نمازهاى واجب

نمازهاى واجب شش است:

اوّل: نماز یومیه. دوم: نماز آیات. سوم: نماز میت. چهارم: نماز طواف واجب خانه کعبه. پنجم: نماز قضاى پدر که بر پسر بزرگتر واجب است. ششم: نمازى که به واسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مى‏شود و نماز جمعه از نمازهاى روزانه است.


نمازهاى واجب یومیّه

نمازهاى واجب یومیّه پنج است: ظهر و عصر و هرکدام چهار رکعت. مغرب سه رکعت و عشاء چهار رکعت. صبح دو رکعت.

مسأله 736 ) در سفر باید نمازهاى چهار رکعتى را با شرائطى که گفته مى‏شود، دو رکعت خواند.


وقت نماز ظهر و عصر

مسأله 737 ) اگر چوب یا چیزى مانند آن را (که به آن شاخص مى‏گویند) راست در زمین هموار فرو برند، صبح که خورشید بیرون مى‏آید، سایه آن به طرف مغرب مى‏افتد و هرچه آفتاب بالا مى‏آید این سایه کم مى‏شود و در بیشتر کشورها در اول ظهر شرعى [1]به آخرین درجه کمى مى‏رسد و ظهر که گذشت سایه آن به طرف مشرق برمى‏گردد و هرچه خورشید رو به مغرب مى‏رود، سایه زیادتر مى‏شود، بنابر این وقتى سایه به آخرین درجه کمى رسید و دو مرتبه رو به زیاد شدن گذاشت معلوم مى‏شود ظهر شرعى شده است، ولى در بعضى شهرها مثل مکه که گاهى موقع ظهر سایه به کلى از بین مى‏رود، بعد از آن که سایه دوباره پیدا شد، معلوم مى‏شود ظهر شده است.


مسأله 738 ) نماز ظهر و عصر هرکدام وقت مخصوص و مشترکى دارند، وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتى که از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد و اگر کسى سهواً تمام نماز عصر را در این وقت بخواند، بنابراحتیاط باید هر دو نماز را دوباره به ترتیب بجا آورد و وقت مخصوص نماز عصر موقعى است که به اندازه خواندن نماز عصر وقت به مغرب شرعى مانده باشد که اگر کسى تا این موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و باید نماز عصر را بخواند و مابین وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترک نماز ظهر و نماز عصر است. که اگر کسى در این وقت اشتباهاً تمام نماز عصر را پیش از نماز ظهر بخواند، نمازش صحیح است و باید نماز ظهر را بعد از آن بجا آورد ولى اگر مقدارى از نماز عصر در وقت مشترک واقع شود، مثل این که سه رکعت از نماز عصر در وقت مخصوص به ظهر و یک رکعت در وقت مشترک واقع شود بنابر احتیاط باید نماز عصر را بعد از ظهر دوباره بخواند.


مسأله 739 ) اگر پیش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بین نماز بفهمد اشتباه کرده است، چنانچه تمام مقدارى را که خوانده یا بعضى از آن در وقت مشترک باشد، باید نیّت را به نماز ظهر برگرداند یعنى نیت کند آنچه تا به حال خوانده‏ام و آنچه را بعد مى‏خوانم همان نماز ظهر باشد و بعد از آن که نماز را تمام کرد نماز عصر را بخواند و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، بنابراحتیاط واجب، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام کند، بعد هر دو نماز را به ترتیب بجا آورد.


مسأله 740 ) در زمان حضور امام علیه السلام واجب است انسان در روز جمعه به جاى نماز ظهر دو رکعت نماز جمعه بخواند، ولى در زمان غیبت حضرت، خواندن نماز ظهر، در وقت امکان حضور در نماز جمعه با شرائط معتبر، خلاف احتیاط است.


مسأله 741 ) نماز جمعه مانند نماز صبح دو رکعت است و امتیازش از نماز صبح این است که دو خطبه پیش از نماز دارد، و نماز جمعه واجب تخییرى است، به این معنى که مکلّف در روز جمعه مخیّر است که نماز جمعه را بخواند در صورتى که شرائطش موجود باشد، یا نماز ظهر بجا آورد و اگر نماز جمعه را بجا آورد احتیاط وجوبى این است که ظهر را هم بخواند.


مسأله 742 ) وقت نماز جمعه از اول ظهر است تا وقتى که معمولاً مى‏توان نماز را در آن وقت خواند.


وقت نماز مغرب و عشاء

مسأله 743 ) مغرب موقعى است که سرخى طرف مشرق، که بعد از غروب آفتاب پیدا مى‏شود، از بالاى سر انسان بگذرد.


مسأله 744 ) نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکى دارند:

وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتى که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد که اگر کسى مثلاً مسافر باشد و سهواً یا به جهت ندانستن مسأله تمام نماز عشا را در این وقت بخواند، نمازش باطل است.

وقت مخصوص نماز عشا، موقعى است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد که اگر کسى تا این موقع نماز مغرب را نخواند باید اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند و بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا وقت مشترک نماز مغرب و عشا است که اگر کسى در این وقت اشتباهاً نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود، نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.


مسأله 745 ) وقت مخصوص و مشترک که معنى آن در مسأله پیش گفته شد، براى اشخاص فرق مى‏کند، مثلاً اگر به اندازه خواندن دو رکعت نماز از اول ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهرِ کسى که مسافر است، تمام شده و داخل وقت مشترک مى‏شود و براى کسى که مسافر نیست، باید به اندازه خواندن چهار رکعت نماز بگذرد.


مسأله 746 ) اگر پیش از خواندن نماز مغرب سهواً مشغول نماز عشا شود و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده، چنانچه به رکوع رکعت چهارم نرفته، باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند، و احتیاط آن است که اگر مقدارى از آن را در وقت مخصوص مغرب خوانده باشد، نماز مغرب را قبل از نماز عشا اعاده کند و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته باشد، بنابراحتیاط باید نماز را تمام کرده و بعد از خواندن نماز مغرب نماز عشا را اعاده کند.


مسأله 747 ) آخر وقت نماز عشا براى کسانى که معذور نیستند، نصف شب است و شب را باید از اول غروب تا اذان صبح حساب کرد، نه تا اول آفتاب[2].


مسأله 748 ) اگر به واسطه عذرى، مانند خواب یا فراموشى یا حائض شدن، نماز مغرب و عشا را تا نصف شب نخواند نمازش قضا نشده و باید آن را تا قبل از اذان صبح به نیت ادا بخواند و احتیاط مستحب آن است که نماز را بدون نیّت ادا و قضا بجا آورد، و اگر از روى معصیت نماز مغرب و عشا را تا نصف شب نخواند نماز وى قضا شده است. ولى احتیاط واجب آن است که تا قبل از اذان صبح بدون این که نیت ادا و قضا کند، آن نماز را بجا آورد.


وقت نماز صبح

مسأله 749 ) نزدیک اذان صبح از طرف مشرق، سفیده‏اى رو به بالا حرکت مى‏کند که آن را فجر اول یا فجر کاذب گویند. موقعى که آن سفیده پهن شد، فجر دوم یا فجر صادق و اولِ وقت نماز صبح است و آخر وقت نماز صبح موقعى است که آفتاب بیرون مى‏آید.


احکام وقت نماز

مسأله 750 ) موقعى انسان مى‏تواند مشغول نماز شود که یقین کند وقت داخل شده است، یا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند یا اذان‏گوىِ عادلِ وقت‏شناس اذان بگوید.


مسأله 751 ) اگر به واسطه ابر یا غبار یا نابینائى و یا بودن در زندان، نتواند در اول وقت نماز، به داخل شدن وقت یقین کند، چنانچه گمان داشته باشد که وقت داخل شده احتیاط واجب آن است که به گمان عمل نکند و نماز را به تأخیر بیندازد تا یقین کند وقت داخل شده است.


مسأله 752 ) اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند یا اذان‏گوىِ عادلِ وقت‏شناس اذان بگوید یا انسان یقین کند که وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است و همچنین است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش از وقت خوانده ولى اگر در بین نماز بفهمد وقت داخل شده، یا بعد از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده، نماز او صحیح است.


مسأله 753 ) اگر انسان ملتفت نباشد که باید با یقین به داخل شدن وقت، مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت خوانده، نماز او صحیح است و اگر بفهمد تمام نماز را پیش از وقت خوانده، یا نفهمد که در وقت خوانده یا پیش از وقت، نمازش باطل است. بلکه اگر بعد از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده است، احتیاط واجب آن است که دوباره آن نماز را بخواند.


مسأله 754 ) اگر اطمینان کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او باطل است. ولى اگر در بین نماز اطمینان داشته باشد که وقت داخل شده نمازش صحیح است، هرچند اطمینان کند که نماز را پیش از وقت شروع کرده است، چنانچه گذشت.


مسأله 755 ) اگر وقت نماز به قدرى تنگ است که به واسطه بجا آوردن بعضى از کارهاى مستحب نماز، همچون اذان و قنوت -بلکه سوره- بترسد مقدارى از آن بعد از وقت خوانده شود، باید آن مستحب را بجا نیاورد.


مسأله 756 ) کسى که به اندازه خواندن یک رکعت نماز وقت دارد باید نماز را به نیت ادا بخواند، و اگر عمداً نماز را تا این وقت به تأخیر بیندازد، معصیت کرده ولى باید نماز را به نیت ادا بخواند.


مسأله 757 ) کسى که مسافر نیست اگر نماز خود را تا نزدیکى غروب آفتاب به تأخیر بیندازد مسأله سه صورت دارد:

اوّل: به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، در این صورت باید نماز ظهر و عصر خود را به ترتیب بخواند.

دوّم: به این اندازه وقت ندارد ولى به اندازه یک رکعت یا بیشتر وقت دارد، در این صورت نماز ظهرش قضا شده و باید نماز عصر را بجا آورد.

سوّم: به اندازه یک رکعت هم وقت نداشته باشد، در این صورت نماز ظهر و عصر هر دو قضا شده است و نیز اگر نماز مغرب و عشا را تا نزدیکى نیمه شب به تأخیر بیندازد باز مسأله سه صورت دارد:

اوّل: به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشا را به ترتیب بخواند.

دوّم: به اندازه یک رکعت یا بیشتر وقت دارد در این صورت باید نماز عشا را خوانده سپس نماز مغرب را قضا کند و بنابراحتیاط واجب نماز مغرب را تا پیش از طلوع فجر بجا آورده، در آن نیت ادا یا قضا نکند.

سوّم: به اندازه یک رکعت هم وقت نداشته باشد، در این صورت نماز مغرب و عشا قضا شده و بنابراحتیاط واجب آن دو را تا پیش از طلوع فجر بجا آورده در آن نیت ادا یا قضا نکند. در تأخیر نماز مغرب و عشا تا نزدیکى طلوع فجر با عذر سه صورت وجود دارد:

اوّل: به اندازه پنج رکعت وقت داشته باشد در این صورت باید نماز مغرب و عشا را به ترتیب به نیّت اداء بخواند و بنابراحتیاط مستحب در آنها نیت خصوص ادا یا قضا نکند.

دوّم: به این اندازه وقت نداشته باشد ولى به اندازه یک رکعت یا بیشتر وقت داشته باشد، در این صورت نماز مغربش قضا شده، مى‏بایست نماز عشا را در این وقت به نیت ادا بجا آورد و بنابراحتیاط مستحب نیت خصوص ادا یا قضا نکند.

سوّم: به اندازه یک رکعت هم وقت نداشته باشد، در این صورت نماز مغرب و عشا هر دو قضا شده است. گفتنى است بنابراحتیاط واجب تأخیر بدون عذر تا نزدیکى طلوع فجر در حکم تأخیر با عذر مى‏باشد نباید نیت ادا و قضا بنماید.


مسأله 758 ) کسى که مسافر است اگر نماز خود را در ظهر و عصر تا نزدیکى غروب آفتاب و در مغرب و عشا تا نصف شب و یا تا طلوع فجر با وجود عذر به تأخیر بیندازد تمام فرضهاى مسأله قبل در این مسأله هم جارى است و فرقى بین این دو مسأله نیست مگر در مقدار وقت که در مسأله قبل براى غیر مسافر در ظهر و عصر و مغرب و عشا پنج رکعت به آخر وقت مانده فرض شده، ولى در این مسأله براى مسافر در ظهر و عصر سه رکعت و در مغرب و عشا چهار رکعت مى‏باشد.


مسأله 759 ) مستحب است انسان نماز را در اول وقت بخواند و راجع به آن خیلى سفارش شده است و هرچه به اول وقت نزدیکتر باشد، بهتر است. مگر آن که تأخیر آن از جهتى بهتر باشد، مثلاً صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.


مسأله 760 ) هرگاه انسان عذرى دارد که اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند، ناچار است مثلاً با تیمم یا با لباس نجس نماز بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقى است، مى‏تواند در اول وقت، نماز بخواند. ولى اگر احتمال دهد که عذر او از بین مى‏رود، باید صبر کند تا عذرش برطرف شود و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند و لازم نیست به قدرى صبر کند که فقط بتواند کارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلکه اگر براى مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم وقت دارد، مى‏تواند تیمم کند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد.


مسأله 761 ) کسى که مسائل نماز و احکام شک و سهو را نداند و احتمال مى‏دهد که یکى از اینها در نماز پیش آید و نمازش را باطل کند، نمى‏تواند در اول وقت با قصد جزمى نماز را شروع کند بلکه یا باید نماز را در اول وقت به قصد رجاء شروع کند یا براى یاد گرفتن اینها نماز را از اول وقت به تأخیر بیندازد ولى اگر اطمینان دارد که نماز را به‏طور صحیح تمام مى‏کند، مى‏تواند در اول وقت با نیت جزمى مشغول نماز شود، و در هر صورت اگر در نماز مسأله‏اى که حکم آن را نمى‏داند، پیش نیاید، نماز او صحیح است و اگر مسأله‏اى که حکم آن را نمى‏داند پیش آید، جایز است به یکى از دو طرفى که احتمال مى‏دهد، عمل نماید و نماز را تمام کند. ولى بعد از نماز باید مسأله را بپرسد که اگر نمازش باطل باشد، دوباره بخواند و اگر صحیح بوده، اعاده لازم نیست.


مسأله 762 ) اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار هم طلب خود را مطالبه مى‏کند در صورتى که ممکن است، باید اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند و همچنین است اگر کار واجب دیگرى که باید فوراً آن را بجا آورد پیش آمد کند، مثلاً ببیند مسجد نجس است که باید اول مسجد را تطهیر کند بعد نماز بخواند و چنانچه اول نماز بخواند معصیت کرده ولى نماز او صحیح است.


[1] – ظهر شرعی عبارت از گذشتن نصف روز است، مثلاً اگر روز دوازده ساعت باشد، پس از گذشتن شش ساعت از طلوع آفتاب ظهر شرعی است و اگر روز سیزده ساعت باشد، پس از گذشتن شش ساعت و نیم از طلوع آفتاب ظهر شرعی است و اگر روز یازده ساعت باشد پس از گذشتن پنج ساعت و نیم از طلوع آفتاب ظهر شرعی است و ظهر شرعی که عبارت از گذشتن نصف از طلوع آفتاب تا غروب است، در بعضی از مواقع سال در شهرهای میانی ایران همچون قم و تهران چند دقیقه پیش از ساعت دوازده و گاهی چند دقیقه بعد از دوازده است و در شهرهای شرقی ظهر زودتر و در شهرهای غربی دیرتر است.

[2] -بنابر این تقریباً 11 ساعت و بیست دقیقه بعد از ظهر شرعی آخر وقت نماز مغرب و عشا است.

نمازهائى که باید به ترتیب خوانده شود

مسأله 763 ) انسان باید نماز عصر را بعد از ظهر، و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پیش از نماز ظهر و نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند، باطل است.


مسأله 764 ) اگر به نیت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بین نماز یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده است، نمى‏تواند نیت را به نماز عصر برگرداند، بلکه باید نماز را بشکند و نماز عصر را بخواند و همین‏طور است در نماز مغرب و عشا.


مسأله 765 ) اگر در بین نماز عصر یقین کند که نماز ظهر را نخوانده است، نیت را به نماز ظهر برگرداند چنانچه یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده بوده، بنابراحتیاط واجب باید نیت را به نماز عصر برگرداند و بعد از تمام کردن نماز، دوباره نماز عصر را بخواند. مگر این که در آن موقعى که نیت را به ظهر برگردانده هیچ‏یک از اعمال نماز را بجا نیاورده باشد، در این صورت اعاده لازم نیست.


مسأله 766 ) اگر در بین نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده یا نه، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند. ولى اگر وقت به قدرى کم است که بعد از تمام شدن نماز، مغرب مى‏شود باید به نیت نماز عصر، نماز را تمام کند و بنا مى‏گذارد که نماز ظهر را هم خوانده است.


مسأله 767 ) اگر در نماز عشاء بعد از رسیدن به رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، چنانچه وقت کم است باید نماز عشا را تمام کند و بعد مغرب را احتیاطاً بخواند و اگر به مقدار پنج رکعت وقت باشد باید نماز را بهم زده و بعد از نماز مغرب، نماز عشاء را بخواند.


مسأله 768 ) اگر در نماز عشا بعد از رسیدن به رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، باید نماز را تمام کند بعد نماز مغرب را بخواند و بنابراحتیاط واجب نماز عشا را هم بعداً اعاده کند.


مسأله 769 ) اگر انسان نمازى را که خوانده احتیاطاً دوباره بخواند و در بین نماز یادش بیاید نمازى را که باید پیش از آن بخواند نخوانده است، نمى‏تواند نیت را به آن نماز برگرداند، مثلاً موقعى که نماز عصر را احتیاطاً مى‏خواند، اگر یادش بیاید نماز ظهر را نخوانده است، نمى‏تواند نیت را به نماز ظهر برگرداند.


مسأله 770 ) برگرداندن نیت از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به نماز واجب جایز نیست.


مسأله 771 ) اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، و در بین نماز ادا به خاطرش بیاید که از همان روز نماز قضا دارد بنابر احتیاط مستحب باید عدول کند و نیت را به نماز قضا برگرداند، ولى باید برگرداندن نیت به نماز قضا ممکن باشد مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى باید نیت را به قضاى صبح برگرداند که داخل رکوع رکعت سوم نشده باشد.


نمازهاى مستحب

مسأله 772 ) نمازهاى مستحبى زیاد است و آنها را نافله گویند و بین نمازهاى مستحبى، خواندن نافله‏هاى شبانه‏روز بیشتر سفارش شده و آنها در غیر روز جمعه سى و چهار رکعتند که هشت رکعت آن نافله ظهر و هشت رکعت نافله عصر و چهار رکعت نافله مغرب و دو رکعت نافله عشاء و یازده رکعت نافله شب و دو رکعت نافله صبح مى‏باشد و چون دو رکعت نافله عشا را بنابراحتیاط واجب باید نشسته خواند، یک رکعت حساب مى‏شود، ولى در روز جمعه بر شانزده رکعت نافله ظهر و عصر، چهار رکعت اضافه مى‏شود و بهتر است که شش رکعت موقعى که آفتاب پهن شود و شش رکعت وقت بالا آمدن آفتاب و شش رکعت نزدیک ظهر و دو رکعت وقت ظهر بجا آورده شود.


مسأله 773 ) از یازده رکعت نافله شب، هشت رکعت آن باید به نیت نافله شب و دو رکعت آن به نیت نماز شفع و یک رکعت آن به نیت نماز وتْر خوانده شود و دستور کامل نافله شب در کتابهاى دعا گفته شده است.


مسأله 774 ) نمازهاى نافله را مى‏شود نشسته خواند، ولى بهتر است دو رکعت نماز نافله نشسته را یک رکعت حساب کند، مثلاً کسى که مى‏خواهد نافله ظهر را که هشت رکعت است نشسته بخواند، بهتر است شانزده رکعت بخواند و اگر مى‏خواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز یک رکعتى نشسته بخواند.


مسأله 775 ) نافله ظهر و عصر را در سفر نباید خواند و نافله عشاء در سفر ساقط نمى‏شود و بنابراحتیاط باید به قصد رجاء خوانده شود.


وقت نافله‏ هاى یومیّه

مسأله 776 ) نافله نماز ظهر پیش از نماز ظهر خوانده مى‏شود و وقت آن از اول ظهر است تا موقعى که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا مى‏شود، به اندازه دو هفتم آن شود، مثلاً اگر درازى شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سایه‏اى که بعد از ظهر پیدا مى‏شود به دو وجب رسید، آخر وقت نافله ظهر است.


مسأله 777 ) نافله عصر پیش از نماز عصر خوانده مى‏شود و وقت آن تا موقعى است که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا مى‏شود، به چهار هفتم آن برسد و چنانچه بخواهد نافله ظهر یا نافله عصر را بعد از آن که سایه شاخص دو هفتم یا چهار هفتم آن شده، بخواند بهتر است نافله را بعد از فریضه بخواند و نباید نیت ادا و قضا کند و نیز جایز است آنها را قبل از وقت نماز ظهر بخواند حتى در غیر روز جمعه مخصوصاً در صورتى که بداند بعداً نمى‏تواند بخواند.


مسأله 778 ) وقت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى که سرخى طرف مغرب که بعد از غروب کردن آفتاب در آسمان پیدا مى‏شود از بین برود.


مسأله 779 ) وقت نافله عشاء بعد از تمام شدن نماز عشا است و تا وقتى که نماز عشاء ادا است، مى‏تواند نافله آن را بخواند و بهتر است بعد از نماز عشاء بلافاصله خوانده شود.


مسأله 780 ) نافله صبح پیش از نماز صبح خوانده مى‏شود و وقت آن بعد از فجر اول است تا وقتى که سرخى طرف مشرق پیدا شود و نشانه فجر اول در وقت نماز صبح گفته شد و جایز است نافله صبح را بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند.


مسأله 781 ) وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح و بهتر است نزدیک اذان صبح خوانده شود.


مسأله 782 ) مسافر و کسى که براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مى‏تواند آن را در اول شب بجا آورد.


مسأله 783 ) یکى از نمازهاى مستحبى بنابر مشهور نماز غُفیله است که بین نماز مغرب و عشا خوانده مى‏شود و وقت آن بنابر احتیاط پیش از آن است که سرخى طرف مغرب از بین برود و بهتر این است که نماز غفیله را از نافله مغرب حساب نماید.


نماز غفیله

مسأله 783 ) یکى از نمازهاى مستحبى بنابر مشهور نماز غُفیله است که بین نماز مغرب و عشا خوانده مى‏شود و وقت آن بنابر احتیاط پیش از آن است که سرخى طرف مغرب از بین برود و بهتر این است که نماز غفیله را از نافله مغرب حساب نماید.


کیفیت نماز غفیله

در رکعت اول نماز غفیله، بعد از حمد باید به جاى سوره این آیه را بخوانند:

«وَ ذاَ النُّؤنِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادى فِى الظُّلُماتِ أَنْ لا إلهَ اِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّى کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی المُؤْمِنِینَ».

و در رکعت دوم بعد از حمد به جاى سوره این آیه را بخوانند:

«وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الغَیْبِ لا یعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِى البَرِّ وَ البَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَهٍ إِلاَّ یَعْلَمُها وَ لا حَبَّهٍ فِى ظُلُماتِ الأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ اِلاَّ فِى کِتابٍ مُبِینٍ».

و در قُنوت آن بگویند:

«أَلّلهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَفاتِحِ الغَیْبِ الَّتِی لا یَعْلَمُها إِلاَّ أَنْتَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِى کَذا وَکَذا» (به جاى) کذا وکذا حاجتهاى خود را بگویند و بعد بگویند:

«أَلّلهُمَّ أَنْتَ وَلِىُّ نِعْمَتِى وَ القادِرُ عَلى طَلِبَتِی تَعْلَمُ حاجَتِی فَأَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ و عَلَیْهِمُ السَّلامُ لَمَّا قَضَیْتَها لِى».


احکام قبله

مسأله 784 ) خانه کعبه -که در مکّه معظّمه است- و محاذى آن تا آسمان، قبله است و باید روبروى آن نماز خواند و اگر طورى بایستد که بگویند: رو به قبله نماز مى‏خواند، کافى است و همچنین است کارهاى دیگر، مانند سر بریدن حیوانات که باید رو به قبله انجام گیرد.


مسأله 785 ) کسى که نماز واجب را ایستاده مى‏خواند باید صورت و سینه و شکم او رو به قبله باشد و احتیاط مستحب آن است که انگشتان پاى او هم رو به قبله باشد.


مسأله 786 ) کسى که باید نشسته نماز بخواند، باید در موقع نماز صورت و سینه و شکم او رو به قبله باشد.


مسأله 787 ) کسى که نمى‏تواند نشسته نماز بخواند، باید در حال نماز به پهلوى راست طورى بخوابد که جلوى بدن او رو به قبله باشد و اگر ممکن نیست باید به پهلوى چپ طورى بخوابد که جلوى بدن او رو به قبله باشد و اگر این را هم نتواند باید به پشت بخوابد به طورى که کف پاهاى او رو به قبله باشد.


مسأله 788 ) نماز احتیاط و سجده و تشهّد فراموش شده را باید رو به قبله بجا آورد و بنابراحتیاط سجده سهو را نیز رو به قبله بجا آورد.


مسأله 789 ) نماز مستحبى را مى‏شود در حال راه رفتن و سوارى خواند و اگرانسان در این دو حال، نماز مستحبى بخواند، لازم نیست رو به قبله باشد.


مسأله 790 ) کسى که مى‏خواهد نماز بخواند، باید براى پیدا کردن قبله کوشش نماید تا یقین کند که قبله کدام طرف است و اگر نتواند یقین پیدا کند، باید به گمانى که از محراب مسجد مسلمانان یا قبرهاى آنان یا از راههاى دیگر پیدا مى‏شود عمل نماید. حتى اگر از گفته فاسق یا کافرى که به واسطه قواعد علمى قبله را مى‏شناسد گمان به قبله پیدا کند، کافیست.


مسأله 791 ) کسى که گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قویترى پیدا کند نمى‏تواند به گمان خود عمل نماید، مثلاً اگر میهمان از گفته صاحبخانه گمان به قبله پیدا کند ولى بتواند از راه دیگر گمان قویترى پیدا کند، نباید به حرف او عمل نماید.


مسأله 792 ) اگر براى پیدا کردن قبله وسیله‏اى ندارد، یا با این که کوشش کرده گمانش به طرفى نمى‏رود، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بنابراحتیاط باید چهار نماز به چهار سمت مقابل یکدیگر بخواند و اگر به اندازه چهار نماز وقت ندارد، باید به اندازه‏اى که وقت دارد، نماز بخواند. مثلاً اگر فقط به اندازه یک نماز وقت دارد باید یک نماز به هر طرفى که مى‏خواهد بخواند و باید نمازها را طورى بخواند که یقین کند یکى از آنها رو به قبله بوده یا اگر از قبله کج بوده، به طرف دست راست و دست چپ قبله نرسیده است.


مسأله 793 ) اگر یقین یا گمان کند که قبله در یکى از دو طرف است باید به هر دو طرف نماز بخواند.


مسأله 794 ) کسى که باید به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد دو نماز بخواند که مثل نماز ظهر و عصر باید یکى بعد از دیگرى خوانده شود، احتیاط مستحب آن است که نماز اول را به هر چند طرف که واجب است، بخواند. بعد نماز دوم را شروع کند چنان که مى‏تواند هر دو نماز را اول به یک طرف بخواند و بعداً به طرف دیگر.


مسأله 795 ) کسى که یقین به قبله ندارد، اگر بخواهد غیر از نماز کارى کند که باید رو به قبله انجام داد، مثلاً بخواهد سر حیوانى را ببرد، باید به گمان عمل نماید و اگر گمان ممکن نیست به هر طرف که انجام دهد، صحیح است.


پوشانیدن بدن در نماز

مسأله 796 ) مرد باید در حال نماز، اگرچه کسى او را نمى‏بیند، عورتین خود را بپوشاند و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.


مسأله 797 ) زن باید در موقع نماز تمام بدن حتى سر و موى خود را بپوشاند و احتیاط مستحب آن است که کف پاها را هم بپوشاند. ولى پوشاندن صورت به مقدارى که در وضو شسته مى‏شود و دستها تا مچ و روى پاها تا مچ پا لازم نیست.


مسأله 798 ) موقعى که انسان قضاى سجده فراموش شده یا تشهّد فراموش شده را بجا مى‏آورد، باید خود را مثل موقع نماز بپوشاند و احتیاط آن است که در موقع بجا آوردن سجده سهو نیز خود را بپوشاند.


مسأله 799 ) اگر انسان عمداً یا از روى ندانستن مسأله، در نماز عورتش را نپوشاند، نمازش باطل است.


مسأله 800 ) اگر در بین نماز بفهمد که عورتش پیداست، باید آن را بپوشاند و احتیاط واجب آن است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند، ولى اگر بعد از نماز بفهمد که در نماز عورت او پیدا بوده، نمازش صحیح است.


مسأله 801 ) اگر در حال ایستاده لباسش عورت او را مى‏پوشاند ولى ممکن است در حال دیگر، مثلاً در حال رکوع و سجود نپوشاند، چنانچه موقعى که عورت او پیدا مى‏شود به وسیله‏اى آن را بپوشاند، نماز او صحیح است، ولى احتیاط مستحب آن است که با آن لباس نماز نخواند.


مسأله 802 ) انسان موقعى که پوشاک ندارد مى‏تواند در نماز خود را با علف و برگ درختان بپوشاند و بنابراحتیاط، موقعى که پوشاک دارد با علف و برگ درختان خود را نپوشاند.


مسأله 803 ) انسان در حال ناچارى مى‏تواند در نماز خود را با گِل بپوشاند.


مسأله 804 ) اگر چیزى ندارد که در نماز خود را با آن بپوشاند، چنانچه احتمال دهد که پیدا مى‏کند، باید نماز را تأخیر بیندازد و اگر چیزى پیدا نکرد، در آخر وقت مطابق وظیفه‏اش که در مسأله بعدى گفته مى‏شود، نماز بخواند.


مسأله 805 ) کسى که مى‏خواهد نماز بخواند، اگر براى پوشاندن خود حتى برگ درخت و علف و گِل و لجن نداشته باشد و آب گل‏آلود یا چاله‏اى هم که در آن بایستد پیدا نکند و احتمال ندهد که تا آخر وقت چیزى پیدا کند که خود را با آن بپوشاند، در صورتى که احتمال بدهد که شخص نامحرمى غیر همسرش او را مى‏بیند، باید نشسته نماز بخواند و براى رکوع و سجود به قدرى خم شود که عورتش پیدا نباشد و براى سجود کمى بیشتر از رکوع خم شود و مهر را بالا بیاورد و پیشانى را بر آن بگذارد و اگر اطمینان دارد که نامحرم او را نمى‏بیند بنابراحتیاط واجب باید دو نماز ایستاده بخواند در یکى رکوع و سجود کند مثل نمازگزارى که لباس در تن دارد و در دیگرى به جاى رکوع و سجود با سر اشاره کند و در هر دو نماز بنابراحتیاط واجب قُبُل خود را درحال ایستادن با دست بپوشاند.


