شیر دادن

مسأله 2473 ) اگر زنى بچه ‏اى را با شرائطى که در مسأله 2483 گفته خواهد شد شیر دهد، آن بچه به این عدّه مَحرم مى‏شود:

اول – خود زن و آن را مادر رضاعى مى‏گویند. دوم – شوهر زن که شیر مال اوست و او را پدر رضاعى مى‏گویند. سوم – پدر و مادر آن زن هر چه بالا روند، اگرچه پدر و مادر رضاعى او باشند. چهارم – بچه‏هائى که از آن زن به دنیا آمده‏اند، یا به دنیا مى‏آیند. پنجم – بچه‏هاى اولاد آن زن هرچه پائین روند، چه از اولاد او به دنیا آمده، یا اولاد او آن بچه‏ها را شیر داده باشند. ششم – خواهر و برادر آن زن اگرچه رضاعى باشند یعنى به واسطه شیر خوردن، با آن زن خواهر و برادر شده باشند. هفتم – عمو و عمّه آن زن اگرچه رضاعى باشند. هشتم – دائى و خاله آن زن اگرچه رضاعى باشند. نهم – اولاد شوهر آن زن که شیر مال آن شوهر است، هرچه پائین روند، اگرچه اولاد رضاعى او باشند. دهم – پدر و مادر شوهر آن زن که شیر مال آن شوهر است، هرچه بالا روند. یازدهم – خواهر و برادر شوهرى که شیر مال اوست اگرچه خواهر و برادر رضاعى او باشند. دوازدهم – عمو و عمّه و دائى و خاله شوهرى که شیر مال اوست هرچه بالا روند، اگرچه رضاعى باشند و نیز عده دیگرى هم که در مسائل بعد گفته مى‏شود، به واسطه شیر دادن محرم مى‏شوند.


مسأله 2474 ) اگر زنى بچه‏ اى را با شرائطى که در مسأله 2483 گفته مى‏شود شیر دهد، پدر آن بچه نمى‏تواند با دخترهائى که از آن زن به دنیا آمده‏اند، ازدواج کند و نیز نمى‏تواند دخترهاى شوهرى را که شیر مال اوست، اگرچه دخترهاى رضاعى او باشند براى خود عقد نماید ولى جایز است با دخترهاى رضاعى آن زن ازدواج کند، اگرچه احتیاط مستحب آن است که با آنان ازدواج نکند و نگاه محرمانه یعنى نگاهى که انسان مى‏تواند به محرمهاى خود کند به آنان ننماید.


مسأله 2475 ) اگر زنى بچه ‏اى را با شرائطى که در مسأله 2483 گفته مى‏شود شیر دهد، شوهر آن زن که صاحب شیر است، به خواهرهاى آن بچه محرم نمى‏شود ولى احتیاط مستحب آن است که با آنان ازدواج ننماید و نیز خویشان شوهر به خواهر و برادر آن بچه محرم نمى‏شوند.


مسأله 2476 ) اگر زنى بچه‏ اى را شیر دهد، به برادرهاى آن بچه محرم نمى‏شود و نیز خویشان آن زن به برادر و خواهر بچه‏اى که شیر خورده، محرم نمى‏شوند.


مسأله 2477 ) اگر انسان با زنى که دخترى را شیر کامل داده ازدواج کند و با آن نزدیکى نماید، دیگر نمى‏تواند آن دختر را براى خود عقد کند.


مسأله 2478 ) اگر انسان با دخترى ازدواج کند، دیگر نمى‏تواند با زنى که آن دختر را شیر کامل داده، ازدواج نماید.


مسأله 2479 ) انسان نمى‏تواند با دخترى که مادر یا مادر بزرگ انسان او را شیر کامل داده ازدواج کند و نیز اگر زن پدر انسان از شیر پدر او دخترى را شیر داده باشد، انسان نمى‏تواند با آن دختر ازدواج نماید و چنانچه دختر شیرخوارى را براى خود عقد کند، بعد مادر، یا مادر بزرگ، یا زن پدر او آن دختر را شیر دهد، عقد باطل مى‏شود.