 

لباس نمازگزار

مسأله 806 ) لباس نمازگزار شش شرط دارد: اول آن که پاک باشد. دوم آن که مباح باشد. سوم آن که از اجزاء مردار نباشد. چهارم آنکه از حیوان حرام‏گوشت نباشد. پنجم و ششم آن که اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابریشم خالص و طلاباف نباشد و تفصیل اینها در مسائل آینده گفته مى‏شود:


شرط اوّل

مسأله 807 ) لباس نمازگزار باید پاک باشد و اگر کسى عمداً با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.


مسأله 808 ) کسى که نمى‏داند با بدن و لباس نجس نماز باطل است، اگر با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.


مسأله 809 ) اگر به واسطه ندانستن مسأله، چیز نجسى را نداند نجس است مثلاً نداند که عرق شتر نجاستخوار نجس است و با آن نماز بخواند، نمازش باطل است.


مسأله 810 ) اگر نداند که بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده نماز او صحیح است. ولى احتیاط مستحب آن است که اگر وقت دارد، دوباره آن نماز را بخواند.


مسأله 811 ) اگر فراموش کند که بدن یا لباسش نجس است و در بین نماز، یا بعد از آن یادش بیاید، باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.


مسأله 812 ) کسى که در وسعت وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز بدن یا لباس او نجس شود و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت شود که نجس شده، یا بفهمد بدن یا لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس یا بیرون آوردن آن نماز را بهم نمى‏زند، باید در بین نماز بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض نماید یا اگر چیز دیگرى عورت او را پوشانده، لباس را بیرون آورد. ولى چنانچه طورى باشد که اگر بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض کند یا بیرون آورد، نماز بهم مى‏خورد و اگر لباس را بیرون آورد برهنه مى‏ماند، باید نماز را بشکند و با بدن و لباس پاک نماز بخواند.


مسأله 813 ) کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز لباس او نجس شود و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند، بفهمد که نجس شده یا بفهمد که لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن یا عوض کردن یا بیرون آوردن لباس، نماز را بهم نمى‏زند و مى‏تواند لباس را بیرون آورد، باید لباس را آب بکشد یا عوض کند، یا اگر چیز دیگرى عورت او را پوشانده لباس را بیرون آورد و نماز را تمام کند. اما اگر چیز دیگرى عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمى‏تواند آب بکشد یا عوض کند، باید با همان لباس نماز را تمام کند و همچنین است اگر لباس را آب بکشد یا عوض کند نماز بهم نمى‏خورد ولى به واسطه سرما و مانند آن نمى‏تواند لباس را بیرون آورد، باید با همان حال، نماز را تمام کند و نمازش صحیح است.


مسأله 814 ) کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز بدن او نجس شود و پیش از آن که چیزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت شود که نجس شده یا بفهمد بدن او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن بدن، نماز را بهم نمى‏زند، باید آب بکشد و اگر نماز را بهم مى‏زند باید با همان حال نماز را تمام کند و نماز او صحیح است.


مسأله 815 ) کسى که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد، چنانچه نماز را بخواند و بعد از نماز بفهمد که بدن یا لباسش نجس بوده، نماز او صحیح است.


مسأله 816 ) اگر لباس را آب بکشد و یقین کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده نماز او صحیح است و اعاده لازم نیست.


مسأله 817 ) اگر خونى در بدن یا لباس خود ببیند و یقین کند که از خونهاى نجس نیست، مثلاً یقین کند که خون پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خونهائى بوده که نمى‏شود با آن نماز خواند، نماز او صحیح است.


مسأله 818 ) اگر یقین کند خونى که در بدن یا لباس اوست خون نجسى است که نماز با آن صحیح است، مثلاً یقین کند خون زخم و دمل است، چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده که نماز با آن باطل است، نمازش صحیح است.


مسأله 819 ) اگر نجس بودن چیزى را فراموش کند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشى نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نماز او صحیح است ولى اگر بدنش با رطوبت به چیزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و بدون این که خود را آب بکشد غسل کند و نماز بخواند، غسل و نمازش باطل است و نیز اگر جائى از اعضاء وضو با رطوبت به چیزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و پیش از آن که آنجا را آب بکشد، وضو بگیرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل مى‏باشد. مگر این که طورى باشد که با وضو گرفتن، اعضاى وضو نیز پاک شود.


مسأله 820 ) کسى که یک لباس دارد، اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب کشیدن یکى از آنها آب داشته باشد، باید بدن را آب بکشد و با همان لباس نجس نماز بخواند ولى اگر مثلاً نجاست یکى بول است که اگر بخواهد با آب قلیل آب بکشد باید دو مرتبه آب روى آن بریزد و دیگرى خون است که یک مرتبه ریختن آب روى آن کافى است باید آن را (اعم از بدن و لباس) که به بول نجس شده آب بکشد.


مسأله 821 ) کسى که غیر از لباس نجس، لباس دیگرى ندارد، باید نماز را با همان لباس بجا آورد.


مسأله 822 ) کسى که دو لباس دارد، اگر بداند یکى از آنها نجس است و نداند کدام‏یک از آنهاست، چنانچه وقت دارد باید با هر دو لباس نماز بخواند. مثلاً اگر مى‏خواهد نماز ظهر و عصر بخواند باید با هرکدام یک نماز ظهر و یک نماز عصر بخواند. ولى اگر وقت تنگ است، باید نماز را با یکى از آن دو لباس بجا آورد، و احتیاط مستحب آن است که آن نماز را با لباس پاک قضا نماید.


شرط دوّم

مسأله 823 ) لباس نمازگزار باید مباح باشد و کسى که مى‏داند پوشیدن لباس غصبى حرام است، اگر عمداً در لباس غصبى یا در لباسى که نخ یا تکمه یا چیز دیگر آن غصبى است نماز بخواند، باطل است.


مسأله 824 ) کسى که مى‏داند پوشیدن لباس غصبى حرام است ولى نمى‏داند نماز را باطل مى‏کند، اگر عمداً با لباس غصبى نماز بخواند، نمازش باطل است.


مسأله 825 ) اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبى است و با آن نماز بخواند نمازش صحیح است. ولى اگر کسى خودش لباسى را غصب نماید و فراموش کند که غصب کرده است و با آن نماز بخواند، بنابراحتیاط نمازش باطل است.


مسأله 826 ) اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبى است و در بین نماز بفهمد، چنانچه چیز دیگرى عورت او را پوشانده است و مى‏تواند فوراً بدون این که موالات، یعنى پى‏درپى بودن نماز بهم بخورد، لباس غصبى را بیرون آورد، باید آن را بیرون آورد و نمازش صحیح است و اگر چیز دیگرى عورت او را نپوشانده، یا نمى‏تواند لباس غصبى را فوراً بیرون آورد که اگر بیرون آورد پى‏درپى بودن نماز بهم مى‏خورد، در صورتى که به مقدار یک رکعت هم وقت داشته باشد، باید نماز را بشکند و با لباس غیر غصبى نماز بخواند و اگر به این مقدار وقت ندارد، باید درحال نماز لباس را بیرون آورد و به دستور نماز برهنگان، نماز را تمام نماید.


مسأله 827 ) اگر کسى براى حفظ جانش با لباس غصبى نماز بخواند، یا مثلاً براى این که دزد لباس غصبى را نبرد با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است.


مسأله 828 ) اگر با عین پولى که خمس یا زکات آن را نداده لباس بخرد، نماز خواندن در آن لباس اشکال دارد.


شرط سوّم

مسأله 829 ) لباس نمازگزار باید از اجزاء حیوان مرده‏اى که خون جهنده دارد، یعنى حیوانى که اگر رگش را ببرند خون از آن جستن مى‏کند، نباشد. بلکه اگر از حیوان مرده‏اى که مانند ماهى و مار، خون جهنده ندارد لباس تهیه کند، احتیاط واجب آن است که با آن نماز نخواند.


مسأله 830 ) هرگاه چیزى از مردار مانند گوشت و پوست از اعضاء آن که داراى حس و حیات است همراه نمازگزار باشد، اگرچه لباس او نباشد بنابراحتیاط واجب نمازش باطل است ولى چیزهائى که داراى حس و حیات نیست مانند پشم و شاخ واستخوان چنانچه همراه نمازگزار باشد، اشکال ندارد.


مسأله 831 ) اگر چیزى از مردار حلال‏گوشت مانند مو و پشم که روح ندارد همراه نمازگزار باشد، یا با لباسى که از آنها تهیه کرده‏اند، نماز بخواند نمازش صحیح است.


شرط چهارم

مسأله 832 ) لباس نمازگزار باید ازحیوان حرام‏گوشت نباشد و اگر موئى از آن هم همراه نمازگزار باشد، نماز او باطل است.


مسأله 833 ) اگر آب دهان یا بینى یا رطوبت دیگرى از حیوان حرام‏گوشت مانند گربه بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، چنانچه تر باشد نماز باطل و اگر خشک شده و عین آن برطرف شده باشد، نماز صحیح است.


مسأله 834 ) اگر مو و عرق و آب دهان کسى بر بدن یا لباس نمازگزار باشد اشکال ندارد و همچنین است اگر مروارید و موم و عسل همراه او باشد.


مسأله 835 ) اگر شک داشته باشد که لباسى از حیوان حلال‏گوشت است یا حرام‏گوشت، چه در داخل تهیه شده باشد چه در خارج، احتیاط مستحب آن است که با آن نماز نخواند.


مسأله 836 ) نماز خواندن با صدف اشکال ندارد و معلوم نیست که صدف از اجزاء حیوان حرام‏گوشت باشد.


مسأله 837 ) بنابراحتیاط واجب باید از پوست خز و سنجاب در نماز اجتناب کرد.


مسأله 838 ) اگر با لباسى که نمى‏داند یا فراموش کرده که از حیوان حرام‏گوشت است نماز بخواند، واجب نیست آن نماز را دوباره بخواند یا اگر وقت گذشته قضا نماید.


شرط پنجم

مسأله 839 ) پوشیدن لباس طلاباف براى مرد حرام و نماز با آن باطل است، ولى براى زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.


مسأله 840 ) پوشیدن طلا، مثل آویختن زنجیر طلا به سینه و انگشترى طلا به دست کردن و بستن ساعت مچى طلا به دست، و عینک طلا گذاشتن براى مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل است. ولى براى زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.


مسأله 841 ) اگر مردى نداند یا فراموش کند که انگشترى یا لباسش از طلا است یا شک داشته باشد و با آن نماز بخواند، احتیاط مستحب آن است که آن نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نماید.


شرط ششم

مسأله 842 ) لباس مرد نمازگزار حتى عرقچین و بند شلوار او بنابراحتیاط باید ابریشم خالص نباشد و در غیر نماز هم پوشیدن آن براى مرد حرام است.


مسأله 843 ) اگر آستر تمام لباس یا آستر مقدارى از آن ابریشم خالص باشد، پوشیدن آن براى مرد حرام و نماز در آن باطل است.


مسأله 844 ) لباسى را که نمى‏داند از ابریشم خالص است یا چیز دیگر، اگر در غیر نماز بپوشد اشکال ندارد. ولى احتیاط مستحب آن است که با آن نماز نخواند.


مسأله 845 ) دستمال ابریشمى و مانند آن اگر در جیب مرد باشد اشکال ندارد و نماز را باطل نمى‏کند.


مسأله 846 ) پوشیدن لباس ابریشمى براى زن، در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.


مسأله 847 ) پوشیدن لباس غصبى و ابریشمى خالص و طلاباف و لباسى که از مردار تهیه شده در حال ناچارى مانعى ندارد و نیز کسى که ناچار است لباس بپوشد و لباس دیگرى غیر از اینها ندارد، مى‏تواند با این لباسها نماز بخواند.


مسأله 848 ) اگر غیر از لباس غصبى لباس دیگرى ندارد و ناچار نیست لباس بپوشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد، نماز بخواند.


مسأله 849 ) اگر غیر از لباسى که از حیوان حرام‏گوشت یا از مردار تهیه شده، لباس دیگرى ندارد، چنانچه در پوشیدن لباس ناچار باشد، مى‏تواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد و بنابر احتیاط یک نماز دیگر هم با همان لباس بخواند.


مسأله 850 ) اگر مرد غیر از لباس ابریشمى خالص یا طلاباف، لباس دیگرى نداشته باشد، چنانچه در پوشیدن لباس ناچار نباشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند و بنابراحتیاط یک نماز دیگر هم با همان لباس بخواند.


مسأله 851 ) اگر چیزى ندارد که در نماز عورت خود را با آن بپوشاند واجب است اگرچه به کرایه یا خریدارى باشد، تهیه نماید. ولى اگر تهیه آن به قدرى پول لازم دارد که نسبت به دارائى او زیاد و خارج از اندازه است یا طورى است که اگر پول را به مصرف لباس برساند، به حال او ضرر دارد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد، نماز بخواند.


مسأله 852 ) کسى که لباس ندارد اگر دیگرى لباس به او ببخشد یا عاریه دهد، چنانچه قبول کردن آن براى او مشقّت غیر قابل تحمل نداشته باشد، باید قبول کند، بلکه اگر عاریه کردن یا طلب بخشش براى او سخت نیست، باید از کسى که لباس دارد، طلب بخشش یا عاریه نماید.


مسأله 853 ) پوشیدن لباسى که پارچه یا رنگ یا دوخت آن براى کسى که مى‏خواهد آن را بپوشد معمول نیست و برخلاف وضع او است به طورى که اگر آن را بپوشد انگشت‏نما مى‏شود مثل آن که اهل علم درحال عادى لباس نظامى بپوشد، حرام است ولى اگر با آن لباس نماز بخواند، اشکال ندارد.


مسأله 854 ) احتیاط واجب آن است که مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه نپوشد ولى اگر با آن لباس نماز بخواند، اشکال ندارد.


مسأله 855 ) کسى که باید خوابیده نماز بخواند، اگر لحافش از اجزاء حیوان حرام‏گوشت باشد، نماز در آن جایز نیست هرچند برهنه نباشد و اگر نجس یا ابریشم باشد، در صورتى که پوشیدن بر آن صدق کند، نماز در آن نیز جایز نیست. ولى مجرد روى خود کشیدن آن عیبى ندارد و ضرر به نماز نمى‏رساند و اما تشک به هر حال عیب ندارد، مگر این که مقدارى از آن را به خود بپیچد که در عُرف پوشیدن گفته شود، دراین صورت حکم آن حکم لحاف است.


 

مواردى که لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد

مسأله 856 ) در سه صورت که تفصیل آنها بعداً گفته مى‏شود، اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است:

اوّل: آن که به واسطه زخم یا جراحت یا دملى که در بدن اوست، لباس یا بدنش به خون آلوده شده باشد.

دوّم: آن که بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم -که تقریباً به اندازه بند سرانگشت سبّابه(شهادت)- به خون آلوده باشد.

سوّم: آن که ناچار باشد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند و در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است:

اوّل: آن که لباسهاى کوچک او مانند جوراب و عرقچین نجس باشد.

دوّم: آن که بدن یا لباس زنى که پرستار بچه است نجس شده باشد و احکام این پنج صورت مفصّلاً در مسائل بعد گفته مى‏شود.


مسأله 857 ) اگر در بدن یا لباس نمازگزار، خون زخم یا جراحت یا دمل باشد، چنانچه طورى است که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس براى بیشتر مردم سخت است اگرچه براى صاحب زخم و دمل سخت نباشد تا وقتى که زخم یا جراحت یا دمل خوب نشده است مى‏تواند با آن خون نماز بخواند و همچنین است اگر چرکى که با خون بیرون آمده یا دوائى که روى زخم گذاشته‏اند و نجس شده، در بدن یا لباس او باشد.


مسأله 858 ) اگر خون بریدگى و زخمى که به زودى خوب مى‏شود و شستن آن آسان است در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.


مسأله 859 ) اگر جائى از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد، به رطوبت زخم نجس شود، جایز نیست با آن نماز بخواند ولى اگر مقدارى از بدن یا لباس که معمولاً به رطوبت زخم آلوده مى‏شود، به رطوبت آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.


مسأله 860 ) اگر از زخمى که توى دهان و بینى و مانند اینها است، خون بیرون آید و به بدن یا لباس از جاهائى که معمولاً وقت بیرون آمدن خون نجس مى‏شود برسد، مى‏تواند با آن نماز بخواند و همچنین است خون بواسیر خواه دانه‏هایش بیرون باشد یا نباشد.


مسأله 861 ) کسى که بدنش زخم است، اگر در بدن یا لباس خود خونى ببیند و نداند از زخم است یا خون دیگر، جایز نیست با آن نماز بخواند.


مسأله 862 ) اگر چند زخم در بدن باشد و طورى نزدیک هم باشند که یک زخم حساب شود، تا وقتى همه خوب نشده‏اند، نماز خواندن با خون آنها اشکال ندارد. ولى اگر به قدرى از هم دور باشند که هرکدام یک زخم حساب شود، هرکدام که خوب شد، باید براى نماز، بدن و لباس را از خون آن آب بکشد.


مسأله 863 ) اگر سر سوزنى خون حیض، نفاس، استحاضه یا خون سگ یا خوک یا کافر یا مردار یا حیوانِ حرام‏گوشت در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است ولى خونهاى دیگر مثل خون بدن انسان یا خون حیوان حلال‏گوشت اگرچه در چند جاى بدن و لباس باشد در صورتى که روى هم کمتر از درهم باشد -که تقریباً به اندازه سرانگشت سبّابه مى‏شود- نماز خواندن با آن اشکال ندارد.


مسأله 864 ) خونى که به لباس بى‏آستر بریزد و به پشت آن برسد، یک خون حساب مى‏شود ولى اگر پشت آن، نیز خونى شود باید هر کدام را جدا حساب نمود. پس اگر خونى که در پشت و روى لباس است روى هم کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحیح و اگر به مقدار درهم یا بیشتر باشد نماز با آن باطل است.


مسأله 865 ) اگر خون، روى لباسى که آستر دارد بریزد و به آستر آن برسد و یا به آستر بریزد و روى لباس نیز خونى شود، باید هرکدام را جدا حساب نمود پس اگر خون روى لباس و آستر، کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحیح و اگر به اندازه درهم یا بیشتر باشد نماز با آن باطل است.


مسأله 866 ) اگر خون بدن یا لباس کمتر از درهم باشد و رطوبتى به آن برسد که اطراف را آلوده کند، نماز با آن باطل است اگرچه خون و رطوبتى که به آن رسیده، مجموعاً به اندازه درهم نباشد. ولى اگر رطوبت فقط به همان محل خون برسد و خون کمتر از درهم باشد در این صورت نماز با آن اشکال ندارد.


مسأله 867 ) اگر بدن یا لباس خونى نشود ولى به واسطه رسیدن به خون نجس شود اگرچه مقدارى که نجس شده کمتر از درهم باشد، نماز با آن باطل است.


مسأله 868 ) اگر خونى که در بدن یا لباس است کمتر از درهم باشد و نجاست دیگرى به آن برسد، مثلاً یک قطره بول روى آن بریزد، نماز خواندن با آن جایز نیست.


مسأله 869 ) اگر لباسهاى کوچک نمازگزار مثل عرقچین و جوراب که نمى‏شود با آنها عورت را پوشانید نجس شد، چنانچه از مردار و حیوان حرام‏گوشت و حیوان نجس‏العین (براى همه: چه مرد و چه زن) و ابریشم خالص و طلا (براى مردان) درست نشده باشد، نماز با آنها صحیح است و نیز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند، اشکال ندارد.


مسأله 870 ) احتیاط واجب آن است که لباس و دستمال نجس که ساتر عورت است همراه نمازگزار نباشد ولى دستمالى که ساتر عورت نباشد و کلید و چاقوى نجس و مانند اینها اشکالى ندارد و احتیاط مستحب آن است که اینها نیز همراه نمازگزار نباشد.


مسأله 871 ) مادرى که پرستار پسر بچه است و بیشتر از یک لباس ندارد، چنانچه نتواند لباس دیگرى بخرد، یا کرایه کند و یا عاریه نماید، هرگاه در شبانه‏روزى یک مرتبه لباس خود را آب بکشد، اگرچه تا روز دیگر لباسش به بول بچه نجس شود، مى‏تواند با آن لباس نماز بخواند، ولى احتیاط مستحب آن است که لباس خود را طرف عصر براى نماز ظهر و عصر آب بکشد و نیز اگر بیشتر از یک لباس دارد ولى ناچار است که همه آنها را بپوشد، چنانچه شبانه‏روزى یک مرتبه همه آنها را آب بکشد کافیست و حکم بدن او با لباس یکى است.


مسأله 872 ) احتیاط واجب آن است که اگر لباس پرستار و مادر دختر بچه به بول دختر نجس شود اگرچه روزى یک مرتبه آن را آب بکشد، چنانچه بعد از آن نجس شود با آن لباس نماز نخواند.


 

چیزهائى که در لباس نمازگزار مستحب است

مسأله 873 ) چند چیز در لباس نمازگزار مستحب است که از آن جمله است: عمّامه با تحت‏الحَنَک، پوشیدن عبا و لباس سفید و پاکیزه‏ترین لباسها و استعمال بوى خوش و دست کردن انگشترى عقیق.


 

چیزهائى که در لباس نمازگزار مکروه است

مسأله 874 ) چند چیز در لباس نمازگزار مکروه است و از آن جمله است:

پوشیدن لباس سیاه و چرک و تنگ و لباس شرابخوار و لباس کسى که از نجاست پرهیز نمى‏کند و لباسى که نقش صورت دارد و نیز باز بودن دکمه‏ هاى لباس و دست کردن انگشترى که نقش صورت دارد.


مکان نماز گزار

مکان نمازگزار شش شرط دارد:

شرط اول

مکان نمازگزار مباح باشد.


مسأله 875 ) کسى که در مِلک غصبى نماز مى‏خواند، اگر چه روى فرش و تخت و مانند اینها باشد بنابراحتیاط نمازش باطل است ولى نماز خواندن در زیر سقف غصبى و خیمه غصبى مانعى ندارد.


مسأله 876 ) نماز خواندن در ملکى که منفعت آن مال دیگرى است، بدون اجازه کسى که منفعت ملک، مال او مى‏باشد، بنابراحتیاط باطل است مثلاً در خانه اجاره‏اى اگر صاحب خانه یا دیگرى بدون اجازه کسى که آن خانه را اجاره کرده نماز بخواند، نمازش باطل است و همچنین است اگر در ملکى که دیگرى در آن حقى دارد نماز بخواند. مثلاً اگر میت وصیت کرده باشد که ثُلث مال او را به مصرفى برسانند، تا وقتى ثلث را جدا نکنند، نمى‏شود در ملک او نماز خواند.


مسأله 877 ) کسى که در مسجد نشسته، اگر دیگرى جاى او را غصب کند و در آنجا نماز بخواند، بنابراحتیاط نمازش باطل است.


مسأله 878 ) اگر در جائى که نمى‏داند غصبى است نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، یا در جائى که غصبى بودن آن را فراموش کرده نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نماز او صحیح است ولى کسى که خودش جائى را غصب کرده، اگر فراموش کند و در آنجا نماز بخواند نمازش بنابراحتیاط باطل است و در صورت صحت اگر در نظر مردم اجرتى به آن تعلق مى‏گیرد باید آن را بپردازد.


مسأله 879 ) اگر بداند جائى غصبى است و بداند که غصب حرام است ولى نداند که در جاى غصبى نماز باطل است و در آنجا نماز بخواند، نماز او باطل است.


مسأله 880 ) کسى که ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حیوان سوارى یا زین یا نعل آن غصبى باشد نماز او باطل است و همچنین است اگر بخواهد بر آن حیوان نماز مستحبى بخواند.


مسأله 881 ) کسى که در ملکى با دیگرى شریک است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شریکش نمى‏تواند در آن ملک تصرف کند و نماز بخواند.


مسأله 882 ) اگر با عین پولى که خمس و زکات آن را نداده ملکى بخرد نماز خواندن در آن اشکال دارد.


مسأله 883 ) اگر صاحب ملک به زبان اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند که قلباً راضى نیست، نماز خواندن در ملک او باطل است و اگر اجازه ندهد و انسان یقین کند که قلباً راضى است، نماز صحیح است.


مسأله 884 ) تصرف در ملک میتى که خمس یا زکات بدهکار است حرام و نماز در آن باطل است ولى اگر بدهى او را بدهند یا ضامن شوند که ادا نمایند، تصرف و نماز در ملک او اشکال ندارد.


مسأله 885 ) تصرف در ملک میتى که به مردم بدهکار است، در صورتى که ورثه بناى اداء قرض را بدون مسامحه نداشته باشند حرام و نماز در آن باطل است.


مسأله 886 ) اگر میت قرض نداشته باشد ولى بعضى از ورثه او صغیر یا دیوانه یا غائب باشند، تصرف در ملک او بدون اجازه ولى آنان حرام و نماز در آن باطل است.


مسأله 887 ) نماز خواندن در مسافرخانه و حمام و مانند اینها که براى واردین آماده است، اشکال ندارد، ولى در غیر این قبیل جاها، در صورتى مى‏شود نماز خواند که مالک آن اجازه بدهد یا حرفى بزند که معلوم شود براى نماز خواندن اذن داده است مثل این که به کسى اجازه دهد در ملک او بنشیند و بخوابد، که از اینها فهمیده مى‏شود براى نماز خواندن هم اذن داده است.


مسأله 888 ) در زمین بسیار وسیعى که براى بیشتر مردم مشکل است موقع نماز از آنجا به جاى دیگر بروند، بى‏اجازه مالک مى‏شود نماز خواند، به نحوى که در «مسأله 277» در وضو گذشت.


شرط دوّمِ

مکان نمازگزار «استقرار» است یعنى اگر مکان نمازگزار متحرک باشد به‏طورى که نتواند کارهاى نماز را به‏طور عادى انجام دهد نماز او باطل است. بنابراین نماز خواندن در کشتى و قطار و مانند آن اگر بتواند کارهاى نماز را صحیح انجام دهد، اشکال ندارد و اگر از جهت تنگى وقت یا ضرورت دیگرى ناچار باشد نماز را در کشتى و اتومبیل و مانند آن بخواند که قبله دائماً در حال تغییر است، باید تا آنجا که مى‏تواند به طرف قبله برگردد و در حال برگشتن به سوى قبله چیزى نخواند.


مسأله 889 ) نماز خواندن روى خرمن گندم و جو و مانند اینها که مقدارى حرکت دارد جایز است به شرط این که بتواند واجبات نماز را انجام دهد.


مسأله 890 ) در جائى که به واسطه احتمال باد و باران یا فشار جمعیت و مانند آن اطمینان ندارد که بتواند نماز را تمام کند اگر به امید تمام کردن شروع کند و به مانعى برخورد ننماید، نمازش صحیح است.


مسأله 891 ) اگر در جائى که ماندن در آن حرام است، مثلاً زیر سقفى که نزدیک است خراب شود نماز بخواند – اگرچه معصیت کرده – ولى نمازش اشکالى ندارد.


مسأله 892 ) نماز خواندن روى چیزى که ایستادن و نشستن روى آن حرام است، مثل جائى از فرش که اسم خدا بر آن نوشته شده، بنابراحتیاط صحیح نیست.


شرط سوم

آن که جاى نمازگزار سقفش به اندازه‏ اى که نتواند در آنجا راست بایستد، کوتاه نباشد و همچنین به اندازه‏اى که جاى رکوع و سجود نداشته باشد، کوچک نباشد.


مسأله 893 ) اگر ناچار شود که در جائى نماز بخواند که به‏طور کلى از ایستادن تمکّن ندارد، لازم است نشسته نماز بخواند و اگر از رکوع و سجود تمکن ندارد، براى آنها با سر اشاره نماید.


شرط چهارم

مکان نمازگزار بنابراحتیاط واجب نباید جلوتر از قبر پیغمبر و امام‏ علیهم السلام نماز بخواند.


مسأله 894 ) اگر در نماز چیزى مانند دیوار بین او و قبر مطهر باشد که بى‏احترامى نشود، اشکالى ندارد، ولى فاصله شدن صندوق شریف و ضریح و پارچه ‏اى که روى آن افتاده، کافى نیست.


شرط پنجم

آن که مکان نمازگزار اگر نجس است به‏طورى تر نباشد که رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد، ولى جائى که پیشانى را بر آن مى‏گذارد اگر نجس باشد در صورتى که خشک هم باشد نماز باطل و احتیاط مستحب آن است که مکان نمازگزار اصلاً نجس نباشد.


مسأله 895 ) بنابراحتیاط مستحب باید زن عقبتر از مرد بایستد و جاى سجده او از جاى ایستادن مرد کمى عقبتر باشد.


مسأله 896 ) اگر زن برابر مرد یا جلوتر بایستد و باهم وارد نماز شوند، احتیاط مستحب آن است که نماز را دوباره بخوانند و اگر یکى زودتر از دیگرى به نماز بایستد، نماز او صحیح است و کسى که بعد مشغول نماز شده، بنابراحتیاط مستحب باید نمازش را دوباره بخواند.


مسأله 897 ) اگر بین مرد و زن دیوار یا پرده یا چیز دیگرى باشد که یکدیگر را نبینند یا بین آنان اقلاً ده ذراع که تقریباً پنج متر مى‏شود، فاصله باشد، چنانچه زن برابر مرد یا جلوتر از او باشد نماز هر دو صحیح است و کراهتى هم ندارد و همچنین است اگر مکان یکى از آنان به قدرى بلند باشد که نگویند زن جلوتر از مرد یا برابر او ایستاده است.


شرط ششم

آن که جاى پیشانى نمازگزار از جاى زانوها و سر انگشتان پاى او بیش از چهار انگشت بسته پست‏تر یا بلندتر نباشد و تفصیل این مسأله در احکام سجده گفته مى‏شود.


مسأله 898 ) بودن مرد و زن نامحرم در جائى که کسى در آنجا نیست و کسى هم نمى‏تواند وارد شود، بنابراحتیاط حرام است و در آنجا نماز نخوانند ولى اگر یکى از آنها مشغول نماز باشد و دیگرى که با او نامحرم است وارد شود، نماز او اشکال ندارد.


مسأله 899 ) نماز خواندن در جائى که تار مى‏زنند یا مانند آن را استعمال مى‏کنند، باطل نیست، اگرچه گوش دادن و استعمال آن معصیت است.


مسأله 900 ) احتیاط واجب آن است که در خانه کعبه و بر بام آن نماز واجب نخوانند ولى در حال ناچارى اشکال ندارد.


مسأله901 ) خواندن نماز مستحب در خانه کعبه و بر بام آن اشکال ندارد، بلکه مستحب است در داخل خانه مقابل هر رکنى دو رکعت نماز بخوانند.


 

جاهائى که نماز خواندن در آنها مستحب است

مسأله 902 ) در شرع مقدس اسلام بسیار سفارش شده است که نماز را در مسجد بخوانند و بهتر از همه مسجدها، مسجدالحرام است و بعد از آن مسجد پیغمبر صل الله علیه و آله و بعد مسجد کوفه و بعد از آن مسجد بیت‏ المقدس و در بعض روایات مسجد بیت‏المقدس و مسجد کوفه یکسان شمرده شده است و بعد از مسجد بیت‏المقدس، مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محله و بعد از مسجد محله، مسجد بازار است.


مسأله 903 ) براى زنها نماز خواندن در خانه، بلکه در صندوقخانه و اطاق عقب بهتر است از نماز خواندن در مسجد.


مسأله 904 ) نماز در حرم امامان‏: مستحب، بلکه بهتر از مسجد است و نماز در حرم مطهر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام برابر دویست هزار نماز است.


مسأله 905 ) زیاد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدى که نمازگزار ندارد، مستحب است و همسایه مسجد اگر عذرى نداشته باشد، مکروه است در غیر مسجد نماز بخواند.


مسأله 906 ) مستحب است انسان با کسى که در مسجد حاضر نمى‏شود، غذا نخورد و در کارها با او مشورت نکند و همسایه او نشود و از او زن نگیرد و به او زن ندهد.


 

جاهائى که نماز خواندن در آنها مکروه است

مسأله 907 ) نماز خواندن در چند جا مکروه است و از آن جمله است:

1 – حمام؛ 2 – زمین نمکزار؛ 3 – مقابل انسان؛ 4 – مقابل درى که باز است؛

5 – در جاده و خیابان و کوچه اگر براى کسانى که عبور مى‏کنند زحمت نباشد و چنانچه زحمت باشد حرام و نماز باطل است؛ 6 – مقابل آتش و چراغ؛

7 – در آشپزخانه و هرجا که کوره آتش باشد؛ 8 – مقابل چاه و چاله‏ اى که محل بول باشد؛ 9 – روبروى عکس و مجسمه چیزى که روح دارد، مگر این که روى آن پرده بکشند؛ 10 – در اطاقى که جنب در آن باشد؛ 11 – درجائى که عکس باشد اگرچه روبروى نمازگزار نباشد؛ 12 – مقابل قبر؛ 13 – روى قبر؛ 14 – بین دو قبر؛ 15 – در قبرستان.


مسأله 908 ) هرگاه انسان در جائى نماز مى‏خواند که مردم از جلو او عبور مى‏کنند مستحب است جلو خود چیزى بگذارد که میان او و آنها حائل گردد، حتى اگر عصا و تسبیح و ریسمانى هم باشد، کافیست.


آداب و احکام مسجد

مسأله 909 ) نجس کردن مسجد حرام است، خواه زمین مسجد باشد و یا سقف و بام و طرف داخل دیوارها و احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکند، مگر آن که واقف، آن را جزء مسجد قرار نداده باشد.


مسأله 910 ) اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند، تطهیر مسجد بر او واجب نیست، ولى باید به کسى که احتمال مى‏دهد آن را تطهیر مى‏کند، اطلاع دهد.


مسأله 911 ) اگر جائى از مسجد نجس شود که تطهیر آن بدون کندن یا خراب کردن ممکن نیست، باید آنجا را بکَنند یا خراب نمایند و پر کردن جائى که کنده‏اند و ساختن جائى که خراب کرده‏اند، بر کسى که مسجد را نجس کرده لازم است و بر غیر او لازم نیست.


مسأله 912 ) اگر مسجدى را غصب کنند و به جاى آن خانه و مانند آن بسازند، یا به‏طورى خراب شود که نماز خواندن در آن ممکن نباشد بنابراحتیاط باز هم نجس کردن آن حرام و تطهیر آن واجب است.


مسأله 913 ) نجس کردن حرم امامان‏: حرام است و اگر یکى از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بى‏احترامى باشد، تطهیر آن واجب است بلکه احتیاط مستحب آن است که اگر بى‏احترامى هم نباشد، آن را تطهیر کنند.


مسأله 914 ) اگر حصیر مسجد نجس شود بنابراحتیاط باید آن را آب بکشند، ولى چنانچه به واسطه آب کشیدن خراب مى‏شود و بریدن جاى نجس بهتر است، باید آن را ببرند.


مسأله 915 ) بردن عین نجس مانند خون در مسجد اگر بى‏احترامى به مسجد باشد حرام است، بلکه احتیاط مستحب آن است که اگر بى‏احترامى هم نباشد، عین نجس را در مسجد نبرند ولى بردن چیزى که نجس شده، در صورتى حرام است که بى‏احترامى به مسجد باشد.


مسأله 916 ) اگر مسجد را براى روضه‏خوانى چادر بزنند و فرش کنند و سیاهى بکوبند و اسباب چاى در آن ببرند، در صورتى که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشکال ندارد.


مسأله 917 ) احتیاط واجب این است که مسجد را به طلا و صورت چیزهائى که مثل انسان و حیوان روح دارد، زینت نکنند.


مسأله 918 ) اگر مسجد خراب هم شود نمى‏توانند آن را بفروشند، یا داخل ملک و جاده نمایند.


مسأله 919 ) فروختن در و پنجره و چیزهاى دیگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود، باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند و چنانچه به درد آن مسجد نخورد، باید در مسجد دیگر مصرف شود، ولى اگر به درد مسجدهاى دیگر هم نخورد، مى‏توانند آن را بفروشند و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد کنند و گرنه صرف تعمیر مسجد دیگر نمایند.


مسأله 920 ) ساختن مسجد و تعمیر مسجدى که نزدیک به خرابى مى‏باشد، مستحب است و اگر مسجد طورى خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد مى‏توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند، بلکه مى‏توانند مسجدى را که خراب نشده براى احتیاج مردم خراب کنند و بزرگتر بسازند.


مسأله 921 ) تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است و کسى که مى‏خواهد مسجد برود، مستحب است خود را خوشبو کند و لباس پاکیزه و قیمتى بپوشد و ته کفش خود را وارسى کند که نجاستى به آن نباشد و موقع داخل شدن به مسجد اول پاى راست و موقع بیرون آمدن، اول پاى چپ را بگذارد و همچنین مستحب است از همه زودتر به مسجد آید و از همه دیرتر از مسجد بیرون رود.


مسأله 922 ) وقتى انسان وارد مسجد مى‏شود، مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیّت و احترام مسجد بخواند و اگر نماز واجب یا مستحب دیگرى هم بخواند کافى است.


مسأله 923 ) خوابیدن در مسجد، اگر انسان ناچار نباشد و صحبت کردن راجع به کارهاى دنیا و مشغول صنعت شدن و خواندن شعرى که نصیحت و مانند آن نباشد، مکروه است و نیز مکروه است آب دهان و بینى واخلاط سینه را در مسجد بیندازد و گمشده‏اى را طلب کند و صداى خود را بلند کند ولى بلند کردن صدا براى اذان مانعى ندارد.


مسأله 924 ) راه دادن بچه و دیوانه به مسجد مکروه است و کسى که پیاز و سیر و مانند اینها خورده که بوى دهانش مردم را اذیت مى‏کند، مکروه است به مسجد برود.


اذان و اقامه

مسأله 925 ) براى مرد و زن مستحب است پیش از نمازهاى واجب یومیّه اذان و اقامه بگوید و بهتر این است که مردان حتى‏الإمکان اقامه را ترک نکنند ولى پیش از نمازهاى واجب غیر یومیّه مثل نماز آیات، در صورتى که با جماعت بخوانند، مستحب است سه مرتبه بگویند: الصلاه.


مسأله 926 ) مستحب است در روز اولى که بچه به دنیا مى‏آید، یا پیش از آن که بند نافش بیفتد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویند.


مسأله 927 ) اذان هیجده جمله است: اَلّلهُ أَکْبَرُ چهار مرتبه. أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ، حَیَّ عَلىَ الصَّلاهِ، حَیَّ عَلىَ الفَلاحِ، حَیَّ عَلى خَیْرِ العَمَلِ، أَلّلهُ أَکْبَرُ، لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ هر یک دو مرتبه.

و اقامه هفده جمله است یعنى دو مرتبه أَلّلهُ أَکْبَرُ از اوّل اذان و یک مرتبه لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ از آخر آن کم مى‏شود و بعد از گفتن حَیَّ عَلى خَیْرِ العَمَلِ باید دو مرتبه قَدْ قامَتِ الصَّلاهُ اضافه نمود.


مسأله 928 ) أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِىُّ اللَّهِ جزو اذان و اقامه نیست، ولى جایز است بعد از أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه به قصد قربت مطلقه گفته شود.


 

ترجمه اذان و اقامه

أَلّلهُ أَکْبَرُ یعنى خداى تعالى بزرگتر از آن است که وصف شود. أَشْهَدُ أَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ یعنى شهادت مى‏دهم که هیچ معبودى جز خداوند یکتا و بى‏همتا نیست. أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه یعنى شهادت مى‏دهم که حضرت «محمد بن عبدالله‏9» پیغمبر و فرستاده خداست. أَشْهَدُ أَنَّ أَمِیرَ المُؤْمِنِینَ عَلِیّاً وَلِىُّ اللَّه یعنى شهادت مى‏دهم که امیرالمؤمنین حضرت على7 ولىّ خدا بر همه خلق است. حَیَّ عَلىَ الصَّلاهِ یعنى بشتاب براى نماز. حَیَّ عَلىَ الفَلاحِ یعنى بشتاب براى رستگارى. حَیَّ عَلى خَیْرِ العَمَلِ یعنى بشتاب براى بهترین کارها که نماز است. قَدْ قامَتِ الصَّلاهِ یعنى به تحقیق نماز برپا شد. لا اِلهَ اِلاَّ اللَّه یعنى هیچ معبودى جز خداوند یکتا نیست.


مسأله 929 ) بین جمله‏ هاى اذان و اقامه باید خیلى فاصله نشود و اگر بین آنها بیشتر از معمول فاصله بیندازد، باید دوباره آن را از سر بگیرد.


مسأله 930 ) اگر در اذان و اقامه صدا را در گلو بیندازد چنانچه غنا شود یعنى به طور آوازخوانى که در مجالس لهو و بازیگرى معمول است اذان و اقامه را بگوید، حرام است و اگر غنا نشود، مکروه مى‏باشد.


مسأله 931 ) در پنج نماز اذان ساقط مى‏شود: اوّل: نماز عصر روز جمعه. دوم : نماز عصر روز عرفه که روز نهم ذیحجّه است. سوم: نماز عشاء شب عید قربان، براى کسى که در مشعرالحرام باشد. چهارم: نماز عصر و عشاء زن مستحاضه. پنجم: نماز عصر و عشاء کسى که نمى‏تواند از بیرون آمدن بول و غائط خوددارى کند. در این پنج نماز در صورتى اذان ساقط مى‏شود که با نماز قبلى هیچ فاصله نشود یا فاصله کمى بین آنها باشد، ولى فاصله شدن نافله و تعقیب ضرر ندارد.


مسأله 932 ) اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند، کسى که با آن جماعت نماز مى‏خواند، نباید براى نماز خود، اذان و اقامه بگوید.


مسأله 933 ) اگر براى خواندن نماز جماعت به مسجد برود و ببیند جماعت تمام شده، تا وقتى که صفها بهم نخورده و جمعیت متفرّق نشده، نباید براى نماز خود اذان و اقامه با شرائطى که در مسأله بعد گفته مى‏شود، بگوید.


مسأله 934 ) در جائى که عده‏اى مشغول نماز جماعت هستند، یا نماز آنان تمام شده و صفها بهم نخورده است، اگر انسان بخواهد فُرادى یا با جماعت دیگرى که برپا مى‏شود نماز بخواند، با شش شرط اذان و اقامه از او ساقط مى‏شود:

اوّل: آن که نماز جماعت در مسجد باشد و اگر در مسجد نباشد، ساقط شدن اذان و اقامه اشکال دارد.

دوّم: آن که براى آن نماز اذان و اقامه گفته باشند.

سوّم: آن که نماز جماعت باطل نباشد.

چهارم: آن که نماز او و نماز جماعت در یک مکان باشد، پس اگر نماز جماعت، داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز بخواند، مستحب است اذان و اقامه بگوید.

پنجم: آن که نماز او و نماز جماعت هر دو ادا باشد.

ششم: آن که وقت نماز او و نماز جماعت مشترک باشد مثلاً هر دو نماز ظهر، یا هر دو نماز عصر بخوانند، یا نمازى که به جماعت خوانده مى‏شود نماز ظهر باشد و او نماز عصر بخواند، یا او نماز ظهر بخواند و نماز جماعت نماز عصر باشد.


مسأله 935 ) اگر در شرط سوم از شرطهائى که در مسأله پیش گفته شد شک کند، یعنى شک کند که نماز جماعت صحیح بوده یا نه، اذان و اقامه از او ساقط است ولى اگر در یکى از پنج شرط دیگر شک کند مستحب است اذان و اقامه بگوید.


مسأله 936 ) کسى که اذان و اقامه دیگرى را مى‏شنود مستحب است هر قسمتى را که مى‏شنود، بگوید.


مسأله 937 ) کسى که اذان و اقامه دیگرى را شنیده ولو در غیر مسجد و براى غیر جماعت باشد، چه با او گفته باشد یا نه، در صورتى که بین آن اذان و اقامه و نمازى که مى‏خواهد بخواند زیاد فاصله نشده باشد، مى‏تواند براى نماز خود اذان و اقامه نگوید.


مسأله 938 ) اگر مرد اذان زن را با قصد لذّت بشنود به‏طورى که استماع او حرام باشد، اذان از او ساقط نمى‏شود، بلکه اگر قصد لذت هم نداشته باشد، ساقط شدن اذان اشکال دارد.


مسأله 939 ) اذان و اقامه نماز جماعت را باید مرد بگوید، ولى در جماعت زنان بنابر این که زن مى‏تواند امام جماعت باشد، اگر زن اذان و اقامه بگوید، کافیست.


مسأله 940 ) اقامه باید بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگویند صحیح نیست و نیز معتبر است که در حال ایستاده و طهارت از حَدَث (یعنى با وضو یا غسل یا تیمم) باشد.


مسأله 941 ) اگر کلمات اذان و اقامه را بدون ترتیب بگوید، مثلاً حىَّ على‏الفلاح را پیش از حى على الصلاه بگوید، باید از جائى که ترتیب بهم خورده، دوباره بگوید.


مسأله 942 ) باید بین اذان و اقامه فاصله ندهد و اگر بین آنها به قدرى فاصله دهد که اذانى را که گفته، اذان این اقامه حساب نشود، مستحب است دوباره اذان و اقامه بگوید و نیز اگر بین اذان و اقامه و نماز به قدرى فاصله دهد که اذان و اقامه آن نماز حساب نشود، مستحب است دوباره براى آن نماز اذان و اقامه بگوید.


مسأله 943 ) اذان و اقامه باید به عربى صحیح گفته شود، پس اگر به عربى غلط بگوید، یا به جاى حرفى حرف دیگر بگوید، یا مثلاً ترجمه آنها را به فارسى بگوید، صحیح نیست.


مسأله 944 ) اذان و اقامه باید بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمداً یا از روى فراموشى پیش از وقت بگوید، باطل است.


مسأله 945 ) اگر پیش از گفتن اقامه شک کند که اذان گفته یا نه، باید اذان را بگوید، ولى اگر مشغول اقامه شود و شک کند که اذان گفته یا نه، گفتن اذان لازم نیست.


مسأله 946) اگر در بین اذان یا اقامه پیش از آن که قسمتى را بگوید، شک کند که قسمت پیش از آن را گفته یا نه، باید قسمتى را که در گفتن آن شک کرده، بگوید. ولى اگر در حال گفتن قسمتى از اذان یا اقامه شک کند که آنچه پیش از آن است گفته یا نه، گفتن آن لازم نیست.


مسأله 947 ) مستحب است انسان در موقع گفتن اذان، رو به قبله بایستد و با وضو یا غسل باشد و دو انگشت سبّابه را به گوش بگذارد و صدا را بلند نماید و بکشد و بین جمله‏ هاى اذان کمى فاصله دهد و بین آنها حرف نزند.


مسأله 948 ) مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد و آن را از اذان آهسته‏تر بگوید و جمله‏هاى آن را بهم نچسباند ولى به اندازه‏اى که بین جمله‏هاى اذان فاصله مى‏دهد، بین جمله‏ هاى اقامه فاصله ندهد.


مسأله 949 ) مستحب است بین اذان و اقامه یک قدم بردارد، یا قدرى بنشیند یا سجده کند، یا ذکر بگوید، یا دعا بخواند، یا قدرى ساکت باشد، یا دو رکعت نماز بخواند، بلکه حرفى بزند ولى حرف زدن بین اذان و اقامه نماز صبح مستحب نیست، بلکه مکروه است.


مسأله 950 ) مستحب است کسى را که براى گفتن اذان معین مى‏کنند، عادل و وقت‏شناس و صدایش بلند باشد و اذان را در جاى بلند بگوید.


واجبات نماز

واجبات نماز یازده چیز است: اول نیت، دوم قیام یعنى (ایستادن)، سوم تکبیرهالإحرام یعنى گفتن الله اکبر در اول نماز، چهارم رکوع، پنجم سجود، ششم قرائت، هفتم ذکر، هشتم تشهد، نهم سلام، دهم ترتیب، یازدهم موالات یعنى پى‏در پى بودن اجزاء نماز.


مسأله 951 ) بعضى از واجبات نماز رکن است یعنى اگر انسان آنها را بجا نیاورد یا در نماز اضافه کند، عمداً باشد یا اشتباهاً، نماز باطل مى‏شود و بعضى دیگر رکن نیست یعنى اگر عمداً کم یا زیاد شود، نماز باطل مى‏شود و چنانچه اشتباهاً کم یا زیاد گردد، نماز باطل نمى‏شود.

و رکن نماز پنج چیز است:

اول نیت. دوم تکبیرهالإحرام. سوم قیام در موقع گفتن تکبیرهالإحرام و قیام متصل به رکوع، یعنى ایستادن پیش از رکوع. چهارم رکوع. پنجم دو سجده، البته در نیت زیادى تصور نمى‏شود و تکبیرهالاحرام سهواً بنابراحتیاط مبطل است. بنابراین اگر کسى سهواً تکبیرهالاحرام را دوباره بگوید، نماز را تمام کرده دوباره اعاده نماید.


نیّت

مسأله 952 ) انسان باید نماز را به نیت قربت، یعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد و لازم نیست نیت را از قلب خود بگذراند یا مثلاً به زبان بگوید که چهار رکعت نماز ظهر مى‏خوانم قربهً إِلى‏الله، بلکه توجه به عمل کافى است.


مسأله 953 ) در نیت نماز باید ظهر یا عصر بودن نماز را معین کند و لو به نحو اجمال، مثل آن که نیت کند آنچه بر من اول واجب شده بجا مى‏آورم، پس اگر در نماز ظهر یا در نماز عصر نیت کند چهار رکعت نماز مى‏خوانم و به نحو اجمال هم معین نکند ظهر است یا عصر، نماز او باطل است.


مسأله 954 ) انسان باید از اول تا آخر نماز به نیت خود باقى باشد، پس اگر در بین نماز به‏طورى غافل شود که اگر بپرسند چه مى‏کنى؟ نداند چه بگوید، نمازش باطل است.


مسأله 955 ) انسان باید فقط براى انجام امر خداوند عالم نماز بخواند، پس کسى که ریا کند یعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند، نمازش باطل است خواه فقط براى مردم باشد، یا خدا و مردم هر دو را در نظر بگیرد.


مسأله 956 ) اگر قسمتى از نماز را هم براى غیر خدا بجا آورد، نماز باطل است چه آن قسمت واجب باشد، مثل حمد و سوره، چه مستحب باشد، مانند قنوت، بلکه اگر تمام نماز را براى خدا بجا آورد ولى براى نشان دادن به مردم در جاى مخصوصى مثل مسجد یا در وقت مخصوصى مثل اول وقت یا به طرز مخصوصى، مثلاً با جماعت نماز بخواند، نمازش باطل است.


تکبیرهالإحرام

مسأله 957 ) گفتن اللّه اکبر در اول هر نماز واجب و رکن است و باید حروف «الله» و حروف «اکبر» و دو کلمه «الله و اکبر» را پشت‏سرهم بگوید و نیز باید این دو کلمه به عربى صحیح گفته شود و اگر به عربى غلط بگوید، یا مثلاً ترجمه آن را به فارسى بگوید، صحیح نیست.


مسأله 958 ) احتیاط مستحب آن است که تکبیرهالإحرام نماز را به چیزى که پیش از آن مى‏خواند، مثلاً به اقامه یا به دعائى که پیش از تکبیر مى‏خواند، نچسباند.


مسأله 959 ) اگر انسان بخواهد الله اکبر را به چیزى که بعد از آن مى‏خواند، مثلاً به بسم ‏الله ‏الرحمن‏ الرحیم بچسباند، بنابراحتیاط باید (ر) اکبر را پیش(-ُ) بدهد.


مسأله 960 ) موقع گفتن تکبیرهالاحرام باید بدن ایستاده و آرام باشد و اگر عمداً در حالى که بدنش حرکت دارد، تکبیرهالاحرام را بگوید یا عمداً یا از روى فراموشى نشسته بگوید، باطل است. ولى چنانچه سهواً در حال حرکت بدن تکبیرهالإحرام را بگوید، باطل نیست.


مسأله 961 ) تکبیر و حمد و سوره و ذکر و دعا را باید طورى بخواند که خودش بشنود و اگر به واسطه سنگینى یا کرى گوش یا سر و صداى زیاد نمى‏شنود، باید طورى بگوید که اگر مانعى نباشد، بشنود.


مسأله 962 ) کسى که لال است یا زبان او مرضى دارد که نمى‏تواند الله‏ اکبر را درست بگوید، باید هر طورى که مى‏تواند بگوید و اگر هیچ نمى‏تواند بگوید، باید در قلب خود بگذراند و براى تکبیر اشاره کند و زبانش را هم اگر مى‏تواند حرکت دهد.


مسأله 963 ) مستحب است قبل یا بعد از تکبیرهالاحرام بگوید: یا مُحْسِنُ قَدْ أَتاکَ المُسِئُ وَ قَدْ أَمَرْتَ المُحْسِنَ أَنْ یَتَجاوَزَ عَنِ المُسِئ أَنْتَ المُحْسِنُ وَ أَناَ المُسِئُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَجاوَزْ عَنْ قَبِیحِ ما تَعْلَمُ مِنِّی یعنى اى خدائى که به بندگان احسان مى‏کنى بنده گنهکار به درِ خانه تو آمده و تو امر کرده‏اى که نیکوکار از گناهکار بگذرد تو نیکوکارى و من گناهکار، به حق محمد و آل محمد صل الله علیه و آله، رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بدیهائى که مى‏دانى از من سر زده، بگذر.


مسأله 964 ) مستحب است موقع گفتن تکبیر اول نماز و تکبیرهاى بین نماز، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد.


مسأله 965 ) اگر شک کند که تکبیرهالاحرام را گفته یا نه، چنانچه مشغول خواندن چیزى شده، به شک خود اعتنا نکند و اگر چیزى نخوانده، باید تکبیر را بگوید.


مسأله 966 ) اگر بعد از گفتن تکبیرهالاحرام شک کند که آن را صحیح گفته یا نه، چنانچه تکبیر تمام شده به شک خود اعتنا نکند، خواه از نماز چیزى خوانده باشد یا نه.


قیام(ایستادن)

مسأله 967 ) قیام در موقع گفتن تکبیرهالاحرام و قیامِ پیش از رکوع که آن را قیام متصل به رکوع مى‏گویند، رکن است ولى قیام در موقع خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع رکن نیست و اگر کسى آن را از روى فراموشى ترک کند، نمازش صحیح است.


مسأله 968 ) واجب است پیش از گفتن تکبیر و بعد از آن مقدارى بایستد تا یقین کند که در حال ایستادن تکبیر گفته است.


مسأله 969 ) اگر رکوع را فراموش کند و بعد از حمد و سوره بنشیند و یادش بیاید که رکوع نکرده، باید بایستد و به رکوع رود و اگر بدون این که بایستد به حال خمیدگى به رکوع برگردد، چون قیام متصل به رکوع را بجا نیاورده، نماز او باطل است.


مسأله 970 ) موقعى که ایستاده است، باید بدن را حرکت ندهد و به طرفى خم نشود و به جائى تکیه نکند ولى اگر از روى ناچارى باشد، یا در حال خم شدن براى رکوع پاها را حرکت دهد، اشکال ندارد.


مسأله 971 ) اگر موقعى که ایستاده، از روى فراموشى بدن را حرکت دهد، یا به طرفى خم شود یا به جائى تکیه کند، اشکال ندارد حتى در قیام، موقع گفتن تکبیرهالاحرام و قیام متصل به رکوع اگر از روى فراموشى باشد، ضررى ندارد و اگر عمداً باشد، نماز باطل است.


مسأله 972 ) احتیاط مستحب آن است که در موقع ایستادن، هر دو پا روى زمین باشد، ولى لازم نیست سنگینى بدن روى هر دو پا باشد و اگر روى یک پا هم باشد، اشکال ندارد.


مسأله 973 ) کسى که مى‏تواند درست بایستد، اگر پاها را خیلى گشاد بگذارد که به حال ایستادن معمولى نباشد، نمازش باطل است.


مسأله 974 ) موقعى که انسان در نماز مشغول خواندن چیزى است، حتى بنابراحتیاط در موقع گفتن ذکرهاى مستحبى نماز، باید بدنش آرام باشد و در موقعى که مى‏خواهد کمى جلو یا عقب برود، یا کمى بدن را به طرف راست یا چپ حرکت دهد، باید چیزى نگوید. ولى «بِحُولِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَأَقْعُد» را باید در حال برخاستن بگوید.


مسأله 975 ) اگر در حال حرکت بدن ذکر بگوید، مثلاً موقع رفتن به رکوع یا رفتن به سجده تکبیر بگوید و یا سمع‏الله لمن حمده را در حال برخاستن از رکوع بگوید چنانچه آن را به قصد ذکرى که در نماز دستور داده‏اند بگوید، باید احتیاطاً نماز را دوباره بخواند و اگر به این قصد نباشد، بلکه بخواهد ذکرى گفته باشد، نماز صحیح است.


مسأله 976 ) حرکت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد اشکال ندارد اگرچه احتیاط مستحب آن است که آنها را هم حرکت ندهد.


مسأله 977 ) اگر موقع خواندن حمد و سوره، یا خواندن تسبیحات بى‏اختیار به قدرى حرکت کند که از حال آرام بودن خارج شود، احتیاط مستحب آن است که بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه را در حال حرکت خوانده، دوباره بخواند.


مسأله 978 ) اگر در بین نماز از ایستادن عاجز شود، باید بنشیند و اگر از نشستن هم عاجز شود، باید بخوابد، ولى تا بدنش آرام نگرفته باید چیزى نخواند.


مسأله 979 ) تا انسان مى‏تواند ایستاده نماز بخواند، نباید بنشیند مثلاً کسى که در موقع ایستادن، بدنش حرکت مى‏کند یا مجبور است به چیزى تکیه دهد یا بدنش را کج کند یا خم شود یا پاها را بیشتر از معمول گشاد بگذارد، باید هر طورى که مى‏تواند ایستاده نماز بخواند ولى اگر به هیچ قسم حتى مثل حال رکوع هم نتواند بایستد، باید راست بنشیند و نشسته نماز بخواند.


مسأله 980 ) تا انسان مى‏تواند بنشیند نباید خوابیده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشیند، باید هر طور که مى‏تواند بنشیند و اگر به هیچ قسم نمى‏تواند بنشیند، باید به طورى که در احکام قبله گفته شد، به پهلوى راست بخوابد و اگر نمى‏تواند به پهلوى چپ و اگر آن هم ممکن نیست، به پشت بخوابد به طورى که کف پاهاى او رو به قبله باشد.


مسأله 981 ) کسى که نشسته نماز مى‏خواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد و رکوع را ایستاده بجا آورد، باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع رود و اگر نتواند، باید رکوع را هم نشسته بجا آورد.


مسأله 982 ) کسى که خوابیده نماز مى‏خواند، اگر در بین نماز بتواند بنشیند، باید مقدارى را که مى‏تواند، نشسته بخواند و نیز اگر مى‏تواند بایستد، باید مقدارى را که مى‏تواند، ایستاده بخواند. ولى تا بدنش آرام نگرفته باید چیزى نخواند.


مسأله 983 ) کسى که نشسته نماز مى‏خواند اگر در بین نماز بتواند بایستد، باید مقدارى را که مى‏تواند، ایستاده بخواند ولى تا بدنش آرام نگرفته، باید چیزى نخواند.


مسأله 984 ) کسى که مى‏تواند بایستد اگر بترسد که به واسطه ایستادن، مریض شود یا ضررى به او برسد، مى‏تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد مى‏تواند خوابیده نماز بخواند.


مسأله 985 ) اگر انسان احتمال بدهد که تا آخر وقت بتواند ایستاده نماز بخواند باید نماز را به تأخیر بیندازد. پس اگر نتوانست بایستد در آخر وقت مطابق وظیفه‏اش نماز را بجا آورد.


مسأله 986 ) مستحب است در حال ایستادن، بدن را راست نگهدارد، شانه‏ها را پائین بیندازد، دستها را روى رانها بگذارد، انگشتها را بهم بچسباند، جاى سجده را نگاه کند، سنگینى بدن را به‏طورى مساوى روى دو پا بیندازد، با خضوع و خشوع باشد، پاها را پس و پیش نگذارد، اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا یک وجب فاصله دهد و اگر زن است پاها را بهم بچسباند.


قرائت

مسأله 987 ) در رکعت اول و دوم نمازهاى واجب یومیه، انسان باید اول حمد و بعد از آن واجب است که یک سوره تمام بخواند و وسوره «والضحى» و «الم‏نشرح» و همچنین سوره «فیل» و «لایلاف» در نماز یک سوره حساب مى‏شود.


مسأله 988 ) اگر وقت نماز تنگ باشد یا انسان ناچار شود که سوره را نخواند، مثلاً بترسد که اگر سوره را بخواند، دزد یا درنده، یا چیز دیگرى به او صدمه بزند، نباید سوره را بخواند.