مسأله 2480 ) با دخترى که خواهر یا زن برادر انسان با شیر برادر او را شیر کامل داده، نمى‏شود ازدواج کرد و همچنین است اگر خواهرزاده، یا برادرزاده، یا نوه خواهر، یا نوه برادر انسان آن دختر را شیر داده باشد.


مسأله 2481 ) اگر زنى بچه دختر خود را شیر دهد، با شرائطى که بعداً ذکر مى‏شود آن دختر به شوهر خود حرام مى‏شود و همچنین است اگر بچه‏اى را که شوهر دخترش از زن دیگر دارد شیر دهد ولى اگر بچه پسر خود را شیر دهد، زن پسرش که مادر آن طفل شیرخوار است، بر شوهر خود حرام نمى‏شود.


مسأله 2482 ) اگر زن پدر دخترى بچه شوهر آن دختر را شیر دهد بنابرآنچه در مسأله 2474 گذشت، آن دختر به شوهر خود حرام مى‏شود، چه بچه از همان دختر یا از زن دیگر شوهر او باشد.


 

شرائط شیر دادنى که علّت محرم شدن است

مسأله 2483 ) شیر دادنى که علت محرم شدن است، هشت شرط دارد:

اول – بچه شیر زن زنده را بخورد پس اگر از پستان زنى که مرده است شیر بخورد، فایده ندارد.

دوم – شیر آن زن از حرام نباشد، پس اگر شیر بچه‏اى را که از زنا به دنیا آمده به بچه دیگر بدهند، به واسطه آن شیر، بچه به کسى محرم نمى‏شود.

سوم – بچه شیر را از پستان بمکد، پس اگر شیر را در گلوى او بریزند، اثرى ندارد.

چهارم – شیر، خالص باشد و با چیز دیگر مخلوط نباشد.

پنجم – شیر از یک شوهر باشد. پس اگر زن شیردهى را طلاق دهند، بعد شوهر دیگرى کند و از او آبستن شود و تا موقع زائیدن، شیرى که از شوهر اول داشته باقى باشد و مثلاً هشت دفعه پیش از زائیدن از شیر شوهر اول و هفت دفعه بعد از زائیدن از شیر شوهر دوم به بچه‏اى بدهد، آن بچه به کسى محرم نمى‏شود.

ششم – بچه به واسطه مرض شیر را قى نکند و اگر قى کند، بنابراحتیاط واجب کسانى که به واسطه شیر خوردن به آن بچه محرم مى‏شوند، باید با او ازدواج نکنند و نگاه محرمانه هم به او ننمایند.

هفتم – پانزده مرتبه یا یک شبانه‏روز به‏طورى که در مسأله بعد گفته مى‏شود، شیر سیر بخورد، یا مقدارى شیر به او بدهند که بگویند از آن شیر استخوانش محکم شده و گوشت در بدنش روئیده است، بلکه اگر ده مرتبه هم به او شیر دهند، احتیاط مستحب آن است کسانى که به واسطه شیر خوردن با او محرم مى‏شوند، با او ازدواج نکنند و نگاه محرمانه هم به او ننمایند.

هشتم – دو سال بچه تمام نشده باشد و اگر بعد از تمام شدن دو سال، او را شیر دهند، به کسى محرم نمى‏شود، بلکه اگر مثلاً پیش از تمام شدن دو سال چهارده مرتبه و بعد از آن، یک مرتبه شیر بخورد، به کسى محرم نمى‏شود. ولى چنانچه از موقع زائیدن زن شیرده بیشتر از دو سال گذشته باشد و شیر او باقى باشد و بچه‏اى را شیر دهد، آن بچه به کسانى که گفته شد، محرم مى‏شود.


مسأله 2484 ) باید بچه در بین یک شبانه‏روز غذا یا شیر کس دیگر را نخورد ولى اگر کمى غذا بخورد که نگویند در بین، غذا خورده اشکال ندارد و نیز باید پانزده مرتبه را از شیر یک زن بخورد و در بین پانزده مرتبه شیر کس دیگر را نخورد و در هر دفعه بدون فاصله شیر بخورد، ولى اگر در بین شیر خوردن، نفس تازه کند، یا کمى صبر کند که از اولى که پستان در دهان مى‏گیرد تا وقتى سیر مى‏شود، یک دفعه حساب شود اشکال ندارد.