مسأله 989 ) اگر عمداً سوره را پیش از حمد بخواند نمازش باطل است و اگر اشتباهاً سوره را پیش از حمد بخواند و در بین آن یادش بیاید، باید سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد، سوره را از اول بخواند.


مسأله 990 ) اگر حمد و سوره یا یکى از آنها را فراموش کند و بعد از رسیدن به رکوع بفهمد، نمازش صحیح است.


مسأله 991 ) اگر پیش از آن که براى رکوع خم شود، بفهمد که حمد و سوره را نخوانده، باید بخواند و اگر بفهمد سوره را نخوانده، باید فقط سوره را بخواند ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده، باید اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند و نیز اگر خم شود و پیش از آن که به رکوع برسد، بفهمد حمد و سوره یا سوره تنها یا حمد تنها را نخوانده، باید بایستد و به همین دستور عمل نماید.


مسأله 992 ) اگر در نماز یکى از چهار سوره‏اى را که آیه سجده دارد و در مسأله 361 گفته شد، عمداً بخواند نمازش بنابراحتیاط باطل است.


مسأله 993 ) اگر اشتباهاً مشغول خواندن سوره‏اى شود که سجده واجب دارد، چنانچه پیش از رسیدن به آیه سجده بفهمد، باید آن سوره را رها کند و سوره دیگر بخواند و اگر بعد از خواندن آیه سجده بفهمد، احتیاطاً به سجده اشاره نموده و سوره را تمام کند و بعد از نماز باید سجده آن را بجا آورد.


مسأله 994 ) اگر در نماز آیه سجده را گوش دهد، نمازش صحیح است و بنابراحتیاط به سجده اشاره نماید و بعد از نماز سجده آن را بجا آورد و همین طور است اگر آیه سجده را قهراً بشنود.


مسأله 995 ) در نماز مستحبى، خواندن سوره لازم نیست. اگرچه آن نماز به واسطه نذر کردن واجب شده باشد، ولى در بعضى از نمازهاى مستحبى مثل نماز وحشت که سوره مخصوصى دارد، اگر بخواهد به دستور آن رفتار کرده باشد، باید همان سوره را بخواند.


مسأله 996 ) در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه مستحب است در رکعت اول بعد از حمد، سوره جمعه و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره منافقون بخواند و اگر مشغول یکى از اینها شود، بنابراحتیاط واجب نمى‏تواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند.


مسأله 997 ) اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره قُل هُوَ اللّه أحد یا سوره قُل یااَیُّهاَ الکافِرُونَ شود، نمى‏تواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند، ولى در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر از روى فراموشى به جاى سوره جمعه و منافقون، یکى از این دو سوره را بخواند، تا به نصف نرسیده، مى‏تواند آن را رها کند و سوره جمعه و منافقون را بخواند.


مسأله 998 ) اگر در نماز جمعه یا نماز ظهر روز جمعه عمداً سوره قُل هُو اللّه احد یا سوره قُل یا ایُّها الکافرون بخواند، اگرچه به نصف نرسیده باشد، بنابراحتیاط واجب نمى‏تواند رها کند و سوره جمعه و منافقون را بخواند.


مسأله 999 ) اگر در نماز، عمداً یا سهواً غیر سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ وَ قُلْ یا اَیُّهاَ الکافِرُونَ، سوره دیگرى بخواند، تا به نصف نرسیده، مى‏تواند رها کند و سوره دیگر بخواند.


مسأله 1000 ) اگر مقدارى از سوره را فراموش کند یا از روى ناچارى، مثلاً به واسطه تنگى وقت یا به جهت دیگر نشود آن را تمام نماید، مى‏تواند آن سوره را رها کند و سوره دیگر بخواند، اگرچه از نصف گذشته باشد، یا سوره‏اى را که مى‏خواند، قُل هوالله احد یا قل یا ایهاالکافرون باشد.


مسأله 1001 ) بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.


مسأله 1002 ) مرد باید در نماز صبح و مغرب و عشاء مواظب باشد که تمام کلمات حمد و سوره حتى حرف آخر را بلند بخواند.


مسأله 1003 ) زن مى‏تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند یا آهسته بخواند، ولى اگر نامحرم صدایش را بشنود، بنابراحتیاط باید آهسته بخواند.


مسأله 1004 ) اگر در جائى که باید نماز را بلند بخواند، عمداً آهسته بخواند، یا در جائى که باید آهسته خواند، عمداً بلند بخواند، نمازش باطل است. ولى اگر از روى فراموشى یا ندانستن مسأله باشد، صحیح است و اگر در بین خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه کرده، لازم نیست مقدارى را که خوانده دوباره بخواند.


مسأله 1005 ) اگر کسى در خواندن حمد و سوره بیشتر از معمول صدایش را بلند کند، مثل آن که آنها را با فریاد بخواند، نمازش باطل است.


مسأله 1006 ) انسان باید نماز را یاد بگیرد که غلط نخواند و کسى که به هیچ قسم نمى‏تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید هر طور که مى‏تواند بخواند و احتیاط مستحب آن است که نماز را به جماعت بجا آورد.


مسأله 1007 ) کسى که حمد و سوره و چیزهاى دیگر نماز را به خوبى نمى‏داند و مى‏تواند یاد بگیرد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، باید یاد بگیرد و اگر وقت تنگ است، بنابراحتیاط واجب در صورتى که ممکن باشد، باید نمازش را به جماعت بخواند.


مسأله 1008 ) لازم است براى یاد دادن واجبات نماز مزد نگیرند و مزد گرفتن براى یاد دادن مستحبات آن بدون اشکال جایز است.


مسأله 1009 ) اگر یکى از کلمات حمد یا سوره را نداند یا عمداً آن را نگوید یا به جاى حرفى، حرف دیگر بگوید مثلاً به جاى (ض)، (ظ) بگوید، یا در جائى که باید بدون زیر و زَبَر خوانده شود، زیر و زبر بدهد، یا تشدید را نگوید باید آن کلمه‏اى را که غلط خوانده صحیح بخواند و اگر نخواند، نماز او باطل است.


مسأله 1010 ) اگر انسان کلمه‏اى را صحیح بداند و در نماز همان‏طور بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده، بنابراحتیاط باید دوباره نماز را بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نماید.


مسأله 1011 ) اگر زیر و زبر کلمه‏اى را نداند یا نداند مثلاً کلمه‏اى به (ح) است یا به (ه) باید یاد بگیرد و چنانچه دوجور بخواند، نماز باطل است و اگر هر دو جور خواندن صحیح باشد، مانند (إهدناالصراط المستقیم) که با سین و صاد مى‏شود قرائت کرد، بنابراین دو جور خواندن ظاهراً موجب بطلان نمى‏شود.


مسأله 1012 ) وجوب مدّ آن طورى که اهل تجوید گفته‏اند، واجب نیست، بلکه این حروف باید به‏طور صحیح ادا شود پس بنابراحتیاط مستحب این است که اگر در کلمه‏اى واو باشد و حرف قبل از واو در آن کلمه پیش(-ُ) داشته باشد و حرف بعد از واو در آن کلمه همزه(ء) باشد مثل کلمه «سُؤ»، باید آن واو را مدّ بدهد یعنى آن را بکشد و همچنین اگر در کلمه‏اى الف باشد و حرف قبل از الف در آن کلمه زبر(-َ) داشته باشد و حرف بعد از الف در آن کلمه همزه باشد مثل جاء باید الف آن را بکشد و نیز اگر در کلمه‏اى (ى) باشد و حرف پیش از (ى) در آن کلمه زیر(-ِ) داشته باشد و حرف بعد از (ى) در آن کلمه همزه باشد مثل (جئ) باید (ى) را با مدّ بخواند و اگر بعد از (واو و الف و ى) به جاى همزه (ء) حرفى باشد که ساکن است یعنى زیر و زبر و پیش ندارد، بازهم باید این سه حرف را بامدّ بخواند، مثلاً در «وَ لاَالضَّالِّین» که بعد از الف حرف لام ساکن است، باید الف آن را با مدّ بخواند و چنانچه به دستورى که گفته شد رفتار نکند، باید همان کلمه را دو مرتبه صحیح بخواند و اگر نخواند، بنابراحتیاط نماز را دوباره بخواند.


مسأله 1013 ) احتیاط آن است که در نماز، وقف به حرکت و وصل به سکون ننماید و معنى وقف به حرکت آن است که زیر یا زبر یا پیش آخر کلمه‏اى را بگوید و بین آن کلمه و کلمه بعدش فاصله دهد، مثلاً بگوید الرحمن‏الرحیم و میم الرحیم را زیر بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگوید مالک یوم‏الدین و معنى وصل به سکون آن است که زیر یا زبر یا پیش کلمه‏اى را نگوید و آن کلمه را به کلمه بعد بچسباند مثل آن که بگوید الرحمن‏الرحیم و میم الرحیم را زیر ندهد و فوراً مالک یوم‏الدین را بگوید.


مسأله 1014 ) در رکعت سوم و چهارم نماز مى‏تواند فقط یک حمد بخواند، یا یک مرتبه تسبیحات اربعه بگوید یعنى بگوید: سبحان‏الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر و مستحب است که سه مرتبه بگوید و مى‏تواند در یک رکعت حمد و در رکعت دیگر تسبیحات بگوید و بهتر است در هر دو رکعت تسبیحات بخواند و براى مأموم احوط اختیار تسبیحات است در نمازهاى جهریّه.


مسأله 1015 ) در تنگى وقت باید تسبیحات اربعه را یک مرتبه بگوید.


مسأله 1016 ) بر مرد و زن واجب است که در رکعت سوم و چهارم نماز، حمد یا تسبیحات را آهسته بخوانند.


مسأله 1017 ) اگر در رکعت سوم و چهارم حمد بخواند، بنابراحتیاط مستحب بسم ‏الله آن را آهسته بگوید.


مسأله 1018 ) کسى که نمى‏تواند تسبیحات را یاد بگیرد یا درست بخواند، باید در رکعت سوم و چهارم حمد بخواند.


مسأله 1019 ) اگر در دو رکعت اول نماز به خیال این که دو رکعت آخر است تسبیحات بگوید، چنانچه پیش از رکوع بفهمد، باید حمد و سوره را بخواند و اگر در رکوع یا بعد از رکوع بفهمد، نمازش صحیح است.


مسأله 1020 ) اگر در دو رکعت آخر نماز به خیال این که دو رکعت اول است، حمد بخواند، یا در رکعت اول نماز با این که گمان مى‏کرده در دو رکعت آخر است، حمد بخواند، چه پیش از رکوع بفهمد چه بعد از آن، نمازش صحیح است.


مسأله 1021 ) اگر در رکعت سوم یا چهارم مى‏خواست حمد بخواند تسبیحات به زبانش آمد، یا مى‏خواست تسبیحات بخواند، حمد به زبانش آمد، باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند. ولى اگر عادتش خواندن چیزى بوده که به زبانش آمده یعنى اجمالاً قصد آن را داشته، مى‏تواند همان را تمام کند و نمازش صحیح است.


مسأله 1022 ) کسى که عادت دارد در رکعت سوم و چهارم تسبیحات بخواند، اگر بدون قصد حمد به زبانش آمد، باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند، ولى اگر از عادت خود غفلت کند و به قصد انجام وظیفه حمد را بخواند، مى‏تواند آن را تمام کند و نمازش صحیح است.


مسأله 1023 ) در رکعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبیحات استغفار کند مثلاً بگوید: استغفرالله ربى وأتوب الیه یا بگوید: اللهم اغفرلى و کسى که مشغول گفتن استغفار است، اگر شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، باید به شک خود اعتناء بنماید خواه، عادت داشته در نماز فقط بعد از تسبیحات استغفار کند یا نه و نیز اگر نمازگزار پیش از خم شدن براى رکوع در حالى که مشغول گفتن استغفار نیست شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، باید حمد یا تسبیحات را بخواند.


مسأله 1024 ) اگر در رکوع رکعت سوم یا چهارم شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند ولى چنانچه در حال رفتن به رکوع شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه بنابراحتیاط واجب باید برگردد و حمد و یا تسبیحات را بخواند.


مسأله 1025 ) هرگاه بعد از تمام شدن آیه یا کلمه‏اى شک کند که آن را درست گفته یا نه، اگر به چیزى که رکن است داخل شده مثل این که در رکوع شک کند که فلان کلمه از سوره را درست گفته یا نه، باید به شک خود اعتناء نکند و اگر به غیر رکن شروع نمود مثل این که موقع گفتن الله الصمد شک کند قل هوالله احد را درست گفته یا نه باز هم مى‏تواند به شک خود اعتنا نکند ولى اگر احتیاطاً برگردد و آن آیه یا کلمه را به طور صحیح بگوید، اشکال ندارد. بلکه اگر چند مرتبه هم شک کند مى‏تواند چند بار بگوید اما اگر به وسواس برسد، نباید بگوید و چنانچه گفت بنابراحتیاط واجب باید نمازش را اعاده کند.


مسأله 1026 ) مستحب است در رکعت اول، پیش از خواندن حمد بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر، بسم‏الله را بلند بگوید و حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آیه وقف کند، یعنى آن را به آیه بعد نچسباند و در حال خواندن حمد و سوره به معناى آیه توجه داشته باشد، اگر نماز را به جماعت مى‏خواند بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فُرادى مى‏خواند، بعد از آن که حمد خودش تمام شد بگوید الحمد لله رب‏العالمین و بعد از خواندن سوره قل هوالله احد یک یا دو یا سه مرتبه کذلک‏الله ربى یا سه مرتبه کذلک الله ربنا بگوید. بعد از خواندن سوره کمى صبر کند بعد تکبیر پیش از رکوع را بگوید، یا قنوت را بخواند.


مسأله 1027 ) مستحب است در تمام نمازها در رکعت اول، سوره انا انزلناه و در رکعت دوم سوره قل هوالله احد را بخواند.


مسأله 1028 ) مکروه است انسان در تمام نمازهاى یک شبانه‏روز سوره قل هو الله احد را نخواند.


مسأله 1029 ) خواندن سوره قل هوالله احد به یک نفس مکروه است.


مسأله 1030 ) سوره‏اى را که در رکعت اول خوانده مکروه است در رکعت دوم بخواند. ولى اگر سوره قل هوالله احد را در هر دو رکعت بخواند، مکروه نیست.


رکوع

مسأله 1031 ) در هر رکعت بعد از قرائت باید به اندازه‏اى خم شود که بتواند دست را به زانو بگذارد و این عمل را رکوع مى‏گویند.


مسأله 1032 ) اگر به اندازه رکوع خم شود، ولى دستها را به زانو نگذارد خالى از اشکال نیست.


مسأله 1033 ) هرگاه رکوع را به طور غیر معمول بجا بیاورد، مثلاً به چپ یا راست خم شود، اگرچه دستهاى او به زانو برسد، صحیح نیست.


مسأله 1034 ) خم شدن باید به قصد رکوع باشد، پس اگر به قصد کار دیگر مثلاً براى کشتن جانور خم شود، نمى‏تواند آن را رکوع حساب کند، بلکه باید بایستد و دوباره براى رکوع خم شود و به واسطه این عمل، رکن زیاد نشده و نماز باطل نمى‏شود.


مسأله 1035 ) کسى که دست یا زانوى او با دست و زانوى دیگران فرق دارد، مثلاً دستش خیلى بلند است که اگر کمى خم شود به زانو مى‏رسد، یا زانوى او پائین‏تر از مردم دیگر است که باید خیلى خم شود تا دستش به زانو برسد، باید به اندازه معمول خم شود.


مسأله 1036 ) کسى که نشسته رکوع مى‏کند، باید به قدرى خم شود که اگر ایستاده رکوع مى‏کرد کمرش را خم مى‏نمود و بهتر است به قدرى خم شود که صورتش محاذى جاى سجده باشد.


مسأله 1037 ) واجب است در رکوع یک مرتبه سبحان‏الله یا یک مرتبه ذکرهاى دیگرى مانند الحمدلله و یا یک مرتبه سبحان ربى‏العظیم و بحمده بگوید. ذکر کوچک را سه مرتبه گفتن بنابراحتیاط واجب است.


مسأله 1038 ) ذکر رکوع باید بدون فاصله زیاد و به عربى صحیح گفته شود و مستحب است آن را سه یا پنج یا هفت مرتبه، بلکه بیشتر بگویند.


مسأله 1039 ) در رکوع باید به مقدار ذکر واجب، بدن آرام باشد و در ذکر مستحب هم اگر آن را به قصد ذکرى که براى رکوع دستور داده‏اند، بگوید بنابر احتیاط واجب، آرام بودن بدن لازم است.


مسأله 1040 ) اگر موقعى که ذکر واجب رکوع را مى‏گوید، بى‏اختیار به قدرى حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج شود باید بعد از آرام گرفتن بدن، دوباره ذکر را بگوید ولى اگر کمى حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج نشود، یا انگشتان را حرکت دهد، اشکال ندارد.


مسأله 1041 ) اگر پیش از آن که به مقدار رکوع خم شود و بدن آرام گیرد، عمداً ذکر رکوع را بگوید و به همان ذکر اکتفاء کند، نمازش باطل است.


مسأله 1042 ) اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب، عمداً سر از رکوع بردارد نمازش باطل است و اگر سهواً بردارد، چنانچه پیش از آن که از حال رکوع خارج شود، یادش بیاید که ذکر رکوع را تمام نکرده، باید در حال آرامى بدن دوباره ذکر را بگوید و اگر بعد از آن که از حال رکوع خارج شد، یادش بیاید نماز او صحیح است.


مسأله 1043 ) اگر نتواند به مقدار ذکر در رکوع بماند، مخیّر است که مقدارى را در حال رفتن به رکوع یا مقدارى را در حال برخاستن بگوید و آنچه را مى‏تواند در حال رکوع بگوید.


مسأله 1044 ) اگر به واسطه مرض و مانند آن در رکوع آرام نگیرد نماز صحیح است ولى باید پیش از آن که از حال رکوع خارج شود، ذکر واجب یعنى سبحان ربى ‏العظیم و بحمده یا سبحان‏ الله را بگوید.


مسأله 1045 ) هرگاه نتواند به اندازه رکوع خم شود، باید به چیزى تکیه دهد و رکوع کند و اگر موقعى هم که تکیه داده، نتواند به‏طور معمول رکوع کند، باید به هر اندازه مى‏تواند خم شود و اگر هیچ نتواند خم شود، باید موقع رکوع بنشیند و نشسته رکوع کند و احتیاط واجب آن است که نماز دیگرى هم بخواند و براى رکوع آن با سر اشاره نماید.


مسأله 1046 ) کسى که مى‏تواند ایستاده نماز بخواند، اگر در حال ایستاده یا نشسته نتواند رکوع کند، باید ایستاده نماز بخواند و براى رکوع با سر اشاره کند و اگر نتواند اشاره کند، باید به نیت رکوع چشمها را هم بگذارد و ذکر آن را بگوید و به نیت برخاستن از رکوع چشمها را باز کند و اگر از این هم عاجز است، باید در قلب نیت رکوع کند و ذکر آن را بگوید.


مسأله 1047 ) کسى که نمى‏تواند ایستاده یا نشسته رکوع کند و براى رکوع فقط مى‏تواند در حالى که نشسته است کمى خم شود، یا در حالى که ایستاده است با سر اشاره کند، باید ایستاده نماز بخواند و براى رکوع با سر اشاره نماید و احتیاط مستحب آن است که نماز دیگرى هم بخواند و موقع رکوع آن بنشیند و هر قدر مى‏تواند براى رکوع خم شود.


مسأله 1048 ) اگر بعد از رسیدن به حد رکوع و آرام گرفتن بدن، سر بردارد و دو مرتبه به اندازه رکوع خم شود، نمازش باطل است.


مسأله 1049 ) بعد از تمام شدن ذکر رکوع باید راست بایستد و بعد از آن که بدن آرام گرفت به سجده رود و اگر عمداً پیش از ایستادن، یا پیش از آرام گرفتن بدن سجده رود نمازش باطل است.


مسأله 1050 ) اگر رکوع را فراموش کند و پیش از آن که به سجده برسد، یادش بیاید، باید بایستد بعد به رکوع رود و چنانچه به حالت خمیدگى به رکوع برگردد، نمازش باطل است.


مسأله 1051 ) اگر بعد از آن که پیشانى به زمین رسید، یادش بیاید که رکوع نکرده اگر قبل از سجده دوم یادش بیاید، مى‏تواند برگردد و بعد از ایستادن رکوع را بجا آورد، نمازش صحیح است.


مسأله 1052 ) مستحب است پیش از رفتن به رکوع درحالى که راست ایستاده تکبیر بگوید و در رکوع زانوها را به عقب دهد و پشت را صاف نگهدارد و گردن را بکشد و مساوى پشت نگهدارد و بین دو قدم را نگاه کند و پیش از ذکر یا بعد از آن صلوات بفرستد ولى آن را به نیت ذکر رکوع نگوید و بعد از آن که از رکوع برخاست و راست ایستاد درحال آرامى بدن بگوید: سمع ‏الله لمن حمده.


مسأله 1053 ) مستحب است در رکوع زنها دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب ندهند.


سجود

مسأله 1054 ) نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهاى واجب و مستحب، بعد از رکوع دو سجده کند و سجده آن است که پیشانى و کف دو دست و سر دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد.


مسأله 1055 ) دو سجده از یک رکعت روى هم یک رکن است که اگر کسى در نماز واجب عمداً یا از روى فراموشى هر دو را ترک کند، یا دو سجده دیگر به آنها اضافه نماید، نمازش باطل است.


مسأله 1056 ) اگر عمداً یک سجده کم یا زیاد کند، نماز باطل مى‏شود و اگر سهواً یک سجده کم کند حکم آن بعداً گفته خواهد شد.


مسأله 1057 ) اگر پیشانى را عمداً یا سهواً به زمین نگذارد، سجده نکرده است اگرچه جاهاى دیگر به زمین برسد. ولى اگر پیشانى را به زمین بگذارد و سهواً جاهاى دیگر را به زمین نرساند، یا سهواً ذکر نگوید، سجده صحیح است.


مسأله 1058 ) واجب است که در سجده یک مرتبه «سُبْحانَ‏اللَّه» یا یک مرتبه ذکر دیگرى مانند «اَلحَمْدُلِلَّه» یا یک مرتبه «سُبحانَ رَبِّی الأَعلى وَ بِحَمْدِهِ» بگوید، و ذکر کوچک را سه مرتبه گفتن بنابراحتیاط واجب است، و باید این کلمات دنبال هم و به عربى صحیح گفته شود و مستحب است «سُبْحانَ رَبِّی الأَعلى وَ بِحَمْدِهِ» را سه یا پنج یا هفت مرتبه بگوید.


مسأله 1059 ) در سجود باید به مقدار ذکر واجب، بدن آرام باشد و موقع گفتن ذکر مستحب هم، اگر آن را به قصد ذکرى که براى سجده دستور داده‏اند، بگوید بنابراحتیاط آرام بودن بدن لازم است.


مسأله 1060 ) اگر پیش از آن که پیشانى به زمین برسد و بدن آرام بگیرد، عمداً ذکر سجده را بگوید نمازش باطل است، به شرطى که در حال آرامى اعاده نکند و همچنین اگر پیش از تمام شدن ذکر عمداً سر از سجده بردارد، نماز باطل است.


مسأله 1061 ) اگر پیش از آن که پیشانى به زمین برسد و بدن آرام گیرد، سهواً ذکر سجده را بگوید و پیش از آن که سر از سجده بردارد بفهمد اشتباه کرده است، باید دوباره در حال آرام بودن، ذکر را بگوید.


مسأله 1062 ) اگر بعد از آن که سر از سجده برداشت، بفهمد که پیش از آرام گرفتن بدن ذکر را گفته، یا پیش از آن که ذکر سجده تمام شود سر برداشته، نمازش صحیح است.


مسأله 1063 ) اگر موقعى که ذکر سجده را مى‏گوید، یکى از هفت عضو را عمداً از زمین بردارد، نماز باطل مى‏شود ولى موقعى که مشغول گفتن ذکر نیست، اگر غیر پیشانى جاهاى دیگر را از زمین بردارد و دوباره بگذارد، اشکال ندارد.


مسأله 1064 ) اگر پیش از تمام شدن ذکر سجده سهواً پیشانى را از زمین بردارد نمى‏تواند دوباره به زمین بگذارد و باید آن را یک سجده حساب کند، ولى اگر جاهاى دیگر را سهواً از زمین بردارد، باید دو مرتبه به زمین بگذارد و ذکر را بگوید.


مسأله 1065 ) بعد از تمام شدن ذکر سجده اول، باید بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره به سجده رود.


مسأله 1066 ) جاى پیشانى نمازگزار باید از جاى سرانگشتان پاى او بلندتر یا پست‏تر از چهار انگشت بسته نباشد و بنابراحتیاط مستحب سر زانو و کف دستها از جاى پیشانى، بلکه تمام مواضع سجده با یکدیگر از مقدار چهار انگشت بسته بلندتر یا پست‏تر نباشد.


مسأله 1067 ) در زمین سراشیبى که سراشیبى آن درست معلوم نیست، اگر جاى پیشانى نمازگزار از جاى انگشتهاى پاى او مختصرى بیش از چهار انگشت بسته بلندتر باشد، اشکال ندارد.


مسأله 1068 ) اگر پیشانى را به چیزى بگذارد که از جاى انگشتهاى پاى او بلندتر از چهار انگشت بسته است، چنانچه بلندى آن به قدریست که نمى‏گویند در حال سجده است، باید سر را بردارد و به چیزى که بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته یا کمتر است بگذارد و اگر بلندى آن به قدریست که مى‏گویند در حال سجده است، احتیاط واجب آن است که پیشانى را از روى آن به روى چیزى که بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته یا کمتر است، بکشد و اگر کشیدن پیشانى ممکن نیست، بنابراحتیاط واجب باید نماز را تمام کند و دوباره بخواند.


مسأله 1069 ) باید بین پیشانى و آنچه بر آن سجده مى‏کند، چیزى نباشد پس اگر مهر به قدرى چرک باشد که پیشانى به خود مهر نرسد، سجده باطل است، ولى اگر مثلاً رنگ مهر تغییر کرده باشد، اشکال ندارد.


مسأله 1070 ) در سجده باید کف دست را بر زمین بگذارد ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد و اگر پشت دست ممکن نباشد، باید مچ دست را بگذارد و چنانچه آن را هم نتواند، باید تا آرنج هرجا را که مى‏تواند بر زمین بگذارد و اگر آن هم ممکن نیست، گذاشتن بازو کافیست.


مسأله 1071 ) در سجده باید دو انگشت بزرگ پاها را به زمین بگذارد و اگر انگشتهاى دیگر پا، یا روى پا را بگذارد، یا به واسطه بلند بودن ناخن، سر انگشت شست به زمین نرسد نماز باطل است و کسى که به واسطه ندانستن مسأله نمازهاى خود را این‏طور خوانده، باید دوباره بخواند.


مسأله 1072 ) کسى که مقدارى از شست پایش بریده، باید بقیه آن را به زمین بگذارد و اگر چیزى از آن نمانده، یا اگر مانده خیلى کوتاه است، باید بقیه انگشتان را بگذارد و اگر هیچ انگشت ندارد، باید هر مقدارى از پا باقى مانده به زمین بگذارد.


مسأله 1073 ) اگر به طور غیر معمول سجده کند، مثلاً سینه و شکم را به زمین بچسباند، یا پاها را دراز کند، بنابراحتیاط کافى نیست.


مسأله 1074 ) مهر یا چیز دیگرى که بر آن سجده مى‏کند، باید پاک باشد. ولى اگر مثلاً مهر را روى فرش نجس بگذارد، یا یک طرف مهر نجس باشد و پیشانى را به طرف پاک آن بگذارد، اشکال ندارد.


مسأله 1075 ) اگر در پیشانى دُمَل و مانند آن باشد، چنانچه ممکن است باید با جاى سالم پیشانى سجده کند و اگر ممکن نیست باید زمین را گود کند و دمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى که براى سجده کافى باشد، بر زمین بگذارد.


مسأله 1076 ) اگر دمل یا زخم تمام پیشانى را فرا گرفته باشد، بنابراحتیاط باید به یکى از دو طرف پیشانى و چانه اگرچه به تکرار نماز باشد، سجده کند و اگر ممکن نیست فقط به چانه، و اگر به چانه هم ممکن نیست، باید براى سجده اشاره کند.


مسأله 1077 ) کسى که نمى‏تواند پیشانى را به زمین برساند، باید به قدرى که مى‏تواند خم شود، و مهر یا چیز دیگرى را که سجده بر آن صحیح است روى چیز بلندى گذاشته و طورى پیشانى را بر آن بگذارد که بگویند سجده کرده است، ولى باید کف دستها و زانوها و انگشتان پا را به طور معمول به زمین بگذارد.


مسأله 1078 ) کسى که هیچ نمى‏تواند خم شود، باید براى سجده بنشیند و با سر اشاره کند و اگر نتواند، باید با چشمها اشاره نماید و در هر دو صورت کف دستها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها را مقدارى که مى‏تواند بنابراحتیاط واجب باید بر زمین بگذارد و در هر دو صورت نیز احتیاط مستحب آن است که اگر مى‏تواند مهر را بلند کند و به پیشانى بگذارد و اگر با سر یا چشمها هم نمى‏تواند اشاره کند، باید در قلب نیت سجده کند و بنابراحتیاط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نماید.


مسأله 1079 ) کسى که نمى‏تواند بنشیند، باید ایستاده نیت سجده کند و چنانچه مى‏تواند، براى سجده با سر اشاره کند و اگر نمى‏تواند، با چشمها اشاره نماید و اگر این را هم نمى‏تواند، در قلب نیت سجده کند و بنابراحتیاط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نماید.


مسأله 1080 ) اگر پیشانى بعد از آن که در محل سجده قرار گرفت بى‏اختیار از جاى سجده بلند شود، چنانچه ممکن باشد باید نگذارد دوباره به جاى سجده برسد، و این یک سجده حساب مى‏شود، چه ذکر سجده را گفته باشد یا نه و اگر نتواند سر را نگهدارد و بى‏اختیار دوباره به جاى سجده برسد ذکر سجده را به عنوان ذکر مطلق بگوید و اگر پیشانى قبل از این که در محل سجده قرار گیرد از جا بلند شود این سجده حساب نمى‏شود بلکه باید بر گردد به سجده، و ذکر سجده هم بگوید و بنابراحتیاط مستحب بعد از اتمام، نمازش را اعاده کند.


مسأله 1081 ) جائى که انسان باید تقیه کند مى‏تواند بر فرش و مانند آن سجده نماید و لازم نیست براى نماز به جاى دیگر برود ولى اگر بتواند بر حصیر یا چیزى که سجده بر آن صحیح مى‏باشد، طورى سجده کند که به زحمت نیفتد نباید بر فرش و مانند آن سجده نماید.


مسأله 1082 ) اگر روى تشک فنرى یا چیز دیگرى که بدن روى آن آرام نمى‏گیرد سجده کند، باطل است.


مسأله 1083 ) اگر انسان ناچار شود که در زمین گِل نماز بخواند، چنانچه آلوده شدن بدن و لباس براى او مشقّت ندارد، باید سجده و تشهّد را به‏طور معمول بجا آورد و اگر مشقّت دارد، مى‏تواند در حالى که ایستاده، براى سجده با سر اشاره کند وتشهد را ایستاده بخواند و اگر سجده و تشهد را به‏طور معمول هم بجا آورد، نمازش صحیح است.


مسأله 1084 ) در رکعت اول و رکعت سومى که تشهد ندارد، مثل رکعت سوم نماز ظهر و عصر و عشاء باید بعد از سجده دوم قدرى بى‏حرکت بنشنید و بعد برخیزد.


 

چیزهائى که سجده بر آنها صحیح است

مسأله 1085 ) باید بر زمین و چیزهاى غیر خوراکى و پوشاکى که از زمین مى‏روید مانند چوب و برگ درخت سجده کرد و سجده بر چیزهاى خوراکى و پوشاکى مانند گندم و جو و پنبه و آنچه که از اجزاء زمین شمرده نشود مانند طلا و نقره و قیر و عقیق و زُفت و امثال اینها صحیح نیست.


مسأله 1086 ) احتیاط واجب آن است که بر برگ مو سجده نکند.


مسأله 1087 ) سجده بر چیزهائى که از زمین مى‏روید و خوراک حیوان است مثل علف و کاه صحیح است.


مسأله 1088 ) سجده بر گلهائى که خوراکى نیستند، صحیح است، ولى سجده بر دواهاى خوراکى که از زمین مى‏روید، مانند گل بنفشه و گل گاوزبان بنابراحتیاط صحیح نیست.


مسأله 1089 ) سجده بر گیاهى که خوردن آن در بعضى شهرها معمول است و در شهرهاى دیگر معمول نیست و نیز سجده بر میوه نارس صحیح نیست.


مسأله 1090 ) سجده بر سنگ آهک و سنگ گچ صحیح است و سجده به گچ و آهک پخته و آجر و کوزه گلى و مانند آن نیز جایز است.


مسأله 1091 ) اگر کاغذ را از چیزى که سجده بر آن صحیح است مثلاً از کاه و درخت ساخته باشند، مى‏شود بر آن سجده کرد به شرط این که اگر اجزاء دیگرى هم که سجده بر آن جایز نیست داشته باشد، مستهلک گردد ولى سجده بر کاغذى که از پنبه و مانند آن ساخته شده، اشکال دارد.


مسأله 1092 ) براى سجده بهتر از هر چیز تربت حضرت سیدالشهداء7 مى‏باشد، بعد از آن خاک، بعد از خاک سنگ و بعد از سنگ گیاه است.


مسأله 1093 ) اگر چیزى که سجده بر آن صحیح است ندارد یا اگر دارد به واسطه سرما یا گرماى زیاد و مانند اینها نمى‏تواند بر آن سجده کند، باید به لباسش سجده کند و اگر ممکن نشد، باید بر پشت دست یا چیزهاى معدنى مانند فیروزه و عقیق سجده نماید، ولى احتیاط واجب آن است که چیزهاى معدنى مانند عقیق و فیروزه را بر پشت دست مقدم دارد.


مسأله 1094 ) سجده بر گل و خاک سستى که پیشانى روى آن آرام نمى‏گیرد، باطل است.


مسأله 1095 ) اگر در سجده اول مهر به پیشانى بچسبد باید براى سجده دوم مهر را بردارد.


مسأله 1096 ) اگر در بین نماز چیزى که بر آن سجده مى‏کند، گم شود و چیزى که سجده بر آن صحیح است نداشته باشد، چنانچه وقت وسعت دارد، باید نماز را بشکند و اگر وقت تنگ است، باید به ترتیبى که در مسأله 1093 گفته شد، عمل نماید.


مسأله 1097 ) هرگاه در حال سجده بفهمد پیشانى را بر چیزى گذاشته که سجده بر آن باطل است، اگر ممکن باشد، باید پیشانى را از روى آن به روى چیزى که سجده بر آن صحیح است، بکشد و اگر ممکن نباشد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، باید نماز را بشکند و اگر وقت تنگ است، به ترتیبى که در مسأله 1093 گفته شد، عمل نماید.


مسأله 1098 ) اگر بعد از سجده بفهمد پیشانى را روى چیزى گذاشته که سجده بر آن باطل است، اشکال ندارد.


مسأله 1099 ) سجده کردن براى غیر خداوند متعال حرام مى‏باشد و بعضى ازمردم که مقابل قبر امامان‏: پیشانى را به زمین مى‏گذارند، اگر براى شکر خداوند متعال باشد، اشکال ندارد و گرنه حرام است.


 

مستحبات و مکروهات سجده

مسأله 1100 ) در سجده چند چیز مستحب است:

1 – کسى که ایستاده نماز مى‏خواند بعد از آن که سر از رکوع برداشت و کاملاً ایستاد و کسى که نشسته نماز مى‏خواند، بعد از آن که کاملاً نشست، براى رفتن به سجده تکبیر بگوید.

2 – موقعى که مرد مى‏خواهد به سجده برود، اول دستها را و زن اول زانوها را به زمین بگذارد.

3 – بینى را به مهر یا چیزى که سجده بر آن صحیح است، بگذارد.

4 – در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد، طورى که سر آنها رو به قبله باشد.

5 – در سجده دعا کند و از خدا حاجت بخواهد و این دعا را بخواند:

یا خَیْرَ المَسْؤُولِینَ وَ یا خَیْرَ المُعْطِینَ اُرْزُقْنِی وَارْزُقْ عِیالِی مِنْ فَضْلِکَ فَاِنَّکَ ذُوالفَضْلِ العَظِیمِ یعنى اى بهترین کسى که از او سؤال مى‏کنند و اى بهترین عطا کنندگان روزى بده به من و عیال من از فضل خودت پس به درستى که تو داراى فضل بزرگى هستى.

6 – بعد از سجده بر ران چپ بنشیند و روى پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد.

7 – بعد از هر سجده وقتى نشست و بدنش آرام گرفت، تکبیر بگوید.

8 – بعد از سجده اول بدنش که آرام گرفت، اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّى وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ بگوید.

9 – سجده را طول بدهد و در موقع نشستن دستها را روى رانها بگذارد.

10 – براى رفتن به سجده دوم، در حال آرامى بدن اَلّلهُ اَکْبَر بگوید.

11 – در سجده‏ ها صلوات بفرستد ولى آن را به قصد ذکرى که در سجده دستور دارد، نگوید.

12 – در موقع بلند شدن، دستها را بعد از زانوها از زمین بردارد.

13 – مردها آرنجها و شکم را به زمین نچسبانند و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند و زنها آرنجها و شکم را بر زمین بگذارند و اعضاء بدن را به یکدیگر بچسبانند و غیر از اینها مستحبات دیگر سجده در کتابهاى مفصّل گفته شده است.


مسأله 1101 ) قرآن خواندن در سجده مکروه است و نیز مکروه است براى برطرف کردن گرد و غبار، جاى سجده را فوت کند و اگر در اثر فوت کردن حرفى از دهان بیرون آید، نماز باطل است و غیر ازاینها مکروهات دیگرى هم در کتابهاى مفصّل گفته شده است.


 

سجده واجب قرآن

مسأله 1102 ) در هر یک از چهار سوره (والنجم، اقْرأْ، الم تنزیل و حم سجده) یک آیه سجده است، که اگر انسان بخواند یا گوش دهد، بعد از تمام شدن آن آیه، باید فوراً سجده کند و اگر فراموش کرد، هر وقت یادش آمد باید سجده نماید و اگر بدون اختیار آیه سجده دار شنید بنابر احتیاط واجب است سجده کند.


مسأله 1103 ) اگر انسان موقعى که آیه سجده را گوش دهد خودش نیز بخواند، بنابراحتیاط واجب باید دو سجده نماید.


مسأله 1104 ) در غیر نماز اگر در حال سجده آیه سجده را بخواند یا گوش کند، باید سر از سجده بردارد و دوباره سجده کند.


مسأله 1105 ) اگر آیه سجده توسط ضبط صوت و مانند آن یا بچه غیر ممیّز که خوب و بد را نمى‏فهمد خوانده شود، بنابراحتیاط واجب باید کسى که آن را گوش مى‏دهد یا قهراً مى‏شنود، سجده نماید و همچنین است پخش رادیوئى یا تلویزیونى اگر صداى قرآن قبلاً ضبط شده و پخش گردد، ولى اگر شخصى در ایستگاه رادیو یا تلویزیون آیه سجده را بخواند و به‏طور مستقیم پخش شود، بر کسى که به آن گوش مى‏دهد یا قهراً مى‏شنود سجده واجب است.


مسأله 1106 ) در سجده واجب قرآن باید جاى انسان غصبى نباشد و بنابراحتیاط واجب جاى پیشانى او از جاى سرانگشتانش بیش از چهار انگشت بسته بلندتر نباشد ولى لازم نیست با وضو یا غسل و رو به قبله باشد و عورت خود را بپوشاند و بدن و جاى پیشانى او پاک باشد و نیز چیزهائى که در لباس نمازگزار شرط مى‏باشد در لباس او شرط نیست اما اگر لباس او غصبى است، چنانچه سجده کردن تصرف در آن لباس باشد، سجده باطل است.


مسأله 1107 ) احتیاط واجب آن است که در سجده واجب قرآن، پیشانى را بر مهر یا چیز دیگرى که سجده بر آن صحیح است، گذاشته و جاهاى دیگر بدن را به دستورى که در سجده نماز گفته شد، بر زمین بگذارد.


مسأله 1108 ) هرگاه در سجده واجب قرآن پیشانى را به قصد سجده به زمین بگذارد اگرچه ذکر نگوید، کافیست و گفتن ذکر، مستحب است و بهتر است بگوید لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ حَقّاً حَقّاً لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ اِیماناً وَ تَصْدِیقاً لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ عُبُودِیَّهً وَ رِقّاً سَجَدْتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لا مُسْتَنْکِفاً وَ لا مُسْتَکْبِراً بَلْ أَناَ عَبْدٌ ذَلِیلٌ ضَعِیفٌ خائِفٌ مُسْتَجِیرٌ.


 

تشهد

مسأله 1109 ) در رکعت دوم تمام نمازهاى واجب و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشاء، باید انسان بعد ازسجده دوم بنشیند و در حال آرام بودن تشهد بخواند یعنى بگوید: أشْهَدُ أَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و احتیاط واجب آن است که بغیر این ترتیب نگوید.


مسأله 1110 ) کلمات تشهد باید به عربى صحیح و به طورى که معمول است، پشت‏سر هم گفته شود.


مسأله 1111 ) اگر تشهد را فراموش کند و بایستد و پیش از رکوع یادش بیاید که تشهد را نخوانده، باید بنشیند و تشهد را بخواند و دوباره بایستد و آنچه باید در آن رکعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام کند و بعد از نماز براى ایستادن بى‏جا، دو سجده سهو بجا آورد و اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید، باید نماز را تمام کند و بعد از سلام نماز، تشهد را قضا کند و براى تشهد فراموش شده دو سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1112 ) مستحب است در حال تشهد بر ران چپ بنشیند و روى پاى راست را به کف پاى چپ بگذارد و پیش ازتشهد بگوید: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ یا بگوید بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَالحَمْدُ لِلَّهِ وَ خَیْرُ الأَسْماءِ لِلَّهِ و نیز مستحب است دستها را بر رانها بگذارد و انگشتها را به یکدیگر بچسباند و به دامان خود نگاه کند و بعد از تمام شدن تشهد بگوید: وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ.


مسأله 1113 ) مستحب است زنها در وقت خواندن تشهد، رانها را بهم بچسبانند.


 

سلام نماز

مسأله 1114 ) بعد از تشهد رکعت آخر نماز مستحب است درحالى که نشسته و بدن آرام است، بگوید: السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهاَ النَّبِیُّ وَرَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ و بعد از آن باید بگوید: اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلى عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ و یا بگوید: اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ و احتیاط لازم آن است که به جمله السلام علیکم جمله وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ را اضافه نماید و مستحب است هر دو صیغه را بگوید.


مسأله 1115 ) اگر سلام نماز را فراموش کند و موقعى یادش بیاید که صورت نماز بهم نخورده و کارى هم که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏کند، مثل پشت به قبله کردن انجام نداده، باید سلام را بگوید و نمازش صحیح است.


مسأله 1116 ) اگر سلام نماز را فراموش کند و موقعى یادش بیاید که صورت نماز به هم خورده، ولى کارى که عمداً و سهواً نماز را باطل مى‏کند انجام نداده، سلام لازم نیست و نمازش صحیح است ولکن بنابراحتیاط واجب دو سجده سهو براى فراموشى سلام بجا آورد و اگر پیش از آن که صورت نماز بهم بخورد چنین کارى را انجام داده احتیاط واجب آن است که نماز را اعاده کند و چنانچه سلام را فراموش کند و پس از حرف زدن یادش بیاید باید سلام را بگوید و دو سجده سهو براى حرف زدن بجا آورد.


 

ترتیب

مسأله 1117 ) اگر عمداً ترتیب نماز را بهم بزند، مثلاً سوره را پیش از حمد بخواند، یا سجود را پیش از رکوع بجا آورد، نماز باطل مى‏شود.


مسأله 1118 ) اگر رکنى از نماز را فراموش کند و رکن بعد از آن را بجا آورد مثلاً پیش از آن که رکوع کند، سجده نماید نماز باطل است.


مسأله 1119 ) اگر رکنى را فراموش کند و چیزى را که بعد از آن است و رکن نیست بجا آورد، مثلاً پیش از آن که دو سجده کند تشهد بخواند، باید رکن را بجا آورد و آنچه را اشتباهاً پیش از آن خوانده دوباره بخواند.


مسأله 1120 ) اگر چیزى را که رکن نیست فراموش کند و رکن بعد از آن را بجا آورد، مثلاً حمد را فراموش کند و مشغول رکوع شود، نمازش صحیح است.


مسأله 1121 ) اگر چیزى را که رکن نیست فراموش کند و چیزى را که بعد از آن است و آنهم رکن نیست بجا آورد، مثلاً حمد را فراموش کند و سوره را بخواند چنانچه مشغول رکن بعد شده باشد، مثلاً در رکوع یادش بیاید که حمد را نخوانده باید بگذرد و نماز او صحیح است و اگر مشغول رکن بعد نشده باشد، باید آنچه را که فراموش کرده بجا آورد و بعد از آن، چیزى را که اشتباهاً جلوتر خوانده دوباره بخواند.


مسأله 1122 ) اگر سجده اول را به خیال این که سجده دوم است، یا سجده دوم را به خیال این که سجده اول است بجا آورد، نماز صحیح است و سجده اول او سجده اول و سجده دوم او سجده دوم حساب مى‏شود.


موالات

مسأله 1123 ) انسان باید نماز را با موالات بخواند، یعنى کارهاى نماز مانند رکوع و سجود و تشهد را پشت ‏سر هم بجا آورد و چیزهائى را که در نماز مى‏خواند به ‏طورى که معمول است پشت‏سر هم بخواند و اگر به قدرى بین آنها فاصله بیندازد که نگویند نماز مى‏خواند نمازش باطل است.


مسأله 1124 ) اگر در نماز سهواً بین حرفها یا کلمات فاصله بیندازد و فاصله به قدرى نباشد که صورت نماز از بین برود ولى صورت قرائت یا ذکر از بین برود، چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد، باید آن حرفها یا کلمات را به‏طور معمول بخواند و اگر مشغول رکن بعد شده باشد، نمازش صحیح است.


مسأله 1125 ) طول دادن رکوع و سجود و خواندن سوره‏ هاى بزرگ، موالات را بهم نمى‏زند.


 

قنوت

مسأله 1126 ) در تمام نمازهاى واجب و مستحب، پیش از رکوع رکعت دوم مستحب است قنوت بخواند و در نماز وتر، با آنکه یک رکعت مى‏باشد، خواندن قنوت پیش از رکوع مستحب است و نماز جمعه در هر رکعت یک قنوت دارد: در رکعت اول قبل از رکوع و در رکعت دوم بعد از رکوع و نماز آیات پنج قنوت و نماز عید فطر و قربان در رکعت اول پنج قنوت و در رکعت دوم چهار قنوت دارند.


مسأله 1127 ) مستحب است در قنوت دستها را مقابل صورت و کف آنها را رو به آسمان و پهلوى هم نگهدارد و به کف دستها نگاه کند.


مسأله 1128 ) در قنوت هر ذکرى بگوید اگرچه یک سبحان‏ الله باشد، کافیست و بهتر است بگوید لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ الحَلِیمُ الکَریمُ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ العَلِیُّ العَظِیم سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الأَرَضِینَ السَّبْعِ وَ ما فِیهِنَّ وَ ما بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ العَرْشِ العَظِیمِ وَالحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العالَمِین.


مسأله 1129 ) مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند ولى براى کسى که نماز را به جماعت مى‏خواند، اگر امام جماعت صداى او را بشنود، بلند خواندن قنوت مستحب نیست.


مسأله 1130 ) اگر عمداً قنوت نخواند قضا ندارد و اگر فراموش کند و پیش از آن که به اندازه رکوع خم شود یادش بیاید، مستحب است بایستد و بخواند و اگر در رکوع یادش بیاید، مستحب است بعد از رکوع قضا کند و اگر در سجده یادش بیاید، مستحب است بعد از سلام نماز، قضا نماید.


1- ترجمه سوره حمد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ یعنى شروع مى‏کنم به نام خداوندى که رحمتش واسع و رحمتش ابدى است. اَلْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العالَمِینَ یعنى ثنا مخصوص خداوندى است که پرورش دهنده همه موجودات است. اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ یعنى رحمتش واسع و رحمتش ابدى است. مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ یعنى پادشاه و صاحب اختیار روز قیامت است اِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیَّاکَ نَسْتَعِینُ یعنى فقط تو را عبادت مى‏کنیم و فقط از تو کمک مى‏خواهیم اِهْدِناَ الصِّراطَ المُسْتَقِیم یعنى هدایت کن ما را به راه راست که آن دین اسلام است. صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ. یعنى به راه کسانى که به آنان نعمت دادى و آنان پیغمبران و جانشینان پیغمبران هستند. غَیْرِ المَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَالضَّالِّینَ یعنى نه به راه کسانى که غضب کرده‏اى بر ایشان و نه آن کسانى که گمراهند.


2- ترجمه سوره قُل هُو الله احد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد یعنى بگو اى محمد9 که خداوند خدائى است یگانه. أَلّلهُ الصَّمَدُ یعنى خدائى که از تمام موجودات بى‏نیاز است. لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَد فرزند ندارد و فرزند کسى نیست. وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَد یعنى هیچ‏کس از مخلوقات مثل او نیست.


3 – ترجمه ذکر رکوع و سجود

سُبْحانَ رَبِّیَ العَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ یعنى پروردگار بزرگ من از هر عیب و نقصى پاک و منزه است و من مشغول ستایش او هستم. سُبْحانَ رَبِّیَ الأَعْلى وَ بِحَمْدِهِ یعنى پروردگار من که از همه کس بالاتر مى‏باشد، از هر عیب و نقصى پاک و منزه است و من مشغول ستایش او هستم، سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ یعنى خدا بشنود و بپذیرد ثناى کسى که او را ستایش مى‏کند. أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ اِلَیهِ یعنى طلب آمرزش و مغفرت مى‏کنم از خداوندى که پرورش دهنده من است و من به طرف او بازگشت مى‏نمایم. بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ اَقْعُد یعنى به یارى خداى متعال و قوّه او برمى‏خیزم و مى‏نشینم.


4 – ترجمه قنوت

لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ الحَلِیمُ الکَرِیمُ یعنى نیست معبودى سزاوار پرستش مگر خداى یکتاى بى‏همتائى که صاحب حلم و کرم است. لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ العَلِىُّ العَظِیمُ یعنى نیست معبودى سزاوار پرستش، مگر خداى یکتاى بى‏همتائى که بلند مرتبه و بزرگ است. سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الأَرَضِینَ السَّبْعِ یعنى پاک و منزه است خداوندى که پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمین است. وَ ما فِیهِنَّ وَ ما بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ العَرْشِ العَظِیمِ یعنى پروردگار هر چیزى است که در آسمانها و زمینها و مابین آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است. وَالحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العالَمِین یعنى حمد و ثنا مخصوص خداوندى است که پرورش دهنده تمام موجودات است.


5 – ترجمه تسبیحات اربعه

سُبْحانَ اللَّهِ وَالحَمْدُ للَّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَاللَّهُ أَکْبَرُ یعنى پاک و منزه است خداوند تعالى و ثنا مخصوص اوست و نیست خدائى سزاوار پرستش مگر خداى بى‏همتا و بزرگتر است از این که او را وصف کنند.


6 – ترجمه تشهد و سلام

اَلْحَمْدُ للَّهِ أَشْهَدُ أَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ یعنى ستایش مخصوص خداوند است و شهادت مى‏دهم که معبودى سزاوار پرستش نیست، مگر خدائى که یگانه است و شریک ندارد. وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ یعنى شهادت مى‏دهم که محمد9 بنده خدا و فرستاده اوست. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ یعنى خدایا رحمت بفرست بر محمد و آل محمد. وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ یعنى قبول کن شفاعت پیغمبر را و درجه آن حضرت را نزد خود بلند کن. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهاَ النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ یعنى سلام بر تو اى پیغمبر و رحمت و برکات خدا بر تو باد. السَّلامُ عَلینا وَ عَلى عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ یعنى سلام از خداوند عالم بر ما نمازگزاران و تمام بندگان خوب او. السَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ یعنى سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما مؤمنین باد.


تعقیب نماز

مسأله 1131 ) مستحب است انسان بعد از نماز مقدارى مشغول تعقیب، یعنى خواندن ذکر و دعا و قرآن شود و بهتر است پیش از آن که از جاى خود حرکت کند و وضو و غسل و تیمم او باطل شود، رو به قبله تعقیب را بخواند و لازم نیست تعقیب به عربى باشد ولى بهتر است چیزهائى را که در کتابهاى دعا دستور داده‏اند، بخواند و از تعقیب هائى که خیلى سفارش شده است، تسبیح حضرت زهرا3 است که باید به این ترتیب گفته شود: 34 مرتبه الله اکبر، 33 مرتبه الحمدلله، بعد از آن 33 مرتبه سبحان‏ الله و مى‏شود سبحان‏ الله را پیش از الحمدلله گفت ولى بهتر است بعد از الحمدلله گفته شود.


مسأله 1132 ) مستحب است بعد از نماز، سجده شکر نماید و همین قدر که پیشانى را به قصد شکر بر زمین بگذارد کافیست. ولى بهتر است صد مرتبه، یا سه مرتبه، یا یک مرتبه شکراًلله یا عفواً بگوید و نیز مستحب است هر وقت نعمتى به انسان مى‏رسد، یا بلائى از او دور مى‏شود، سجده شکر بجا آورد.


صلوات بر پیغمبر صل الله علیه و آله

مسأله 1133 ) هر وقت انسان اسم مبارک حضرت رسول‏ صل الله علیه و آله مانند محمد واحمد، یا لقب و کنیه آن جناب را مثل مصطفى و ابوالقاسم بگوید یا بشنود، اگرچه در نماز باشد، مستحب است صلوات بفرستد.


مسأله 1134 ) موقع نوشتن اسم مبارک حضرت رسول‏ صل الله علیه و آله مستحب است صلوات را هم بنویسد و نیز بهتر است هر وقت آن حضرت را یاد مى‏کند، صلوات بفرستد.


مبطلات نماز

مسأله 1135 ) دوازده چیز نماز را باطل مى‏کند و آنها را مبطلات مى‏گویند:

اول آن که در بین نماز یکى از شرطهاى آن از بین برود، مثلاً در بین نماز بفهمد مکانش غصبى است.

دوم آن که در بین نماز عمداً یا سهواً یا از روى ناچارى، چیزى که وضو را باطل مى‏کند، پیش آید. مثلاً بول از او بیرون آید ولى کسى که نمى‏تواند از بیرون آمدن بول و غائط خوددارى کند، اگر در بین نماز بول یا غائط از او خارج شود، چنانچه به دستورى که در احکام وضو گفته شد [1]رفتار نماید نمازش باطل نمى‏شود و نیز اگر در بین نماز از زن مستحاضه خون خارج شود، در صورتى که به دستور استحاضه رفتار کرده باشد، نمازش صحیح است.


مسأله 1136 ) کسى که بى‏اختیار خوابش برده، اگر نداند که در بین نماز خوابش برده یا بعد از اتمام آن، باید نمازش را دوباره بخواند.


مسأله 1137 ) اگر بداند به اختیار خودش خوابیده و شک کند که بعد از نماز بوده یا در بین نماز یادش رفته که مشغول نماز است و خوابیده، نمازش صحیح است.


مسأله 1138 ) اگر در حال سجده از خواب بیدار شود و شک کند که در سجده آخر نماز است، یا در سجده شکر، باید آن نماز را دوباره بخواند.


سوم از مبطلات نماز آن است که مثل بعض کسانى که شیعه نیستند دستها را روى هم بگذارد.


مسأله 1139 ) هرگاه براى ادب دستها را روى هم بگذارد، اگرچه مثل آنها نباشد مثل این که انگشتهاى دو دست را روى هم بگذارد نه تا مچ یا مرفق، بنابراحتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند، ولى اگر از روى فراموشى یا ناچارى یا براى کار دیگر مثل خاراندن دست و مانند آن، دستها را روى هم بگذارد اشکال ندارد.


چهارم از مبطلات نماز آن است که بعد از خواندن حمد، آمین بگوید ولى اگر اشتباهاً یا از روى تقیه بگوید، نمازش باطل نمى‏شود.

پنجم از مبطلات نماز آن است که عمداً یا از روى فراموشى پشت به قبله کند، یا به طرف راست یا چپ قبله برگردد، بلکه اگر عمداً به قدرى برگردد که نگویند رو به قبله است، اگرچه به طرف راست یا چپ نرسد، نمازش باطل است.


مسأله 1140 ) اگر عمداً سر را به قدرى بگرداند که بتواند پشت‏سر را ببیند، ولو به این که بدن را هم کمى برگرداند، نماز او باطل است و اگر به طرف چپ و راست بگرداند اگر زیاد باشد ولو این که به نقطه مقابل شرق و غرب نرسد، احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره بخواند و اگر زیاد نباشد مکروه است ولى نماز او صحیح است.


ششم از مبطلات نماز آن است که عمداً کلمه ‏اى بگوید که یک حرف یا بیشتر باشد، اگرچه معنى هم نداشته باشد، ولى اگر سهواً بگوید نماز باطل نمى‏شود.

مسأله 1141 ) اگر سهواً کلمه‏ اى بگوید که یک حرف یا بیشتر دارد اگرچه آن کلمه معنى داشته باشد، نمازش باطل نمى‏شود ولى لازم است بعد از نماز سجده سهو بجا آورد، چنانکه خواهد آمد.


مسأله 1142 ) سرفه کردن و آروغ زدن و آه کشیدن در نماز اشکال ندارد ولى گفتن آخ و آه و مانند اینها اگر عمدى باشد، نماز را باطل مى‏کند.


مسأله 1143 ) اگر کلمه ‏اى را به قصد ذکر بگوید، مثلاً به قصد ذکر بگوید «اللَّه ‏اکبر» و در موقع گفتن آن، صدا را بلند کند که چیزى را به دیگرى بفهماند اشکال ندارد، بلکه اگر به قصد این که چیزى به کسى بفهماند کلمه‏اى را به قصد ذکر بگوید، اشکال ندارد.


مسأله 1144 ) خواندن قرآن در هرکجاى نماز، غیر از چهار سوره‏ اى که سجده واجب دارند و در احکام جنابت گفته شد و نیز دعا کردن در هر کجاى نماز اشکال ندارد ولى احتیاط واجب آن است که بغیر عربى دعا نکند.


مسأله 1145 ) اگر چیزى از حمد و سوره و ذکرهاى نماز را عمداً بدون قصد جزئیت یا احتیاطاً چند مرتبه بگوید، اشکال ندارد.


مسأله 1146 ) در حال نماز انسان نباید به دیگرى سلام کند و اگر دیگرى به او سلام کند باید همانطور که او سلام کرده، جواب دهد. مثلاً اگر گفته «سلامٌ ‏علیکم» ، در جواب بگوید «سلامٌ‏ علیکم» و نباید «علیکم» را جلو بیاندازد.


مسأله 1147 ) انسان باید جواب سلام را چه در نماز یا در غیر نماز فوراً بگوید، و اگر عمداً یا از روى فراموشى جواب سلام را به قدرى طول دهد که اگر جواب بگوید، جواب آن سلام حساب نشود، چنانچه در نماز باشد، نباید جواب بدهد و اگر در نماز نباشد، جواب دادن آن واجب نیست.


مسأله 1148 ) باید جواب سلام را طورى بگوید که سلام کننده بشنود، ولى اگر سلام کننده کر باشد، چنانچه انسان به‏طور معمول جواب او را بدهد کافى است.


مسأله 1149 ) احتیاط واجب آن است که نمازگزار جواب سلام را به قصد سلام معمولى بگوید نه دعا و تحیّت.


مسأله 1150 ) اگر زن یا مرد نامحرم یا بچه ممیّز یعنى بچه‏اى که خوب و بد را مى‏فهمد، به نمازگزار سلام کند، نمازگزار مى‏تواند جواب او را بدهد و بنابراحتیاط در جواب سلام زن بگوید «سلامٌ‏علیکْ» و کاف را زیر و زبر و پیش ندهد.


مسأله 1151 ) اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد معصیت کرده و بنابراحتیاط واجب باید نمازش را اعاده کند.


مسأله 1152 ) اگر کسى غلط سلام کند به‏طورى که سلام حساب نشود، جواب او واجب نیست، بلکه اگر در حال نماز باشد جایز نیست.


مسأله 1153 ) جواب سلام کسى که از روى مسخره یا شوخى سلام مى‏کند واجب نیست، بلکه در حال نماز جایز نیست، ولى احتیاط واجب آن است که جواب سلام کافر ذمى چه مرد باشد چه زن را بدهد ولى در جواب به «سلام» یا «علیک» تنها اکتفا کند.


مسأله 1154 ) اگر کسى به عده‏اى سلام کند، جواب سلام او بر همه آنان واجب است، ولى اگر یکى از آنان جواب دهد، کافیست.