مسأله 2485 ) اگر زن از شیر شوهر خود بچه‏اى را شیر دهد، بعد شوهر دیگر کند و از شیر آن شوهر هم بچه دیگر را شیر دهد آن دو بچه به یکدیگر محرم نمى‏شوند، اگرچه بهتر است با هم ازدواج نکنند و نگاه محرمانه به یکدیگر ننمایند.


مسأله 2486 ) اگر زن از شیر یک شوهر چندین بچه را شیر دهد، همه آنان به یکدیگر و به شوهر و به زنى که آنان را شیر داده، محرم مى‏شوند.


مسأله 2487 ) اگر کسى چند زن داشته باشد و هرکدام آنان با شرائطى که گفتیم بچه‏اى را شیر دهند، همه آن بچه‏ها به یکدیگر و به آن مرد و به همه آن زنها محرم مى‏شوند.


مسأله 2488 ) اگر کسى دو زن شیرده داشته باشد و یکى از آنان بچه‏اى را مثلاً هشت مرتبه و دیگرى هفت مرتبه شیر بدهد آن بچه به کسى محرم نمى‏شود.


مسأله 2489 ) اگر زنى از شیر یک شوهر پسر و دخترى را شیر کامل بدهد خواهر و برادر آن دختر به خواهر و برادر آن پسر و خود آن پسر محرم نمى‏شوند.


مسأله 2490 ) انسان نمى‏تواند بدون اذن زن خود، با زنهائى که به واسطه شیر خوردن، خواهرزاده یا برادرزاده زن او شده‏اند، ازدواج کند و نیز اگر با پسرى لواط کند، احتیاط واجب آن است که دختر و خواهر و مادر و مادر بزرگ آن پسر را که رضاعى هستند، یعنى به واسطه شیر خوردن، دختر و خواهر و مادر او شده‏اند، براى خود عقد نکند.


مسأله 2491 ) زنى که برادر انسان را شیر داده به انسان محرم نمى‏شود، اگرچه احتیاط مستحب آن است که با او ازدواج نکند.


مسأله 2492 ) انسان نمى‏تواند با دو خواهر، اگرچه رضاعى باشند یعنى به واسطه شیر خوردن، خواهر یکدیگر شده باشند، ازدواج کند و چنانچه دو زن را عقد کند و بعد بفهمد خواهر بوده‏اند، در صورتى که عقد آنان در یک وقت بوده هر دو باطل است و اگر در یک وقت نبوده، عقد اولى صحیح و عقد دومى باطل مى‏باشد.


مسأله 2493 ) اگر زن از شیر شوهر خود کسانى را که بعداً گفته مى‏شود، شیر دهد شوهرش بر او حرام نمى‏شود، اگرچه بهتر آن است که احتیاط کنند:

اول – برادر و خواهر خود را. دوم – عمو و عمّه و دائى و خاله خود را. سوم – اولاد عمو و اولاد دائى خود را. چهارم – برادرزاده خود را. پنجم – برادر شوهر، یا خواهر شوهر خود را. ششم – خواهرزاده خود یا خواهرزاده شوهرش را. هفتم – عمو و عمّه و دائى و خاله شوهرش را. هشتم – نوه زن دیگر شوهر خود را.


مسأله 2494 ) اگر کسى دختر عمه یا دختر خاله انسان را شیر دهد، به انسان محرم نمى‏شود ولى احتیاط مستحب آن است که از ازدواج با او خوددارى نماید.


مسأله 2495 ) مردى که دو زن دارد، اگر یکى از آن دو زن، فرزند عموى زن دیگر را شیر دهد، زنى که فرزند عموى او شیر خورده، به شوهر خود حرام نمى‏شود.


آداب شیر دادن

مسأله 2496 ) براى شیر دادن بچه بهتر از هرکس مادر اوست، و سزاوار است که مادر براى شیر دادن از شوهر خود مزد نگیرد و خوبست که شوهر مزد بدهد و اگر مادر بخواهد بیشتر از دایه مزد بگیرد، شوهر مى‏تواند بچه را از او گرفته و به دایه بدهد.