مسأله 1155 ) اگر کسى به عده‏اى سلام کند و کسى که سلام کننده قصد سلام کردن به او را نداشته جواب دهد، بازهم جواب سلام او بر آن عده واجب است.


مسأله 1156 ) اگر به عده‏اى سلام کند و کسى که بین آنها مشغول نماز است شک کند که سلام کننده قصد سلام کردن به او را هم داشته یا نه، نباید جواب بدهد و همچنین است اگر بداند قصد او را هم داشته ولى دیگرى جواب سلام را بدهد، اما اگر بداند که قصد او را هم داشته و دیگرى جواب ندهد، باید جواب او را بگوید.


مسأله 1157 ) سلام کردن مستحب است و خیلى سفارش شده است که سواره به پیاده و ایستاده به نشسته و کوچکتر به بزرگتر سلام کند.


مسأله 1158 ) اگر دو نفر با هم به یکدیگر سلام کنند واجب نیست جواب سلام همدیگر را بدهند.


مسأله 1159 ) در غیر نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگوید، مثلاً اگر کسى گفت: «سلام علیکم»، در جواب بگوید: «سلام علیکم و رحمهالله».


هفتم از مبطلات نماز خنده عمدى و با صدا است و همچنین خنده ‏اى که در آن بى‏ اختیار باشد، اما تبسّم و لبخند، نماز را باطل نمى‏کند هرچند عمدى باشد و نیز خنده سهوى به گمان این که در حال نماز نیست موجب باطل شدن نماز نمى‏شود و لکن اگر سهواً قهقهه کند، بنابراحتیاط نماز را تمام کرده دوباره بخواند.

مسأله 1160 ) اگر براى جلوگیرى از صداى خنده حالش تغییر کند، مثلاً رنگش سرخ شود، بنابراحتیاط واجب، باید نمازش را تمام کرده و دوباره بخواند


هشتم از مبطلات نماز آن است که براى کار دنیا عمداً یا بى‏ اختیار با صدا گریه کند و احتیاط واجب آن است که براى کار دنیا بى‏صدا هم گریه نکند، ولى اگر از ترس خدا یا براى آخرت گریه کند، آهسته یا بلند اشکال ندارد، بلکه از بهترین اعمال است.

نهم از مبطلات نماز کارى است که صورت نماز را بهم بزند مثل رقص و به هوا پریدن و مانند اینها، کم باشد یا زیاد، عمداً باشد یا از روى فراموشى، ولى کارى که صورت نماز را بهم نزند مثل اشاره کردن به دست اشکال ندارد.

مسأله 1161 ) اگر در بین نماز به قدرى ساکت بماند که نگویند نماز مى‏خواند، نمازش باطل مى‏شود.


مسأله 1162 ) اگر در بین نماز کارى انجام دهد، یا مدتى ساکت شود و شک کند که نماز بهم خورده یا نه، نمازش صحیح است.


دهم از مبطلات نماز، خوردن و آشامیدن است، که اگر در نماز طورى بخورد یا بیاشامد که نگویند نماز مى‏خواند، عمداً باشد یا از روى فراموشى، نمازش باطل مى‏شود، ولى کسى که مى‏خواهد روزه بگیرد، اگر پیش از اذان صبح، نماز مستحبى بخواند و تشنه باشد چنانچه بترسد که اگر نماز را تمام کند صبح شود، در صورتى که آب روبروى او در دو سه قدمى باشد، مى‏تواند در بین نماز آب بیاشامد، اما باید کارى که نماز را باطل مى‏کند، مثل روگرداندن از قبله، انجام ندهد.


مسأله 1163 ) اگر به واسطه خوردن یا آشامیدن عمدى، موالات نماز بهم بخورد، یعنى طورى شود که نگویند نماز را پشت‏ سرهم مى‏خواند، بنابراحتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند.


مسأله 1164 ) اگر در بین نماز، غذائى را که در دهان یا لاى دندانها مانده فرو ببرد، نمازش باطل نمى‏شود و نیز اگر قند یا شکر و مانند اینها در دهان مانده باشد و در حال نماز کم‏ کم آب شود و فرو رود اشکال ندارد.


یازدهم از مبطلات نماز، شک در رکعتهاى نماز دو رکعتى یا سه رکعتى، یا در دو رکعت اول نمازهاى چهار رکعتى است.

دوازدهم از مبطلات نماز آن است که رکن نماز را عمداً یا سهواً کم یا زیاد کند یا چیزى را که رکن نیست، عمداً کم یا زیاد نماید.

مسأله 1165 ) اگر بعد از نماز شک کند که در بین نماز کارى که نماز را باطل مى‏کند، انجام داده یانه، نمازش صحیح است.


 

چیزهائى که در نماز مکروه است

مسأله 1166 ) مکروه است در نماز صورت را کمى به طرف راست یا چپ بگرداند و چشمها را بهم بگذارد، یا به طرف راست و چپ بگرداند و با ریش و دست خود بازى کند و انگشتها را داخل هم نماید و آب دهان بیندازد و به خط قرآن یا کتاب یا خط انگشترى نگاه کند و نیز مکروه است، موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذکر، براى شنیدن حرف کسى ساکت شود، بلکه هرکارى که خضوع و خشوع را از بین ببرد مکروه مى‏باشد.


مسأله 1167 ) موقعى که انسان خوابش مى‏آید و نیز موقع خوددارى کردن از بول و غائط، مکروه است نماز بخواند و همچنین پوشیدن جوراب تنگ که پا را فشار دهد در نماز مکروه مى‏باشد و غیر از اینها مکروهات دیگرى هم در کتابهاى مفصل گفته شده است.


 

مواردى که مى‏شود نماز واجب را شکست

مسأله 1168 ) شکستن نماز واجب از روى اختیار حرام است، ولى براى حفظ مال و جلوگیرى از ضرر مالى یا بدنى مانعى ندارد.


مسأله 1169 ) اگر حفظ جان خود انسان یا کسى که حفظ جان او واجب است یا حفظ مالى که نگهدارى آن واجب مى‏باشد، بدون شکستن نماز ممکن نباشد، باید نماز را بشکند ولى شکستن نماز براى مالى که اهمیت ندارد، مکروه است.


مسأله 1170 ) اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلبکار طلب خود را از او مطالبه کند، چنانچه بتواند در بین نماز طلب او را بدهد، باید در همان حال بپردازد و اگر بدون شکستن نماز دادن طلب او ممکن نیست، باید نماز را بشکند و طلب او را بدهد و بعد نماز را بخواند.


مسأله 1171 ) اگر در بین نماز بفهمد که مسجد نجس است، چنانچه وقت تنگ باشد، باید نماز را تمام کند و اگر وقت وسعت دارد و تطهیر مسجد نماز را بهم نمى‏زند، باید در بین نماز تطهیر کند، بعد بقیه نماز را بخواند و اگر نماز را بهم مى‏زند، در صورتى که بعد از نماز تطهیر مسجد ممکن باشد، شکستن نماز جایز نیست و اگر بعد از نماز تطهیر مسجد ممکن نباشد، باید نماز را بشکند و مسجد را تطهیر نماید، بعد نماز را بخواند.


مسأله 1172 ) کسى که باید نماز را بشکند، اگر نماز را تمام کند معصیت کرده و احتیاط واجب آن است که نمازش را دوباره بخواند.


مسأله 1173 ) اگر پیش از آن که به اندازه رکوع خم شود یادش بیاید که اذان و اقامه را فراموش کرده، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، مستحب است براى گفتن آنها نماز را بشکند و همچنین است اگر پیش از قرائت یادش بیاید که اقامه را فراموش کرده است.


 

[1] – از مسأله 313 تا 321.

شکیات

شکیّات نماز بیست و پنج قسم است: ده قسم آن شکهائى است که نماز را باطل مى‏کند، به شش قسم آن نباید اعتناء کرد و نُه قسم دیگر آن صحیح است.


شک هاى باطل

مسأله 1174 ) شکهائى که نماز را باطل مى‏کند از این قرار است:

اول: شک در شماره رکعتهاى نماز دو رکعتى، مثل نماز صبح و نماز مسافر و نیز بنابراحتیاط شک در نماز احتیاط، ولى شک در شماره رکعتهاى نماز مستحب دو رکعتى، نماز را باطل نمى‏کند.

دوم: شک در شماره رکعتهاى نماز سه رکعتى.

سوم: آن که در نماز چهار رکعتى شک کند که یک رکعت خوانده یا بیشتر.

چهارم: آن که در نماز چهار رکعتى پیش از تمام شدن سجده دوم، شک کند که دو رکعت خوانده یا بیشتر.

پنجم: شک بین دو و پنج یا دو و بیشتر از پنج.

ششم: شک بین سه و پنج پس از رکوع.

هفتم: شک بین سه و شش، یا سه و بیشتر از شش.

هشتم: شک بین چهار و پنج پس از رکوع و قبل از تمام شدن دو سجده.

نهم: شک بین چهار و شش، یا چهار و بیشتر از شش.

دهم: شک در رکعت‏هاى نماز که نداند چند رکعت خوانده است.


مسأله 1175 ) اگر یکى از شکهاى باطل براى انسان پیش آید، نمى‏تواند نماز را بهم بزند، ولى همین که شک او پابرجا شد، مى‏تواند نماز را بهم بزند.


شکهائى که نباید به آنها اعتناء کرد

مسأله 1176 ) شکهائى که نباید به آنها اعتناء کرد، از این قرار است:

اول: شک در چیزى که محل بجا آوردن آن گذشته است مثل آن که در رکوع شک کند که حمد را خوانده یا نه. دوم: شک بعد از سلام نماز. سوم: شک بعد از گذشتن وقت نماز. چهارم: شک کثیرالشک یعنى کسى که زیاد شک مى‏کند. پنجم: شک امام در شماره رکعتهاى نماز، در صورتى که مأموم شماره آنها را بداند و همچنین شک مأموم در صورتى که امام شماره رکعتهاى نماز را بداند. ششم: شک در نمازهاى مستحبى و نماز احتیاط.


1-شک در چیزی که محل آن گذشته است

مسأله 1177 ) اگر در بین نماز شک کند که یکى از کارهاى واجب آن را انجام داده یا نه، مثلاً شک کند که حمد خوانده یا نه، چنانچه مشغول کارى که باید بعد از آن انجام دهد، نشده، باید آنچه را که در انجام آن شک کرده بجا آورد و اگر مشغول کارى که باید بعد از آن انجام دهد شده، به شک خود اعتنا نکند.


مسأله 1178 ) اگر در بین خواندن آیه‏اى شک کند که آیه پیش را خوانده یا نه، یا وقتى آخر آیه را مى‏خواند شک کند که اول آن را خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند.


مسأله 1179 ) اگر بعد از رکوع یا سجود شک کند که کارهاى واجب آن، مانند ذکر و آرام بودن بدن را انجام داده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند.


مسأله 1180 ) اگر در حالى که به سجده مى‏رود شک کند که رکوع کرده یا نه، یا شک کند که بعد از رکوع ایستاده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.


مسأله 1181 ) اگر در حال برخاستن شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه، باید برگردد و بجا آورد.


مسأله 1182 ) کسى که نشسته یا خوابیده نماز مى‏خواند، اگر موقعى که حمد یا تسبیحات مى‏خواند، شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند و اگر پیش از آن که مشغول حمد یا تسبیحات شود، شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه، باید بجا آورد.


مسأله 1183 ) اگر شک کند که یکى از رکنهاى نماز را بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است نشده، باید آن را بجا آورد و چنانچه بعد یادش بیاید که آن رکن را بجا آورده بوده، چون رکن زیاد شده، نمازش باطل است.


مسأله 1184 ) اگر شک کند عملى را که رکن نیست بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است نشده، باید آن را بجا آورد، مثلاً اگر پیش از خواندن سوره شک کند که حمد را خوانده یا نه، باید حمد را بخواند و اگر بعد از انجام آن یادش بیاید که آن را بجا آورده بوده، چون رکن زیاد نشده نماز صحیح است.


مسأله 1185 ) اگر شک کند که رکنى را بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است شده، باید به شک خود اعتنا نکند، مثلاً موقعى که مشغول خواندن تشهد است اگر شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند و اگر یادش بیاید که آن رکن را بجا نیاورده، در صورتى که مشغول رکن بعد نشده، باید آن را بجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده، نمازش باطل است. مثلاً اگر پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید که دو سجده را بجا نیاورده، باید بجا آورد و اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید، نمازش باطل است.


مسأله 1186 ) اگر شک کند عملى را که رکن نیست بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است شده، باید به شک خود اعتنا نکند، مثلاً موقعى که مشغول خواندن سوره است، اگر شک کند که حمد را خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند و اگر بعد یادش بیاید که آن را بجا نیاورده، در صورتى که مشغول رکن بعد نشده، باید بجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده، نمازش صحیح است. بنابراین اگر مثلاً در قنوت یادش بیاید که حمد را نخوانده، باید بخواند و اگر در رکوع یادش بیاید، نماز او صحیح است.


مسأله 1187 ) اگر شک کند که سلام نماز را گفته یا نه، چنانچه مشغول نماز دیگر شده، یا به واسطه انجام کارى که نماز را بهم مى‏زند از حال نمازگزار بیرون رفته، باید به شک خود اعتنا نکند، و اگر پیش از اینها شک کند، باید سلام را بگوید اگرچه مشغول تعقیب باشد و اگر شک کند که سلام را درست گفته یا نه، به شک خود اعتنا نکند، هرچند مشغول تعقیب هم نشده باشد.


2 – شک بعد از سلام

مسأله 1188 ) اگر بعد از سلام نماز شک کند که نمازش صحیح بوده یا نه، مثلاً شک کند رکوع کرده یا نه، یا بعد از سلام نماز چهار رکعتى شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، به شک خود اعتنا نکند ولى اگر هر دو طرف شک او باطل باشد، مثلاً بعد از سلام نماز چهار رکعتى شک کند که سه رکعت خوانده یا پنج رکعت، نمازش باطل است.


3 – شک بعد از وقت

مسأله 1189 ) اگر بعد از گذشتن وقت نماز، شک کند که نماز خوانده یا نه، یا گمان کند که نخوانده، خواندن آن لازم نیست. ولى اگر پیش از گذشتن وقت، شک کند که نماز خوانده یا نه، باید آن نماز را بخواند، بلکه اگر گمان کند که خوانده، باید آن را بجا آورد.


مسأله 1190 ) اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که نماز را درست خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.


مسأله 1191 ) اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند چهار رکعت نماز خوانده ولى نداند به نیت ظهر خوانده یا به نیت عصر، باید چهار رکعت نماز قضا به نیت نمازى که بر او واجب است، بخواند.


مسأله 1192 ) اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشاء، بداند یک نماز خوانده ولى نداند سه رکعتى خوانده یا چهار رکعتى، باید قضاى نماز مغرب و عشا را بخواند.


4- کثیرالشک(کسى که زیاد شک مى‏کند)

مسأله 1193 ) کثیرالشک کسى است که عرفاً بگویند زیاد شک مى‏کند یا این که حال او به نحوى باشد که در سه نماز لااقلّ یک مرتبه شک کند، چنین شخصى به شک خود اعتنا نکند.


مسأله 1194 ) کثیرالشک اگر در بجا آوردن چیزى شک کند، چنانچه بجا آوردن آن نماز را باطل نمى‏کند، باید بنا بگذارد آن را بجا آورده، مثلاً اگر شک کند که رکوع کرده یا نه، باید بنا بگذارد که رکوع کرده است و اگر بجا آوردن آن، نماز را باطل مى‏کند، باید بنا بگذارد که آن را انجام نداده، مثلاً اگر شک کند که یک رکوع کرده یا بیشتر، چون زیاد شدن رکوع نماز را باطل مى‏کند، باید بنا بگذارد که بیشتر از یک رکوع نکرده است.


مسأله 1195 ) کسى که در یک چیز نماز زیاد شک مى‏کند، چنانچه در چیزهاى دیگر نماز شک کند، باید به دستور آن عمل نماید، مثلاً کسى که زیاد شک مى‏کند سجده کرده یا نه، اگر در بجا آوردن رکوع شک کند، باید به دستور آن رفتار نماید، یعنى اگر به سجده نرفته، رکوع را بجا آورد و اگر به سجده رفته، اعتنا نکند.


مسأله 1196 ) کسى که در نماز مخصوصى مثلاً در نماز ظهر زیاد شک مى‏کند اگر در نماز دیگر مثلاً در نماز عصر شک کند، باید به دستور شک رفتار نماید.


مسأله 1197 ) کسى که وقتى در جاى مخصوصى نماز مى‏خواند، زیاد شک مى‏کند اگر در غیر آنجا نماز بخواند و شکى براى او پیش آید، باید به دستور شک عمل نماید.


مسأله 1198 ) اگر انسان شک کند که کثیرالشک شده یا نه، باید به دستور شک عمل نماید و کثیرالشک تا وقتى یقین نکند که به حال معمولى مردم برگشته، باید به شک خود اعتنا نکند.


مسأله 1199 ) کسى که زیاد شک مى‏کند، اگر شک کند رکنى را بجا آورده یا نه، و اعتنا نکند بعد یادش بیاید که آن را بجا نیاورده، چنانچه مشغول رکن بعد نشده، باید آن را بجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است. مثلاً اگر شک کند رکوع کرده یا نه و اعتنا نکند، چنانچه پیش از سجده یادش بیاید که رکوع نکرده، و یا قبل از سجده دوم یادش بیاید، باید رکوع کند و اگر در سجده دوم یادش بیاید، نمازش باطل است.


مسأله 1200 ) کسى که زیاد شک مى‏کند، اگر شک کند چیزى را که رکن نیست بجا آورده یا نه و اعتنا نکند و بعد یادش بیاید که آن را بجا نیاورده، چنانچه از محل بجا آوردن آن نگذشته، باید آن را بجا آورد و اگر از محل آن گذشته نمازش صحیح است. مثلاً اگر شک کند که حمد خوانده یا نه و اعتنا نکند، چنانچه در قنوت یادش بیاید که حمد نخوانده باید بخواند و اگر در رکوع یادش بیاید، نماز او صحیح است.


5 – شک امام و مأموم

مسأله 1201 ) اگر امام جماعت در شماره رکعتهاى نماز شک کند، مثلاً شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، چنانچه مأموم یقین یا گمان داشته باشد که چهار رکعت خوانده و به امام بفهماند که چهار رکعت خوانده است، امام باید نماز را تمام کند و خواندن نماز احتیاط لازم نیست و نیز اگر امام یقین یا گمان داشته باشد که چند رکعت خوانده است و مأموم در شماره رکعتهاى نماز شک کند، باید به شک خود اعتنا ننماید.


6- شک در نماز مستحبى

مسأله 1202 ) اگر در شماره رکعتهاى نماز مستحبى شک کند، چنانچه طرف بیشتر شک را باطل مى‏کند، باید بنا را بر کمتر بگذارد مثلاً اگر در نافله صبح شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، باید بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است و اگر طرف بیشتر شک نماز را باطل نمى‏کند، مثلاً شک کند که دو رکعت خوانده یا یک رکعت به هر طرف شک عمل کند، نمازش صحیح است.


مسأله 1203 ) کم شدن رکن، نافله را باطل مى‏کند ولى زیاد شدن رکن، آن را باطل نمى‏کند پس اگر یکى از کارهاى نافله را فراموش کند و موقعى یادش بیاید که مشغول رکن بعد از آن شده، باید آن کار را انجام دهد و دوباره آن رکن را بجا آورد مثلاً اگر در بین رکوع یادش بیاید که سوره را نخوانده، باید برگردد و سوره را بخواند و دوباره به رکوع برود.


مسأله 1204 ) اگر در یکى از کارهاى نافله شک کند، خواه رکن باشد یا غیر رکن چنانچه محل آن نگذشته، باید بجا آورد و اگر محل آن گذشته، به شک خود اعتنا نکند.


مسأله 1205 ) اگر در نماز مستحبى دو رکعتى گمانش به سه رکعت یا بیشتر برود، باید اعتنا نکند و نمازش صحیح است و اگر گمانش به دو رکعت یا کمتر برود، باید به همان گمان عمل کند، مثلاً اگر گمانش به یک رکعت مى‏رود باید یک رکعت دیگر بخواند.


مسأله 1206 ) اگر در نماز نافله کارى کند که براى آن سجده سهو واجب مى‏شود یا یک سجده یا تشهد را فراموش نماید، لازم نیست بعد از نماز، سجده سهو یا قضاى سجده و تشهد را بجا آورد.


مسأله 1207 ) اگر شک کند که نماز مستحبى را خوانده یا نه، چنانچه آن نماز مثل نماز جعفر طیّار وقت معین نداشته باشد، بنا بگذارد که نخوانده است و همچنین است اگر مثل نافله یومیه وقت معین داشته باشد و پیش از گذشتن وقت شک کند که آن را بجا آورده یا نه، ولى اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که خوانده است یا نه، به شک خود اعتنا نکند.


شک هاى صحیح

مسأله 1208 ) در نُه صورت اگر در شماره رکعتهاى نماز چهار رکعتى شک کند باید فوراً فکر نماید، پس اگر یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا کرد، همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند و گرنه به دستورهائى که گفته مى‏شود عمل نماید و آن نُه صورت از این قرار است:

اول: آن که بعد از تمام کردن ذکر واجب سجده دوم اگرچه هنوز سر برنداشته است، شک کند دو رکعت خوانده یا سه رکعت، که باید بنا بگذارد سه رکعت خوانده و یک رکعت دیگر بخواند و نماز را تمام کند و بعد از نماز یک رکعت نماز احتیاط ایستاده به دستورى که بعداً گفته مى‏شود، بجا آورد.

دوم: شک بین دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم یا پس از اِتمام ذکر سجده دوم که باید بنا بگذارد چهار رکعت خوانده و نماز را تمام کند و بعد از نماز، دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند.

سوم: شک بین دو و سه و چهار بعد از اِتمام ذکر واجب که باید بنا بر چهار بگذارد و بعد از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نشسته بجا آورد.

چهارم: شک بین چهار و پنج بعد از اِتمام ذکر سجده دوم که باید بنا بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد، ولى اگر بعد از سجده اول یا پیش از اتمام ذکر سجده دوم یکى از این چهار شک براى او پیش آید، نمازش باطل است.

پنجم: شک بین سه و چهار، که در هر جاى نماز باشد، باید بنا بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز بنابر احتیاط دو رکعت نماز احتیاط نشسته بجا آورد.

ششم: شک بین چهار و پنج در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بجا آورد.

هفتم: شک بین سه و پنج در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بجا آورد.

هشتم: شک بین سه و چهار و پنج در حال ایستاده، که باید بنشیند و تشهد بخواند و بعد از سلام نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نشسته بجا آورد.

نهم: شک بین پنج و شش در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجده سهو بجا آورد و بنابراحتیاط واجب دو سجده سهو دیگر براى ایستادن بیجا در این چهار صورت بنماید.


مسأله 1209 ) اگر یکى از شکهاى صحیح براى انسان پیش آید، نباید نماز را بشکند و چنانچه نماز را بشکند معصیت کرده است. پس اگر پیش از انجام کارى که نماز را باطل مى‏کند مثل روگرداندن از قبله، نماز را از سر گیرد، نماز دومش هم باطل است و اگر بعد از انجام کارى که نماز را باطل مى‏کند، مشغول نماز شود، نماز دومش صحیح است.


مسأله 1210 ) اگر یکى از شکهائى که نماز احتیاط براى آنها واجب است در نماز پیش آید، چنانچه انسان نماز را تمام کند و بدون خواندن نماز احتیاط، نماز را از سر بگیرد، معصیت کرده است. پس اگر پیش از انجام کارى که نماز را باطل مى‏کند، نماز را از سر گرفته، نماز دومش هم باطل است و اگر بعد از انجام کارى که نماز را باطل مى‏کند، مشغول نماز شده نماز دومش صحیح است.


مسأله 1211 ) وقتى یکى از شکهاى باطل براى انسان پیش آید و بداند که اگر به حالت بعدى منتقل شود، براى او یقین یا گمان پیدا مى‏شود جایز نیست با حالت شک نماز را ادامه دهد، مثلاً اگر در حال ایستادن شک کند که یک رکعت خوانده یا بیشتر و بداند که اگر به رکوع رود، به یک طرف یقین یا گمان پیدا مى‏کند جایز نیست با این حال رکوع کند.


مسأله 1212 ) اگر اول گمانش به یک طرف بیشتر باشد، بعد دو طرف در نظر او مساوى شود، باید به دستور شک عمل نماید و اگر اول دو طرف در نظر او مساوى باشد و به طرفى که وظیفه اوست بنا بگذارد، بعد گمانش به طرف دیگر برود، باید همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند.


مسأله 1213 ) کسى که نمى‏داند گمانش به یک طرف بیشتر است یا هر دو طرف در نظر او مساوى است باید به دستور شک عمل کند.


مسأله 1214 ) اگر بعد از نماز بداند که در بین نماز حال تردیدى داشته که مثلاً دو رکعت خوانده یا سه رکعت و بنا را به سه گذاشته ولى نداند که گمانش به خواندن سه رکعت بوده یا هر دو طرف در نظر او مساوى بوده و بنا را بر سه گذاشته، باید نماز احتیاط را بخواند.


مسأله 1215 ) اگر موقعى که تشهد مى‏خواند، یا بعد از ایستادن شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه، و در همان موقع یکى از شکهائى که اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بیفتد صحیح مى‏باشد، براى او پیش آید، مثلاً شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت چنانچه به دستور آن شک عمل کند، نمازش صحیح است.


مسأله 1216 ) اگر پیش از آن که مشغول تشهد شود، یا پیش از ایستادن، شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه، و در همان موقع یکى از شکهائى که بعد از تمام شدن دو سجده صحیح است برایش پیش آید، نماز باطل است.


مسأله 1217 ) اگر موقعى که ایستاده بین سه و چهار یا بین سه و چهار و پنج شک کند و یادش بیاید که یک یا دو سجده از رکعت پیش بجا نیاورده، نمازش باطل است.


مسأله 1218 ) اگر شک او از بین برود و شک دیگرى برایش پیش آید، مثلاً اول شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، بعد شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، باید به دستور شک دوم عمل نماید.


مسأله 1219 ) اگر بعد از نماز شک کند که در نماز مثلاً بین دو و چهار شک کرده، یا بین سه و چهار، احتیاط واجب آنست که به دستور هر دو عمل کند و نماز را هم دوباره بخواند.


مسأله 1220 ) اگر بعد از نماز بفهمد که در نماز شکى براى او پیش آمده ولى نداند از شکهاى باطل بوده یا از شکهاى صحیح و اگر از شکهاى صحیح بوده کدام قسم آن بوده است، باید دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و دو رکعت نشسته و دو جفت سجده سهو بجا آورد و نماز را هم دوباره بخواند.


مسأله 1221 ) کسى که نشسته نماز مى‏خواند، اگر شکى کند که باید براى آن یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بخواند، باید یک رکعت نشسته بجا آورد و اگر شکى کند که باید براى آن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند، باید دو رکعت نشسته بجا آورد.


مسأله 1222 ) کسى که ایستاده نماز مى‏خواند، اگر موقع خواندن نماز احتیاط از ایستادن عاجز شود، باید مثل کسى که نماز را نشسته مى‏خواند، و حکم آن در مسأله پیش گفته شد، نماز احتیاط را بجا آورد.


مسأله 1223 ) کسى که نشسته نماز مى‏خواند، اگر موقع خواندن نماز احتیاط بتواند بایستد، باید به وظیفه کسى که نماز را ایستاده مى‏خواند، عمل کند.


نماز احتیاط

مسأله 1224 ) کسى که نماز احتیاط بر او واجب است، بعد از سلام نماز باید فوراً نیت نماز احتیاط کند و تکبیر بگوید و حمد را بخواند و به رکوع رود و دو سجده نماید پس اگر یک رکعت نماز احتیاط بر او واجب است، بعد از دو سجده، تشهد بخواند و سلام دهد و اگر دو رکعت نماز احتیاط بر او واجب است، بعد از رکعت دوم تشهد خوانده و سلام دهد.


مسأله 1225 ) نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد و باید آن را آهسته بخوانند و نیت آن را به زبان نیاورند و احتیاط واجب آنست که بسم ‏الله آن را هم آهسته بگویند.


مسأله 1226 ) اگر پیش از خواندن نماز احتیاط بفهمد، نمازى که خوانده درست بوده، لازم نیست نماز احتیاط را بخواند و اگر در بین نماز احتیاط بفهمد لازم نیست آن را تمام نماید.


مسأله 1227 ) اگر پیش از خواندن نماز احتیاط بفهمد که رکعتهاى نمازش کم بوده، چنانچه کارى که نماز را باطل مى‏کند انجام نداده، باید آنچه از نماز نخوانده، بخواند و براى سلام بیجا دو سجده سهو بنماید و اگر کارى که نماز را باطل مى‏کند انجام داده، مثلاً پشت به قبله کرده، باید نماز را دوباره بجا آورد.


مسأله 1228 ) اگر بعد از نماز احتیاط بفهمد کسرى نمازش به مقدار نماز احتیاط بوده، مثلاً در شک بین سه و چهار، یک رکعت نماز احتیاط بخواند، بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده، نمازش صحیح است.


مسأله 1229 ) اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسرى نماز کمتر از نماز احتیاط بوده، مثلاً در شک بین دو و چهار، دو رکعت نماز احتیاط بخواند، بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده، باید نماز را دوباره بخواند.


مسأله 1230 ) اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسرى نماز بیشتر از نماز احتیاط بوده، مثلاً در شک بین سه و چهار یک رکعت نماز احتیاط بخواند، بعد بفهمد نماز را دو رکعت خوانده، چنانچه بعد از نماز احتیاط کارى که نماز را باطل مى‏کند انجام داده، مثلاً پشت به قبله کرده باید نماز را دوباره بخواند و اگر کارى که نماز را باطل مى‏کند انجام نداده، باید دو رکعت کسرى نمازش را بجا آورد بدین معنى که یک رکعت دیگر هم به‏طور متصل بخواند که با یک رکعت نماز احتیاط که خوانده نماز را کامل کند و نماز را هم دوباره بخواند و براى زیادى هر یک از سلام در اصل نماز و نماز احتیاط دو سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1231 ) اگر بین دو و سه و چهار شک کند و بعد از خواندن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده، یادش بیاید که نماز را دو رکعت خوانده، لازم نیست دو رکعت نماز احتیاط نشسته را بخواند. ولى دو سجده سهو براى زیادى سلام بجا آورد.


مسأله 1232 ) اگر بین سه و چهار شک کند و موقعى که یک رکعت ایستاده را مى‏خواند، یادش بیاید که نماز را سه رکعت خوانده باید نماز احتیاط را تمام کند و نماز صحیح است و براى سلام زیادى سجده سهو بنماید و اگر موقعى که دو رکعت نماز احتیاط نشسته مى‏خواند یادش بیاید پس اگر قبل از رکوع یادش بیاید بایستد نماز را مطابق کسرى که دارد تمام کند و اگر بعد از رکوع یادش بیاید بنابراحتیاط وجوبى باید آن را تمام کند و نماز را بعداً اعاده نماید.


مسأله 1233 ) اگر بین دو و سه و چهار شک کند و موقعى که دو رکعت نماز احتیاط ایستاده را مى‏خواند، پیش از رکوع دوم یادش بیاید که نماز را سه رکعت خوانده، باید بنشیند و نماز احتیاط را یک رکعتى تمام کند، و براى سلام زیادى سجده سهو بنماید.


مسأله 1234 ) اگر در بین نماز احتیاط بفهمد کسرى نمازش بیشتر یا کمتر از نماز احتیاط بوده، چنانچه نتواند نماز احتیاط را مطابق کسرى نمازش تمام کند باید آن را رها کند و کسرى نماز را بجا آورد، و بنابراحتیاط واجب نماز را دوباره بخواند. مثلاً در شک بین سه و چهار اگر موقعى که دو رکعت نماز احتیاط نشسته را مى‏خواند یادش بیاید که نماز را دو رکعت خوانده چون نمى‏تواند دو رکعت نشسته را به جاى دو رکعت ایستاده حساب کند، باید نماز احتیاط نشسته را رها کند و دو رکعت کسرى نمازش را بخواند، و احتیاطاً نماز را هم دوباره بجا آورد.


مسأله 1235 ) اگر شک کند نماز احتیاطى را که بر او واجب بوده بجا آورده یا نه، چنانچه وقت نماز گذشته به شک خود اعتنا نکند، و اگر وقت دارد در صورتى که بین شک و نماز زیاد طول نکشیده و کارى هم مثل روگرداندن از قبله که نماز را باطل مى‏کند انجام نداده، باید نماز احتیاط را بخواند و اگر کارى که نماز را باطل مى‏کند بجا آورده، یا بین نماز و شک او زیاد طول کشیده، اعتنا به شک ننماید.


مسأله 1236 ) اگر در نماز احتیاط، رکنى را زیاد کند یا مثلاً به جاى یک رکعت دو رکعت بخواند، نماز احتیاط باطل مى‏شود و باید دوباره نماز احتیاط و اصل نماز را بخواند.


مسأله 1237 ) موقعى که مشغول نماز احتیاط است اگر در یکى از کارهاى آن شک کند، چنانچه محل آن نگذشته، باید بجا آورد و اگر محلش گذشته، باید به شک خود اعتنا نکند، مثلاً اگر شک کند که حمد خوانده یا نه، چنانچه به رکوع نرفته باید بخواند و اگر به رکوع رفته، باید به شک خود اعتنا نکند.


مسأله 1238 ) اگر در شماره رکعتهاى نماز احتیاط شک کند، چنانچه طرف بیشتر شک نماز را باطل مى‏کند، باید بنا را بر کمتر بگذارد و اگر طرف بیشتر شک نماز را باطل نمى‏کند، باید بنا را بر بیشتر بگذارد، مثلاً موقعى که مشغول خواندن دو رکعت نماز احتیاط است، اگر شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، چون طرف بیشتر شک نماز را باطل مى‏کند، باید بنا بگذارد که دو رکعت خوانده و اگر شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت، چون طرف بیشتر شک نماز را باطل نمى‏کند، باید بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است وبنابر احتیاط نماز را دوباره بخواند.


مسأله 1239 ) اگر در نماز احتیاط چیزى که رکن نیست سهواً کم یا زیاد شود، بنابر احتیاط سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1240 ) اگر بعد از نماز احتیاط شک کند که یکى از اجزاء یا شرائط آن را بجا آورده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.


مسأله 1241 ) اگر در نماز احتیاط، تشهد یا یک سجده را فراموش کند، احتیاط واجب آن است که بعد از سلام نماز، آن را قضا نماید.


مسأله 1242 ) کسى که باید نماز احتیاط بخواند، چنانچه سجده سهو بر او واجب شده باشد، باید آن را بعد از نماز احتیاط بجا آورد و سجده سهو براى تشهد و سجده فراموش شده را بعد از قضاى تشهد و سجده بجا مى‏آورد.


مسأله 1243 ) حکم گمان در رکعات نماز مثل حکم یقین است، مثلاً اگر انسان گمان دارد که نماز را چهار رکعت خوانده، نباید نماز احتیاط بخواند ولى ظن در افعال نماز فائده ندارد و باید احتیاط کند مثلاً اگر گمان دارد که رکوع کرده است این گمان کافى نیست و باید آن را تا محل باقى است انجام دهد. ولى ظن اگر در رکن باشد، نماز را هم اعاده نماید.


مسأله 1244 ) حکم شک و سهو و گمان در نمازهاى واجب یومیه و نمازهاى واجب دیگر فرق ندارد، مثلاً اگر در نماز آیات شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت چون شک او در نماز دو رکعتى است، نمازش باطل مى‏شود.


سجده سهو

مسأله 1245 ) براى هفت چیز بعد از سلام نماز، انسان باید دو سجده سهو به دستورى که بعداً گفته مى‏شود، بجا آورد:

اول: آن که در بین نماز، سهواً حرف بزند.

دوم: جائى که نباید نماز را سلام دهد، مثلاً در رکعت اول سهواً سلام دهد.

سوم: آن که یک سجده را فراموش کند.

چهارم: آن که تشهد را فراموش کند.

پنجم: آن که در نماز چهار رکعتى بعد از ذکر سجده دوم شک کند چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت.

ششم و هفتم: ایستادن و نشستن بیجا مثلاً اگر در جائى که باید بایستد، مثلاً موقع خواندن حمد و سوره، اشتباهاً بنشیند یا در جائى که باید بنشیند، مثلاً موقع خواندن تشهد اشتباهاً بایستد باید دو سجده سهو بجا آورد. بلکه براى هر چیزى که در نماز اشتباهاً کم یا زیاد کند، احتیاط مستحب آن است که دو سجده سهو بنماید و احکام این چند صورت در مسائل آینده گفته مى‏شود.


مسأله 1246 ) اگر انسان اشتباهاً یا به خیال این که نمازش تمام شده حرف بزند، باید دو سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1247 ) براى حرفى که از آه کشیدن و سرفه پیدا مى‏شود، سجده سهو واجب نیست. ولى اگر مثلاً سهواً آخ یا آه بگوید، باید سجده سهو نماید.


مسأله 1248 ) اگر چیزى را که غلط خوانده دوباره به‏طور صحیح بخواند، براى دوباره خواندن آن سجده سهو واجب نیست.


مسأله 1249 ) اگر در نماز سهواً مدتى حرف بزند و تمام آنها عرفاً یک مرتبه حساب شود، دو سجده سهو بعد از سلام نماز کافیست.


مسأله 1250 ) اگر سهواً تسبیحات اربعه را نگوید یا بیشتر یا کمتر از سه مرتبه بگوید، احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1251 ) اگر در جائى که نباید سلام نماز را بگوید، سهواً بگوید: السَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلى عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ یا بگوید: السَّلامُ عَلَیْکُمْ اگرچه وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ را نگفته باشد، باید دو سجده سهو بنماید ولى اگر اشتباهاً بگوید: السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهاَ النَّبِىُّ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ احتیاط مستحب آن است که دو سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1252 ) اگر در جائى که نباید سلام دهد، اشتباهاً هر سه سلام را بگوید، دو سجده سهو کافیست.


مسأله 1253 ) اگر یک سجده یا تشهد را فراموش کند و پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید، باید برگردد و بجا آورد و بعد از نماز براى ایستادن بیجا دو سجده سهو بنماید.


مسأله 1254 ) اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید که یک سجده یا تشهد را از رکعت پیش فراموش کرده، باید بعد از سلام نماز سجده یا تشهد را قضا نماید و بعد از آن دو سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1255 ) اگر سجده سهو را بعد از سلام نماز عمداً بجا نیاورد، معصیت کرده و واجب است هرچه زودتر آن را انجام دهد و چنانچه سهواً بجا نیاورد، هر وقت یادش آمد باید فوراً انجام دهد و لازم نیست نماز را دوباره بخواند.


مسأله 1256 ) اگر شک دارد که سجده سهو بر او واجب شده یا نه، لازم نیست بجا آورد.


مسأله 1257 ) کسى که شک دارد مثلاً دو سجده سهو بر او واجب شده یا چهار تا، اگر دو سجده بنماید، کافیست.


مسأله 1258 ) اگر بداند یکى از دو سجده سهو را بجا نیاورده، باید دو سجده سهو بجا آورد و اگر بداند سهواً سه سجده سهو کرده، احتیاط واجب آن است که دوباره دو سجده سهو بنماید.


 

دستور سجده سهو

مسأله 1259 ) دستور سجده سهو این است که بعد از سلام نماز فوراً نیّت سجده سهو کند و پیشانى را به چیزى که سجده بر آن صحیح است، بگذارد و بگوید:

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ صَلّىَ اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ یا بگوید: بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ أَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ یا بگوید: بِسْمِ اللَّهِ و بِاللَّهِ أَلسَّلامُ عَلیْکَ أَیُّهاَ النَّبِىُّ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ. بعد باید بنشیند و دوباره به سجده رود و یکى از ذکرهائى را که گفته شد بگوید و بنشیند و بعد از خواندن تشهد سلام دهد و مى‏تواند در سلام به السَّلامُ عَلیْکُمْ اکتفا نماید.


قضاى سجده و تشهّد فراموش شده

مسأله 1260 ) سجده و تشهدى را که انسان فراموش کرده و بعد از نماز، قضاى آن را بجا مى‏آورد، باید تمام شرائط نماز مانند پاک بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن و شرطهاى دیگر را داشته باشد.


مسأله 1261 ) اگر سجده یا تشهد را چند دفعه فراموش کند، مثلاً یک سجده از رکعت اول و یک سجده از رکعت دوم فراموش نماید، باید بعد از نماز، قضاى هر دو را با سجده‏هاى سهوى که براى آنها لازم است، بجا آورد و لازم نیست معین کند که قضاى کدام‏یک از آنهاست.


مسأله 1262 ) اگر یک سجده و تشهد را فراموش کند، مى‏تواند هر یکى را که بخواهد اول قضا نماید، اگرچه بداند کدام‏یک اول فراموش شده است.


مسأله 1263 ) اگر دو سجده از دو رکعت فراموش نماید، لازم نیست هنگام قضا مراعات ترتیب نماید.


مسأله 1264 ) اگر در بین سلام نماز و قضاى سجده یا تشهد کارى کند که اگر عمداً یا سهواً در نماز اتفاق بیفتد نماز باطل مى‏شود. مثلاً پشت به قبله نماید، احتیاط مستحب آن است که بعد از قضاى سجده و تشهد، دوباره نماز را بخواند.


مسأله 1265 ) اگر بعد از سلام نماز یادش بیاید که یک سجده از رکعت آخر فراموش کرده، چنانچه کارى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏کند، مثل رو گرداندن از قبله انجام نداده، بنابراحتیاط واجب باید به قصد این که وظیفه خود را انجام داده باشد، یک سجده و بعد از آن تشهد و سلام و دو سجده سهو بجا آورد و نیز اگر یادش بیاید که تشهد رکعت آخر را فراموش کرده، احتیاطاً باید به قصد این که وظیفه خود را انجام داده باشد، تشهد را بخواند و بعد از آن سلام دهد و دو سجده سهو بنماید.


مسأله 1266 ) اگر بین سلام نماز و قضاى سجده یا تشهد کارى کند که براى آن سجده سهو واجب مى‏شود، مثل آن که سهواً حرف بزند، بنابراحتیاط واجب باید سجده یا تشهد را قضا کند، و غیر از سجده سهوى که براى قضاى سجده یا تشهد مى‏نماید، دو سجده سهو دیگر بنماید.


مسأله 1267 ) اگر نداند که سجده را فراموش کرده یا تشهد را، باید هر دو را قضا نماید و هرکدام را اول بجا آورد، اشکال ندارد.


مسأله 1268 ) اگر شک دارد که سجده یا تشهد را فراموش کرده یا نه، واجب نیست قضا نماید.


مسأله 1269 ) اگر بداند سجده یا تشهد را فراموش کرده و شک کند که پیش از رکوع رکعت بعد بجا آورده یا نه، احتیاط واجب آن است که آن را قضا نماید.


مسأله 1270 ) کسى که باید سجده یا تشهد را قضا نماید، اگر براى کار دیگرى سجده سهو بر او واجب شود، بنابراحتیاط این سجده سهو را پس از قضاى سجده یا قضاى تشهد بجا آورد.


مسأله 1271 ) اگر شک دارد که بعد از نماز، قضاى سجده یا تشهد فراموش شده را بجا آورده یا نه، چنانچه منافى به عمل نیامده باید سجده یا تشهد را قضا نماید و اگر منافى به عمل آمده، بجا آوردن لازم نیست.


کم و زیاد کردن اجزاء و شرائط نماز

مسأله 1272 ) هرگاه چیزى از واجبات نماز را عمداً کم یا زیاد کند، اگرچه یک حرف آن باشد، نماز باطل است.


مسأله 1273 ) اگر به واسطه ندانستن مسأله چیزى از واجبات نماز را کم یا زیاد کند، بنابراحتیاط واجب نماز باطل است. ولى چنانچه به واسطه ندانستن مسأله حمد و سوره نماز صبح و مغرب وعشا را آهسته بخواند، یا حمد و سوره نماز ظهر و عصر را بلند بخواند، یا در مسافرت نماز ظهر و عصر و عشا را چهار رکعتى بخواند، نمازش صحیح است.


مسأله 1274 ) اگر در بین نماز بفهمد وضو یا غسلش باطل بوده، یا بدون وضو یا غسل مشغول نماز شده، باید نماز را بهم بزند و دوباره با وضو یا غسل بخواند و اگر بعد از نماز بفهمد، باید دوباره نماز را با وضو یا غسل بجا آورد و اگر وقت گذشته، قضا نماید.


مسأله 1275 ) اگر بعد از رسیدن به رکوع یادش بیاید که دو سجده از رکعت پیش فراموش کرده، نمازش باطل است و اگر پیش از رسیدن به رکوع یادش بیاید، باید برگردد و دو سجده را بجا آورد و برخیزد و حمد و سوره یا تسبیحات را بخواند و نماز را تمام کند و بعد از نماز براى ایستادن بیجا دو سجده سهو بنماید.


مسأله 1276 ) اگر پیش از گفتن السلام علینا و السلام علیکم یادش بیاید که دو سجده رکعت آخر را بجا نیاورده، باید دو سجده را بجا آورد و دوباره تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.


مسأله 1277 ) اگر پیش از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر از آخر نماز نخوانده، باید مقدارى را که فراموش کرده بجا آورد.


مسأله 1278 ) اگر بعد از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر از آخر نماز را نخوانده، چنانچه کارى انجام داده که اگر در نماز عمداً یا سهواً اتفاق بیفتد نماز را باطل مى‏کند، مثلاً پشت به قبله کرده نمازش باطل است و اگر کارى که عمدى و سهوى آن، نماز را باطل مى‏کند انجام نداده، باید فوراً مقدارى را که فراموش کرده بجا آورد و براى سلام بیجا نیز دو سجده سهو بنماید.


مسأله 1279 ) هرگاه بعد از سلام نماز عملى انجام دهد که اگر در نماز عمداً یا سهواً اتفاق بیفتد نماز را باطل مى‏کند، مثلاً پشت به قبله نماید و بعد یادش بیاید که دو سجده آخر را بجا نیاورده، نمازش باطل است و اگر پیش از انجام کارى که نماز را باطل مى‏کند یادش بیاید، باید دو سجده‏اى را که فراموش کرده بجا آورد و دوباره تشهد بخواند و سلام نماز را بدهد و دو سجده سهو دیگر براى تشهد و سلام بیجا که آورده است، بعمل آورد.


مسأله 1280 ) اگر بفهمد نماز را پیش از وقت خوانده، یا پشت به قبله یا به طرف راست یا به طرف چپ قبله بجا آورده، باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نماید.


نماز مسافر

مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط شکسته بجا آورد یعنى دو رکعت بخواند:

شرط اول

آن که سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد و هر فرسخ شرعى عبارت است از تقریباً پنج کیلومتر و نیم و هشت فرسخ ظاهراً 200/43 کیلومتر مى‏باشد.


مسأله 1281 ) کسى که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، باید نماز را شکسته بخواند، خواه رفتن او یا برگشتنش هر یک به اندازه چهار فرسخ باشد یا نباشد. بنابراین اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد، یا بالعکس باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1282 ) اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد خواه همان روز یا روزهاى بعد برگردد باید نماز را شکسته و روزه را افطار کند.


مسأله 1283 ) سفر اگر از هشت فرسخ شرعى مقدارى کمتر باشد اگرچه آن مقدار خیلى کم است یا مسافر نداند که هشت فرسخ هست یا نه، باید نماز را تمام بخواند و هشت فرسخ به سه چیز ثابت مى‏شود:

1 – خود مسافر بداند. 2 – دو عادل بگویند. 3 – بین مردم معروف باشد که هشت فرسخ است.

و اگر شک دارد که سفرش هشت فرسخ هست یا نه، چنانچه تحقیق کردن مشقّت ندارد، باید تحقیق کند پس اگر دو عادل بگویند یا بفهمد که بین مردم معروف است، باید نماز را شکسته و روزه را افطار کند و اگر در شک باقى بماند یا تحقیق کردن مشقت دارد به‏طورى که مردم تحمل نمى‏کنند، باید تمام بخواند و لازم نیست تحقیق کند.


مسأله 1284 ) اگر یک عادل خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است اگر از گفته او اطمینان حاصل شود، باید نماز را شکسته بخواند و گرنه باید نمازش را تمام بخواند.


مسأله 1285 ) کسى که یقین دارد سفر او هشت فرسخ است، اگر نماز را شکسته بخواند و بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده، باید آن را چهار رکعتى بجا آورد و اگر وقت گذشته، قضا نماید.


مسأله 1286 ) کسى که قصد محل معینى داشته باشد و یقین دارد سفرش هشت فرسخ نیست، یا شک دارد که هشت فرسخ هست یا نه، چنانچه در بین راه بفهمد که سفر او هشت فرسخ بوده اگرچه کمى از راه باقى باشد، باید نماز را شکسته بخواند و اگر تمام خوانده دوباره شکسته بجا آورد، اما اگر مثلاً قصد ملاقات شخصى را داشته و گمان مى‏کرد که سر هفت فرسخ است، بعد معلوم شود سر هشت فرسخى یا بیشتر است، در این صورت اگر نمازش را تمام خوانده، صحیح است و بعد از دانستن هم تا قصد مسافرت هشت فرسخى نکرده، نمازش تمام است.


مسأله 1287 ) اگر بین دو محلى که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت و آمد کند، اگرچه روی هم رفته هشت فرسخ شود، باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1288 ) اگر محلى دو راه داشته باشد رفتن و برگشتن یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد، چنانچه انسان از راهى که هشت فرسخ است سفر کند باید نماز را شکسته بخواند و اگر از راهى که هشت فرسخ نیست مسافرت کند، باید تمام بخواند.


مسأله 1289 ) اگر شهر دیوارى دارد، باید ابتداى هشت فرسخ را از دیوار شهر حساب کند و اگر دیوار ندارد، باید از خانه‏هاى آخر آن شهر حساب نماید، اگرچه آن شهر بزرگ باشد و انتهاى هشت فرسخ، آخرین مقصد او مى‏باشد.


شرط دوم

آن که از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگر به جائى که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند، و بعد از رسیدن به آنجا قصد کند به جائى برود که با مقدارى که آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته باید نماز را تمام بخواند ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و پیش از ده روز به وطنش یا به جائى که مى‏خواهد ده روز بماند برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1290 ) کسى که نمى‏داند سفرش چند فرسخ است، مثلاً براى پیدا کردن گمشده‏اى مسافرت مى‏کند و نمى‏داند که چه مقدار باید برود تا آن را پیدا کند، باید نماز را تمام بخواند ولى در برگشتن چنانچه تا وطنش یا جائى که مى‏خواهد ده روز در آنجا بماند هشت فرسخ یا بیشتر باشد باید نماز را شکسته بخواند و نیز اگر در بین رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود و پیش از ده روز برگردد چنانچه رفتن و برگشتن هشت فرسخ شود، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1291 ) مسافر در صورتى باید نماز را شکسته بخواند که تصمیم داشته باشد سفر هشت فرسخى برود پس کسى که از شهر بیرون مى‏رود و مثلاً قصدش این است که اگر رفیق پیدا کند سفر هشت فرسخى برود چنانچه اطمینان دارد که رفیق پیدا مى‏کند باید نماز را شکسته بخواند و اگر اطمینان ندارد باید تمام بخواند.


مسأله 1292 ) کسى که قصد هشت فرسخ دارد اگرچه در هر روز مقدار کمى راه برود وقتى به جائى برسد که صداى اذان شهر را نشنود و مردم شهر او را نبینند، باید نماز را شکسته بخواند ولى اگر در هر روز مقدار خیلى کمى راه برود که نگویند مسافر است، باید نمازش را تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.


مسأله 1293 ) کسى که در سفر در اختیار دیگرى است مانند نوکرى که با آقاى خود مسافرت مى‏کند چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است باید نماز را شکسته بخواند و اگر نداند باید از او بپرسد که اگر سفر او هشت فرسخ باشد، نماز را شکسته بجا آورد.


مسأله 1294 ) کسى که در سفر در اختیار دیگرى است، اگر بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا مى‏شود، باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1295 ) کسى که در سفر در اختیار دیگرى است اگر شک دارد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا مى‏شود یا نه، باید نماز را تمام بخواند ولى اگر شک او از این جهت است که احتمال مى‏دهد مانعى براى سفر او پیش آید خواه احتمال او در نظر مردم بجا باشد یا بجا نباشد، باید نماز را شکسته بخواند.


شرط سوم

آن که در بین راه از قصد خود برنگردد. پس اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد یا مردّد شود، باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1296 ) اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود چنانچه تصمیم داشته باشد که همانجا بماند یا بعد از ده روز برگردد یا در برگشتن و ماندن مردد باشد، باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1297 ) اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصمیم داشته باشد که برگردد باید نماز را شکسته بخواند اگرچه بخواهد کمتر از ده روز در آنجا بماند.


مسأله 1298 ) اگر براى رفتن به محلى حرکت کند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى دیگرى برود چنانچه از محل اولى که حرکت کرده تا جائى که مى‏خواهد برود، هشت فرسخ باشد، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1299 ) اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد، مردد شود که بقیه راه را برود یا نه، و در موقعى که مردد است، راه نرود و بعد تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود، باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند، لکن بنابراحتیاط باید بین تمام و شکسته جمع نماید.


مسأله 1300 ) اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد، مردد شود که بقیه راه را برود یا نه و در موقعى که مردد است مقدارى راه برود و بعد تصمیم بگیرد که هشت فرسخ دیگر برود یا چهار فرسخ برود و پیش از ده روز برگردد، تا آخر مسافرت باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1301 ) اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد، مردد شود که راه را برود یا نه، و در موقعى که مردد است مقدارى راه برود و بعد تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود، چنانچه باقیمانده راه با آنچه باید برگردد به هشت فرسخ برسد باید شکسته بخواند.


شرط چهارم

آن که نخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد، یا ده روز یا بیشتر در جائى بماند پس کسى که مى‏خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، یا ده روز در جائى بماند، باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1302 ) کسى که نمى‏داند پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش مى‏گذرد یا نه، یا ده روز در جائى مى‏ماند یا نه، یعنى تصمیم بر هیچ‏طرف نگرفته است باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1303 ) کسى که مى‏خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، یا ده روز در جائى بماند، و نیز کسى که مردد است که از وطنش بگذرد، یا ده روز در جائى بماند، اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم باید نماز را تمام بخواند. ولى اگر باقیمانده راه هشت فرسخ باشد، یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و پیش از ده روز برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.


شرط پنجم

آن که براى کار حرام سفر نکند و اگر براى کار حرامى مانند دزدى سفر کند، باید نماز را تمام بخواند و همچنین است اگر خود سفر حرام باشد مثل آن که زن بدون اجازه شوهر و فرزند با نهى پدر و مادر که باعث ایذاء در معاشرت باشد، سفرى بروند که بر آنان واجب نباشد، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، باید نماز را شکسته بخوانند.


مسأله 1304 ) در سفرى که ضرر عقلائى داشته باشد، بنابراحتیاط واجب نمازها را بین تمام و شکسته جمع نماید.


مسأله 1305 ) کسى که سفر او حرام نیست و براى کار حرام هم سفر نمى‏کند، اگرچه در سفر، معصیتى انجام دهد، مثلاً غیبت کند یا شراب بخورد، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1306 ) اگر مخصوصاً براى آن که کار واجبى را ترک کند، مسافرت نماید نمازش تمام است پس کسى که بدهکار است، اگر بتواند بدهى خود را بدهد و طلبکار هم مطالبه کند، چنانچه در سفر نتواند بدهى خود را بدهد و مخصوصاً براى فرار از دادن قرض مسافرت نماید، باید نماز را تمام بخواند ولى اگر مخصوصاً براى ترک واجب مسافرت نکند، باید نماز را شکسته بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.


مسأله 1307 ) اگر سفر او حرام نباشد ولى حیوان سوارى یا مرکب دیگرى که سوار است، غصبى باشد یا در زمین غصبى مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1308 ) کسى که با ظالم مسافرت مى‏کند، اگر ناچار نباشد و مسافرت او کمک به ظالم باشد، باید نماز را تمام بخواند و اگر ناچار باشد یا مثلاً براى نجات دادن مظلومى با او مسافرت کند، نمازش شکسته است.


مسأله 1309 ) اگر به قصد تفریح و گردش مسافرت کند، حرام نیست و باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1310 ) اگر براى لهو و خوش‏گذرانى به شکار رود، نمازش تمام است و چنانچه براى تهیه معاش به شکار رود، نمازش شکسته است و اگر براى کسب و زیاد کردن مال برود، باید نماز را شکسته بخواند و روزه نگیرد.


مسأله 1311 ) کسى که براى معصیت سفرکرده، موقعى که از سفر برمى‏گردد اگر توبه کرده، باید نماز را شکسته بخواند و اگر توبه نکرده در صورتى که برگشتن به تنهائى هشت فرسخ باشد باید نماز را شکسته بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.


مسأله 1312 ) کسى که سفر او سفر معصیت است، اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد، چنانچه باقیمانده راه هشت فرسخ باشد، یا مى‏خواهد به جائى برود که به ضمیمه برگشت هشت فرسخ مى‏باشد، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1313 ) کسى که براى معصیت سفر نکرده، اگر در بین راه قصد کند که بقیه راه را براى معصیت برود، باید نماز را تمام بخواند ولى نمازهائى را که شکسته خوانده، در صورتى که مقدار راهى که رفته هشت فرسخ بوده، صحیح است و الاّ احتیاط واجب آن است که آن نمازها را تماماً اعاده نماید.


شرط ششم

آن که از صحرانشینهائى نباشد که خانه ندارند و در بیابانها گردش مى‏کنند و هرجا آب و خوراک براى خود و حشمشان پیدا کنند، مى‏مانند و بعد از چندى به جاى دیگر مى‏روند و صحرانشینها در این مسافرتها باید نماز را تمام بخوانند.


مسأله 1314 ) اگر یکى از صحرانشینها براى پیدا کردن منزل و چراگاه حیواناتشان سفر کند، چنانچه خیمه و لوازم زندگیشان همراه او نباشد و سفر او هشت فرسخ باشد، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1315 ) اگر صحرانشین براى زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها مسافرت کند در صورتى که خیمه و اثاثیه زندگیشان همراهش نباشد، باید نماز را شکسته بخواند.


شرط هفتم

آن که بسیار مسافرت نکند (=کثیرالسفر نباشد) بنابراین کسى که شغل او مسافرت است، مانند شتردار و راننده و چوبدار و کشتیبان و مانند اینها، باید نماز را تمام بخوانند و همچنین کسى که شغل او مسافرت نباشد ولى به جهتى مثلاً براى زیارت، مى‏باید بسیار مسافرت کند.


مسأله 1316 ) کسى که شغلش مسافرت است اگر براى کار دیگرى، مثلاً براى زیارت یا حج مسافرت کند واجب است نمازش را تمام بخواند.


مسأله 1317 ) حمله‏ دار یعنى کسى که براى رساندن حاجیها به مکه مسافرت مى‏کند، چنانچه شغلش مسافرت باشد، باید نماز را تمام بخواند و اگر شغلش مسافرت نباشد و فقط در ایّام حج براى حمله‏دارى سفر مى‏کند، باید نمازش را شکسته بخواند.


مسأله 1318 ) کثیرالسفر در سفر اول نمازش را باید شکسته بخواند ولى در سفر دوم تمام بخواند.


مسأله 1319 ) کسى که فقط در مقدارى از سال شغلش مسافرت است، مانند راننده‏اى که فقط در تابستان یا زمستان مسافران را جابه‏جا مى‏کند، باید در آن سفر نماز را تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که شکسته نیز بخواند ولى اگر مدت سفر او کم باشد، به‏قدرى که عرفاً به او کثیرالسفر نگویند مانند کسى که سالى یک ماه مسافر جابه جا مى‏کند باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1320 ) راننده و دوره‏گردى که در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد مى‏کند چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخى برود، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1321 ) کسى که زیاد مسافرت مى‏کند اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد، چه بدون قصد بماند، باید در سفر اولى که بعد از ده روز مى‏رود، نماز را شکسته بخواند و در سفر دوم تمام خواندن نماز کفایت مى‏کند.


مسأله 1322 ) کسى که زیاد مسافرت مى‏کند اگر در غیر وطن خود ده روز بماند چنانچه از اول قصد ماندن ده روز را داشته، در سفر اولى که بعد از ده روز مى‏رود، باید نماز را شکسته بخواند و در سفر دوم تمام کفایت مى‏کند و اگر از اول قصد ماندن ده روز را نداشته، احتیاط واجب آن است که در سفر اول هم شکسته و هم تمام بخواند.