مسأله 2497 ) مستحب است دایه ‏اى که براى طفل مى‏گیرند، دوازده امامى و داراى عقل و عفّت و صورت نیکو باشد و مکروه است کم ‏عقل، یا غیر دوازده‏امامى یا بدصورت، یا بدخُلق، یا زنازاده باشد و نیز مکروه است دایه‏اى بگیرند که بچه‏ اى که دارد، از زنا به دنیا آمده باشد.


مسائل متفرّقه شیر دادن

مسأله 2498 ) مستحب است از زنها جلوگیرى کنند که هر بچه‏اى را شیر ندهند، زیرا ممکن است فراموش شود که به چه کسانى شیر داده‏اند و بعدا دو نفر محرم با یکدیگر ازدواج نمایند.


مسأله 2499 ) کسانى که به واسطه شیر خوردن، خویشى پیدا مى‏کنند، مستحب است یکدیگر را احترام نمایند، ولى از یکدیگر ارث نمى‏برند و حق‏هاى خویشى که انسان با خویشان خود دارد، براى آنان نیست.


مسأله 2500 ) در صورتى که ممکن باشد، مستحب است بچه را دو سال تمام شیر بدهند.


مسأله 2501 ) اگر به واسطه شیر دادن، حق شوهر از بین نرود، زن مى‏تواند بدون اجازه شوهر، بچه کس دیگر را شیر دهد، ولى جایز نیست بچه‏اى را شیر دهد که به واسطه شیر دادن به آن بچه به شوهر خود حرام شود، مثلاً اگر شوهر او دختر شیرخوارى را براى خود عقد کرده باشد، زن نباید آن دختر را شیر دهد، چون اگر آن دختر را شیر دهد، خودش مادرزن شوهر مى‏شود و بر او حرام مى‏گردد.


مسأله 2502 ) اگر کسى بخواهد زن برادرش به او محرم شود، بعضى فرموده‏اند: «باید دختر شیرخوارى را مثلاً دو روزه براى خود صیغه کند و در آن دو روز با شرائطى که در مسأله 2483 گفته شد زن برادرش آن دختر را شیر دهد»، ولى این حکم به نظر ما محل اشکال است و در مسأله 2438 بیان گردیده است.


مسأله 2503 ) اگر مرد پیش از آن که زنى را براى خود عقد کند، بگوید به واسطه شیر خوردن، آن زن بر او حرام شده، مثلاً بگوید شیر مادر او را خورده چنانچه تصدیق او ممکن باشد، نمى‏تواند با آن زن ازدواج کند و اگر بعد از عقد بگوید و خود زن هم حرف او را قبول نماید، عقد باطل است پس اگر مرد با او نزدیکى نکرده باشد، یا نزدیکى کرده باشد، ولى در وقت نزدیکى کردن، زن بداند بر آن مرد حرام است، مهر ندارد و اگر بعد از نزدیکى بفهمد که بر آن مرد حرام بوده، شوهر باید مهر او را مطابق زنهائى که مثل او هستند، بدهد.


مسأله 2504 ) اگر زن پیش از عقد بگوید به واسطه شیر خوردن بر مردى حرام شده، چنانچه تصدیق او ممکن باشد، نمى‏تواند با آن مرد ازدواج کند و اگر بعد از عقد بگوید، مثل صورتى است که مرد بعد از عقد بگوید که زن بر او حرام است و حکم آن در مسأله پیش گفته شد.


مسأله 2505 ) شیر دادنى که علت محرم شدن است، به دو چیز ثابت مى‏شود:

اول – خبر دادن عده‏اى که انسان از گفته آنان یقین پیدا کند.

دوم – شهادت دو مرد عادل یا چهار زن که عادله باشند، ولى باید شرائط شیر دادن را هم بگویند، مثلاً بگویند ما دیده‏ایم که فلان بچه بیست و چهار ساعت از پستان فلان زن شیر خورده و چیزى هم در بین نخورده و همچنین سایر شرطها را که در مسأله 2483 گفته شده شرح دهند.


مسأله 2506 ) اگر شک کنند بچه به مقدارى که علت محرم شدن است، شیر خورده یا نه، یا گمان داشته باشند که به آن مقدار شیر خورده، بچه به کسى محرم نمى‏شود ولى بهتر آن است که احتیاط کنند.