مسأله 1323 ) کسى که زیاد مسافرت مى‏کند اگر شک کند که در وطن خود یا جاى دیگر ده روز مانده یا نه، باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1324 ) کسى که در شهرها سیاحت مى‏کند و براى خود وطنى اختیار نکرده، باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1325 ) کسى که زیاد مسافرت نمى‏کند، اگر مثلاً در شهرى یا در دهى جنسى دارد که براى حمل آن مسافرتهاى پى‏درپى مى‏کند، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1326 ) کسى که از وطنش صرفنظر کرده و مى‏خواهد وطن دیگرى براى خود اختیار کند، اگر کثیرالسفر نباشد، باید در مسافرت نماز را شکسته بخواند.


شرط هشتم

آن است که به «حدّ ترخّص» برسد. یعنى از وطن به اندازه‏اى دور شود که صداى اذان شهر را نشنود و مردم شهر او را نبینند، اما دیدن و ندیدن دیوارهاى شهر اثرى ندارد، ولى باید در هوا گرد و غُبار یا مه یا چیز دیگرى که مانع دیدن است یا سر و صدایى که مانع شنیدن است، وجود نداشته باشد.


مسأله 1327 ) اگر یکى از این دو علامت حاصل شود، کافى است، به شرط این که یقین به نبودن دیگرى نداشته باشد، و الاّ احتیاط جمع میان نماز شکسته و تمام است و همچنین است معیار حد ترخّص موقع برگشتن به وطن خود.


مسأله 1328 ) اگر بخواهد از جائى که ده روز در آنجا مى‏ماند مسافرت کند، اعتبار حد ترخص در این صورت معلوم نیست و احتیاط واجب است که قبل از رسیدن به حد ترخص اگر نماز بخواند، هم تمام بخواند و هم شکسته.


مسأله 1329 ) مسافرى که به وطنش برمى‏گردد وقتى که اهل شهر او را ببیند و صداى اذان آن را بشنود، باید نماز را تمام بخواند. ولى مسافرى که مى‏خواهد ده روز در جائى بماند وقتى که اهل شهر او را ببینند و صداى اذان شهر را بشنود، احتیاط واجب آن است که نمازش را به تأخیر بیندازد تا به منزل برسد و اگر بخواهد همانجا نماز بخواند، باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.


مسأله 1330 ) معیار در شهرها، شهرهاى معمولى است و اگر شهرى زیاد در گودى یا در بلندى قرار گرفته باشد باید مطابق شهرهاى معمولى با آن رفتار کرد یعنى ببینیم چه اندازه مسافت سبب مى‏شود که در شهرهاى معمولى انسان صداى اذان شهر را نشنود و اهالى شهر او را نبینند.


مسأله 1331 ) اگر به قدرى دور شود که نداند صدائى را که مى‏شنود صداى اذان است یا صداى دیگر باید نماز را شکسته بخواند. ولى اگر بفهمد اذان مى‏گویند و کلمات آن را تشخیص ندهد، باید تمام بخواند.


مسأله 1332 ) اگر به قدرى دور شود که اذان خانه‏ها را نشنود ولى اذان شهر را که معمولاً در جاى بلند مى‏گویند بشنود، نباید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1333 ) اگر به جائى برسد که اذان شهر را که معمولاً در جاى بلند مى‏گویند، نشنود ولى اذانى را که در جاى خیلى بلند که خارج از حد متعارف و معمول باشد مى‏گویند، بشنود باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1334 ) اگر چشم یا گوش بیننده یا صداى اذان غیر معمولى باشد، در جائى باید نماز را شکسته بخواند که چشم متوسط او را نبیند و گوش متوسط صداى اذان معمولى را نشنود.


مسأله 1335 ) اگر موقعى که سفر مى‏رود شک کند که به حد ترخص رسیده یا نه، باید نماز را تمام بخواند و در موقع برگشتن، اگر شک کند که به حد ترخص رسیده یا نه، باید شکسته بخواند.


مسأله 1336 ) مسافرى که در سفر از وطن خود عبور مى‏کند وقتى که به حد ترخص برسد، باید نمازش را تمام بخواند.


مسأله 1337 ) مسافرى که در بین مسافرت به وطنش رسیده، تا وقتى در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، یا چهار فرسخ برود و پیش از ده روز برگردد وقتى به حد ترخص برسد، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1338 ) جائى را که انسان براى اقامت و زندگى خود اختیار کرده وطن اوست، چه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، یا خودش آنجا را براى زندگى اختیار کرده باشد.


مسأله 1339 ) اگر قصد دارد در جائى که وطن اصلیش نیست، مدت کوتاهى بماند و بعد به جاى دیگر رود، آنجا وطن او حساب نمى‏شود.


مسأله 1340 ) جائى را که انسان محلّ زندگى خود قرار داده و مثل کسى که آنجا وطن دائمى اوست، در آنجا زندگى مى‏کند که اگر مسافرتى براى او پیش آید، دوباره به همان‏جا برمى‏گردد اگرچه قصد نداشته باشد که همیشه در آنجا بماند، وطن او محسوب مى‏شود و کسانى که مانند اکثر طلاّب حوزه‏هاى علمیه و دانشجویان، مدتى مثلاً به تحصیل در جائى که وطن آنها نیست، اشتغال دارند و در آنجا عرفاً مسافر خوانده نمى‏شوند، در زمان تحصیل -مثلاً- آنجا در حکم وطن آنها مى‏باشد.


مسأله 1341 ) کسى که در دو محل زندگى مى‏کند، مثلاً شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر دیگر مى‏ماند، هر دو وطن اوست و نیز اگر بیشتر از دو محل را براى زندگى خود اختیار کرده باشد، همه آنها وطن او حساب مى‏شود.


مسأله 1342 ) کسى که مالک منزل مسکونى است اگر موقعى که آن ملک را دارد، شش ماه در آنجا به قصد وطن مانده باشد پس از آن، از آن محل صرف نظر نماید هر وقت به آنجا برسد باید بنابراحتیاط نماز را هم تمام و هم شکسته بخواند.


مسأله 1343 ) اگر به جائى برسد که وطن او بوده و از آنجا صرف نظر کرده، نباید نماز را تمام بخواند، اگرچه وطن دیگرى هم براى خود اختیار نکرده باشد.


مسأله 1344 ) مسافرى که قصد دارد، ده روز پشت‏سرهم در جائى بماند، یا مى‏داند که بدون اختیار ده روز در جائى مى‏ماند، در آن محل باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1345 ) مسافرى که مى‏خواهد ده روز در جائى بماند، لازم نیست قصد ماندن شب اول یا شب یازدهم را داشته باشد و همین که قصد کند از اول آفتاب روز اول تا غروب روز دهم بماند، باید نماز را تمام بخواند، اگر مثلاً قصدش این باشد که از ظهر روز اول تا ظهر روز یازدهم بماند، باید نماز را نیز تمام بخواند.


مسأله 1346 ) مسافرى که مى‏خواهد ده روز در محلى بماند، در صورتى باید نماز را تمام بخواند که بخواهد تمام ده روز در یک‏جا بماند، پس اگر بخواهد مثلاً ده روز در نجف و کوفه یا در قم و جمکران بماند، باید نماز را شکسته بخواند و معیار آن است که در عرف دو محل محسوب شوند، هرچند به‏قدرى به یکدیگر نزدیک باشند که به مقدار حد ترخص نیز فاصله نباشد یا به هم چسبیده باشند.


مسأله 1347 ) مسافرى که مى‏خواهد ده روز در محلى بماند اگر از اول قصد داشته باشد که در بین ده روز به اطراف آنجا برود چنانچه جائى که مى‏خواهد برود کمتر از مسافت شرعى باشد و زمان رفتن و برگشتن کمتر از نصف روز باشد، این مقدار ضرر به قصد ماندن ده روز در آنجا نمى‏رساند و نمازش تمام است و اگر بخواهد بیشتر بماند، احتیاط در آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند و اگر جائى که مى‏خواهد برود به مقدار مسافت شرعى باشد، نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1348 ) مسافرى که تصمیم ندارد ده روز در جائى بماند مثلاً قصدش این است که اگر رفیقش بیاید، یا منزل خوبى پیداکند، ده روز بماند، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1349 ) کسى که تصمیم دارد ده روز در جائى بماند، اگرچه احتمال بدهد که براى ماندن او مانعى برسد، باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1350 ) اگر مسافر بداند که مثلاً ده روز یا بیشتر به آخر ماه مانده و قصد کند که تا آخر ماه در جائى بماند، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر نداند تا آخر ماه چقدر مانده و قصد کند که تا آخر ماه بماند باید نماز را شکسته بخواند، و اگر فى‏الجمله قصد ماندن ده روز از او پیدا شده است، باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1351 ) اگر مسافر قصد کند ده روز در جائى بماند، چنانچه پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتى از ماندن منصرف شود، یا مردد شود که درآنجا بماند یا به جاى دیگر برود، باید نماز را شکسته بخواند و اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى از ماندن منصرف شود، یا مردد شود، تا وقتى در آنجا هست، باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1352 ) مسافرى که قصد کرده ده روز در جائى بماند، اگر روزه بگیرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه یک نماز چهار رکعتى خوانده باشد، روزه‏اش صحیح است و تا وقتى در آنجا هست، باید نمازهاى خود را تمام بخواند و اگر یک نماز چهار رکعتى نخوانده باشد، روزه آن روزش صحیح است اما نمازهاى خود را باید شکسته بخواند و روزهاى بعد هم نمى‏تواند روزه بگیرد.


مسأله 1353 ) مسافرى که قصدکرده ده روز در محلى بماند، اگر از ماندن منصرف شود یا در ماندن مردّد شود، و شک کند که پیش از آن نماز چهار رکعتى ادائى خوانده است یا نه، چنانچه پس از قصد اقامه وقت بجا آوردن نماز چهار رکعتى گذشته باشد، باید نمازهاى بعدى را تمام بخواند، ولى چنانچه قبل از گذشتن وقت نماز چهار رکعتى شک کند که آیا نماز چهار رکعتى خوانده یا نه، باید آن نماز و نمازهاى بعد را شکسته بخواند.


مسأله 1354 ) اگر مسافر به نیت این که نماز را شکسته بخواند، مشغول نماز شود و در بین نماز تصمیم بگیرد که ده روز یا بیشتر بماند، باید نماز را چهار رکعتى تمام نماید.


مسأله 1355 ) مسافرى که قصد کرده ده روز در جائى بماند، اگر در بین نماز چهار رکعتى از قصد خود برگردد، چنانچه مشغول رکعت سوم نشده، باید نماز را دو رکعتى تمام نماید و بقیه نمازهاى خود را شکسته بخواند و اگر مشغول رکعت سوم شده و به رکوع نرفته باید بنشیند و تشهد و سلام را بگوید و نمازش صحیح است و تا وقتى در آنجا هست، باید نماز را شکسته بخواند و اگر به رکوع رکعت سوم رفته بهتر است نماز را چهار رکعتى تمام کند و دوباره شکسته بخواند و تا در آنجا هست نمازهایش را شکسته بجا آورد.


مسأله 1356 ) مسافرى که قصد کرده ده روز در جائى بماند، اگر بیشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتى مسافرت نکرده، باید نمازش را تمام بخواند و لازم نیست دوباره قصد ماندن ده روز کند.


مسأله 1357 ) مسافرى که قصد کرده ده روز در جائى بماند، باید روزه واجب را بگیرد و مى‏تواند روزه مستحبى را هم بجا آورد و نماز جمعه و نافله ظهر و عصر و عشاء را هم بخواند.


مسأله 1358 ) مسافرى که قصد کرده ده روز در محلّى بماند، اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى ادائى، یا بعد از ماندن ده روز -اگرچه یک نماز تمام هم نخوانده باشد- بخواهد به جائى که کمتر از مسافت شرعى است برود و برگردد، و دوباره در جاى اول خود ده روز یا کمتر یا بیشتر بماند، از وقتى که مى‏رود تا وقتى که برمى‏گردد و بعد از برگشتن، باید نماز را تمام بخواند. ولى اگر برگشتن به محلّ اقامتش فقط از این جهت باشد که در مسیر سفرش واقع شده است و رفت و برگشت او مجموعاً هشت فرسخ باشد، لازم است در حال رفتن بعد از گذشتن از حد ترخّص و در مقصد و در بازگشت و در جائى که قبلاً قصد اقامه کرده بود، نمازش را شکسته بخواند.


مسأله 1359 ) مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، اگر بعد از یک نماز چهار رکعتى ادائى، یا بعد از ماندن ده روز بخواهد به جاى دیگرى برود که کمتر از مسافت شرعى است در تمام مدت سفر باید نماز خود را تمام بخواند، خواه قصد ماندن ده روز در مقصد یا در بین راه را داشته باشد یا نه و اگر محلى که مى‏خواهد برود هشت فرسخ یا بیشتر باشد، در طول راه و در مقصد نمازش شکسته است. مگر آن که بخواهد ده روز در مقصد بماند که باید نماز را در موقع رفتن شکسته و در مقصد تمام بخواند.


مسأله 1360 ) مسافرى که قصد کرده ده روز در جائى بماند اگر بعد از ماندن ده روز یا پیش از تمام شدن آن بخواهد به جائى که کمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد باشد که به محل اولش برگردد یا نه، یا به کلى از برگشتن به آنجا غافل باشد یا بخواهد بعد از یک روز یا چند روز برگردد ولى مردد باشد که ده روز در آنجا بماند یا نه، یا آن که از ده روز ماندن در آنجا غافل باشد، باید از وقتى که مى‏رود تا برمى‏گردد و بعد از برگشتن نمازهاى خود را تمام بخواند.


مسأله 1361 ) اگر به خیال این که رفقایش مى‏خواهند ده روز در جائى بمانند قصد کند که ده روز در آنجا بماند و بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى بفهمد که آنها قصد نکرده‏اند، اگرچه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتى که در آنجا هست، باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1362 ) اگر مسافر بعد از رسیدن به هشت فرسخ سى روز در جائى بماند و در تمام سى روز در رفتن و ماندن یا ماندن و برگشتن مردد باشد، بعد ازگذشتن سى روز اگرچه به مقدار یک نماز در آنجا بماند، باید نماز را تمام بخواند. ولى اگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ در رفتن بقیه راه مردد باشد، از وقتى که مردد مى‏شود، باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1363 ) مسافرى که مى‏خواهد نه روز یا کمتر در جائى بماند اگر بعد از آن که نه روز یا کمتر در آنجا ماند، بخواهد دوباره نه روز دیگر یا کمتر بماند و همین‏طور تا سى روز، روز سى و یکم باید نماز را تمام بخواند.


مسأله 1364 ) مسافرى که سى روز مردد بوده، در صورتى باید نماز را تمام بخواند که سى روز را در یکجا بماند، پس اگر مقدارى از آن را در جائى و مقدارى را در جاى دیگر بماند، بعد از سى روز هم باید نماز را شکسته بخواند.


 

مسائل متفرّقه نماز مسافر

مسأله 1365 ) مسافر مى‏تواند در مسجدالحرام و مسجد پیغمبر صل الله علیه و آله، بلکه در تمام شهر قدیم مکه و مدینه و مسجد کوفه نمازش را تمام بخواند و نیز مسافر مى‏تواند در حرم حضرت سیدالشهداء علیه السلام نماز را به شعاع تقریباً دو و نیم متر، تمام بخواند.


مسأله 1366 ) کسى که مى‏داند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند، اگر در غیر چهار مکانى که در مسأله پیش گفته شد عمداً تمام بخواند، نمازش باطل است.


مسأله 1367 ) کسى که مى‏داند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند، اگر فراموش کند که باید نماز را شکسته بخواند و تمام بخواند، بنابر احتیاط نمازش باطل است.


مسأله 1368 ) مسافرى که نمى‏داند باید نماز را شکسته بخواند اگر تمام بخواند، نمازش صحیح است.


مسأله 1369 ) مسافرى که مى‏داند باید نماز را شکسته بخواند اگر بعضى از خصوصیات آن را نداند، مثلاً نداند که در سفر هشت فرسخى باید شکسته بخواند، چنانچه تمام بخواند و در وقت بفهمد باید اعاده نماید و چنانچه اعاده نکرد، قضاء نماید و اگر در خارج وقت بفهمد قضا کند.


مسأله 1370 ) مسافرى که مى‏داند باید نماز را شکسته بخواند، اگر به گمان این که مقصد معیّن او کمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند، وقتى بفهمد که سفرش هشت فرسخ بوده، نمازى را که تمام خوانده باید دوباره شکسته بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نماید.


مسأله 1371 ) اگر فراموش کند که مسافر است و نماز را تمام بخواند، چنانچه در وقت یادش بیاید، باید شکسته بجا آورد و اگر بعد از وقت یادش بیاید، قضاى آن نماز بر او واجب نیست.


مسأله 1372 ) کسى که باید نماز را تمام بخواند، اگر شکسته بجا آورد در هر صورت نمازش باطل است.


مسأله 1373 ) اگر مشغول نماز چهار رکعتى شود و در بین نماز یادش بیاید که مسافر است، یا ملتفت شود که سفر او هشت فرسخ است، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته، باید نماز را دو رکعتى تمام کند و اگر به رکوع رکعت سوم رفته نمازش باطل است و در صورتى که به مقدار خواندن یک رکعت هم وقت داشته باشد، باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1374 ) اگر مسافر بعضى از خصوصیات نماز مسافر را نداند، مثلاً نداند که اگر چهار فرسخ برود و قبل از توقف ده روز برگردد باید شکسته بخواند چنانچه به نیت نماز چهار رکعتى مشغول نماز شود، و پیش از رکوع رکعت سوم مسأله را بفهمد باید نماز را دو رکعتى تمام کند و اگر در رکوع ملتفت شود نمازش باطل است و در صورتى که به مقدار یک رکعت از وقت هم مانده باشد، باید نماز را از سر شکسته بخواند.


مسأله 1375 ) مسافرى که باید نماز را تمام بخواند اگر به واسطه ندانستن مسأله به نیت نماز دو رکعتى مشغول نماز شود و در بین نماز مسأله را بفهمد، باید نماز را چهار رکعتى تمام کند و احتیاط مستحب آن است که بعد از تمام شدن نماز دوباره آن نماز را چهار رکعتى بخواند.


مسأله 1376 ) مسافرى که نماز نخوانده، اگر پیش از تمام شدن وقت به وطنش برسد، یا به جائى برسد که مى‏خواهد ده روز در آنجا بماند، باید نماز را تمام بخواند و کسى که مسافر نیست، اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت کند، در سفر باید نماز را شکسته بخواند.


مسأله 1377 ) اگر از مسافرى که باید نماز را شکسته بخواند نماز ظهر یا عصر یا عشا قضا شود، باید آن را دو رکعتى قضا نماید اگرچه اول وقت به قدر اداى نماز حاضر بوده و اگرچه در غیر سفر بخواهد قضاى آن را بجا آورد و اگر از کسى که مسافر نیست یکى از این سه نماز قضا شود، باید چهار رکعتى قضا نماید اگرچه در سفر بخواهد آن را قضا نماید.


مسأله 1378 ) مستحب است مسافر بعد از هر نماز سى مرتبه بگوید: سبحان‏ الله والحمد لله و لا اله الا الله والله اکبر و در تعقیب نماز ظهر و عصر و عشا بیشتر سفارش شده است، بلکه بهتر است در تعقیب این سه نماز شصت مرتبه بگوید.


نماز قضا

مسأله 1379 ) کسى که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده باید قضاى آن را بجا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده یا مست باشد و کسانى که در تمام وقت بیهوش و دیوانه بوده‏اند، قضا بر آنها لازم نیست ولى چنانچه کارى کند که در تمام وقت بیهوش شود، مثل این که به جهت عمل جراحى خود را در اختیار پزشک قرار دهد، بنابراحتیاط واجب قضاى نماز را بجا آورد ولى نمازهاى یومیه‏اى را که زن در حال حیض یا نفاس نخوانده، قضا ندارد.


مسأله 1380 ) اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى را که خوانده باطل بوده باید قضاى آن را بخواند.


مسأله 1381 ) کسى که نماز قضا دارد، باید در خواندن آن کوتاهى نکند ولى واجب نیست فوراً آن را بجا آورد.


مسأله 1382 ) کسى که نماز قضا دارد مى‏تواند نماز مستحبى بخواند.


مسأله 1383 ) اگر انسان احتمال دهد که نماز قضائى دارد یا نمازهائى را که خوانده صحیح نبوده، مستحب است احتیاطاً قضاى آنها را بجا آورد.


مسأله 1384 ) قضاى نمازهاى یومیه باید به ترتیب خوانده شود مثلاً کسى که یک روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده، باید اول نماز عصر و بعد از آن نماز ظهر را قضا نماید، و اگر در یک روز نماز صبح و ظهر از او فوت شده باشد، باید نماز صبح را پیش از نماز ظهر بخواند.


مسأله 1385 ) اگر بخواهد قضاى چند نماز غیر یومیه مانند نماز آیات را بخواند یا مثلاً بخواهد قضاى یک نماز یومیه و چند نماز غیر یومیه را بخواند، لازم نیست آنها را به ترتیب بجا آورد.


مسأله 1386 ) اگر ترتیب نمازهائى را که نخوانده نداند، ترتیب در این صورت ساقط است مگر در نمازهائى که در اداء آنها ترتیب لازم مى‏باشد مانند نماز ظهر و عصر از یک روز ولى اگر مثلاً قضاى یک نماز ظهر و یک نماز مغرب بر او واجب است و نمى‏داند کدام اوّل قضا شده، مخیّر است هرکدام را بخواهد اول بجا آورد.


مسأله 1387 ) اگر نماز ظهر یک روز و نماز عصر یک روز دیگر یا دو نماز ظهر یا دو نماز عصر یا ظهر و عشاء یا عصر و عشاء که رکعات آنها یکسان است، از او قضا شده و نمى‏داند کدام اول قضا شده است، ترتیب واجب نیست و هر یک را اول بخواند، کافى است و احتیاط مستحب آن است که به ترتیب بخواند پس چنانچه دو نماز چهار رکعتى بخواند به نیت این که اولى قضاى نماز روز اول و دومى قضاى نماز روز دوم باشد، کافیست و ترتیب مراعات شده است اگر هر دو اخفائیه باشد.


مسأله 1388 ) اگر یک نماز ظهر و یک نماز عشا یا یک نماز عصر و یک نماز عشا از او قضا شود، و نداند کدام اول قضا شده است، بهتر آن است که طورى آنها را بخواند که یقین کند به ترتیب بجا آورده است، مثلاً اگر یک نماز ظهر و یک نماز عشا از او قضا شده و اولى آنها را نمى‏داند، اول یک نماز ظهر بعد از آن یک نماز عشا، دوباره یک نماز ظهر بخواند، یا اول یک نماز عشا بعد یک نماز ظهر، دوباره یک نماز عشا بخواند.


مسأله 1389 ) کسى که مى‏داند یک نماز چهار رکعتى نخوانده ولى نمى‏داند نماز ظهر است یا نماز عصر، اگر یک نماز چهار رکعتى به نیّت قضاى نمازى که نخوانده بجا آورد، کافیست.


مسأله 1390 ) کسى که پنج نماز پشت‏سرهم از او قضا شده و نمى‏داند اولى آنها کدام است احتیاط مستحب آن است که نُه نماز به ترتیب بخواند مثلاً از نماز صبح شروع کند و بعد از آن که ظهر و عصر و مغرب و عشا را خواند دو مرتبه نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب را بخواند و اگر شش نماز پشت‏سرهم از او قضا شده و اولى آنها را نمى‏داند، ده نماز به ترتیب قضا کند و همین‏طور براى هر یک نمازى که به نمازهاى قضاى او اضافه مى‏شود، در صورتى که پشت‏سرهم قضا شده باشد، یک نماز بر مقدارى که گفته شد، اضافه نماید مثلاً اگر هفت نماز از او قضا شده و اولى آنها را نمى‏داند یازده نماز به ترتیب بجا آورد و در تمام این صُورتها همین نمازهاى فوت شده را قضا بکند کافیست.


مسأله 1391 ) کسى که مى‏داند نمازهاى پنجگانه او هر کدام از یک روز قضا شده و ترتیب آنها را نمى‏داند پنج نماز بخواند، کافیست و بنابراحتیاط مستحب پنج شبانه‏روز نماز بخواند تا ترتیب بین آنها مراعات شود و اگر شش نماز از شش روز از او قضا شده شش شبانه‏روز نماز بخواند و همچنین براى هر نمازى که به نمازهاى قضاى او اضافه شود، یک شبانه‏روز بیشتر بخواند تا یقین کند به ترتیبى که قضا شده، بجا آورده است. مثلاً اگر هفت نماز را هفت روز نخوانده باشد، هفت شبانه‏روز قضا نماید.


مسأله 1392 ) کسى که مثلاً چند نماز صبح یا چند نماز ظهر از او قضا شده و شماره آنها را نمى‏داند، مثلاً نمى‏داند که سه یا چهار یا پنج نماز بوده، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافیست. ولى اگر شماره آنها را مى‏دانسته و فراموش کرده، بنابراحتیاط مستحب باید به قدرى نماز بخواند که یقین کند تمام آنها را خوانده است. مثلاً اگر فراموش کرده که چند نماز صبح از او قضا شده است، و یقین دارد که بیشتر از ده تا نبوده، به‏طور احتیاط مستحب ده نماز صبح بخواند.


مسأله 1393 ) کسى که فقط یک نماز قضا از روزهاى پیش دارد، بنابراحتیاط مستحب اگر ممکن است باید اول آن را بخواند بعد مشغول نماز آن روز شود و اگر از روزهاى پیش نماز قضا ندارد، ولى یک نماز یا بیشتر از همان روز از او قضا شده است در صورتى که ممکن باشد، بنابراحتیاط مستحب باید نماز قضاى آن روز را پیش از نماز ادا بخواند.


مسأله 1394 ) اگر در بین نماز یادش بیاید که یک نماز یا بیشتر از همان روز از او قضا شده، چنانچه وقت وسعت دارد و ممکن است نیت را به نماز قضا برگرداند، بنابراحتیاط باید نیت نماز قضا کند، مثلاً اگر در نماز ظهر پیش از تمام شدن رکعت دوم یادش بیاید که نماز صبح آن روز قضا شده در صورتى که وقت نماز ظهر تنگ نباشد، احتیاطاً باید نیت را به نماز صبح برگرداند و آن را دو رکعتى تمام کند بعد نماز ظهر را بخواند، ولى اگر وقت تنگ است یا نمى‏تواند نیت را به نماز قضا برگرداند، مثلاً در رکوع رکعت سوم نماز ظهر یادش بیاید که نماز صبح را نخوانده، چون اگر بخواهد نیت نماز صبح کند یک رکوع که رکن است زیاد مى‏شود، نباید نیت را به قضاى صبح برگرداند.


مسأله 1395 ) اگر از روزهاى گذشته نمازهاى قضا دارد و یک نماز یا بیشتر هم از همان روز از او قضا شده، چنانچه براى قضاى تمام آنها وقت ندارد، یا نمى‏خواهد همه را در آن روز بخواند، بنابر احتیاط باید که نماز قضاى آن روز را پیش از نماز ادا بخواند.


مسأله 1396 ) تا انسان زنده است اگرچه از خواندن نماز قضاهاى خود عاجز باشد، دیگرى نمى‏تواند نمازهاى او را قضا نماید.


مسأله 1397 ) نماز قضا را با جماعت مى‏شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد یا قضا در صورتى که نماز قضا بر ذمّه امام قطعى باشد و لازم نیست هر دو یک نماز را بخوانند مثلاً اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بخواند، اشکالى ندارد.


مسأله 1398 ) مستحب است بچه ممیّز را یعنى بچه‏اى که خوب و بد را مى‏فهمد، به نماز خواندن و عبادتهاى دیگر عادت بدهند، بلکه مستحب است او را به قضاى نمازها هم وادار نمایند.


نماز قضاى پدر که بر پسر بزرگتر واجب است

مسأله 1399 ) نمازى که پدر به واسطه داشتن عذر ترک نموده (مثل خواب و فراموشى) نه مثل سفر و مرض و نتوانسته قضا کند، بر پسر بزرگتر واجب است بجا آورد یا براى آن اجیر بگیرد و نیز روزه‏اى را که به واسطه عذر مانند مرض نگرفته و پس از برطرف شدن عذر مى‏توانسته است قضاى آن را بگیرد یا روزه‏اى را که در سفر نگرفته گرچه بعد از سفر نتوانسته باشد عوض آن را بگیرد، بر پسر بزرگتر واجب است، بلکه نماز و روزه‏اى را که عمداً نگرفته، احتیاط مستحب آن است که پسر بزرگتر بگیرد و قضاى نمازهاى مادر بر پسر واجب نیست، هرچند بهتر است.


مسأله 1400 ) اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدرش نماز و روزه قضا داشته یا نه، چیزى بر او واجب نیست.


مسأله 1401 ) اگر پسر بزرگتر بداند که پدرش نماز قضا داشته و نداند که به واسطه عذر ترک شده یا بدون عذر، واجب نیست قضا کند. ولى احتیاط مستحب آن است که قضا نماید.


مسأله 1402 ) اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است، قضاى نماز و روزه پدر بر هیچکدام از پسرها واجب نیست ولى احتیاط مستحب آن است که نماز و روزه پدر را بین خودشان قسمت کنند، یا براى انجام آن قرعه بزنند.


مسأله 1403 ) اگر میت وصیت کرده باشد که براى نماز و روزه او اجیر بگیرند بعد از آن که اجیر، نماز و روزه او را به‏طور صحیح بجا آورد، بر پسر بزرگتر چیزى واجب نیست.


مسأله 1404 ) اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز مادر را بخواند، باید به تکلیف خود عمل کند، مثلاً قضاى نماز صبح و مغرب و عشاء مادرش را باید بلند بخواند.


مسأله 1405 ) کسى که خودش نماز و روزه قضا دارد، اگر نماز و روزه پدر هم بر او واجب شود، هرکدام را اول بجا آورد، صحیح است.


مسأله 1406 ) اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر نابالغ یا دیوانه باشد، وقتى که بالغ یا عاقل گردید، باید نماز و روزه پدر را قضا نماید و چنانچه پیش از بالغ شدن یا عاقل شدن بمیرد، بر پسر دوم چیزى واجب نیست.


مسأله 1407 ) اگر پسر بزرگتر پیش از آن که بتواند نماز و روزه پدر را قضا کند بمیرد، بر پسر دوم چیزى واجب نیست.


نماز جماعت

مسأله 1408 ) مستحب است نمازهاى واجب خصوصاً نمازهاى یومیه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشاء، خصوصاً براى همسایه مسجد و کسى که صداى اذان مسجد را مى‏شنود بیشتر سفارش شده است.


مسأله 1409 ) در روایات معتبره وارد است که نماز با جماعت بیست و پنچ درجه افضل از نماز فُرادى است.

در روایتى آمده است که اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند، هر رکعت آن ثواب یکصد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا کند، هر رکعت ثواب ششصد نماز و هر قدر عدد نمازگزاران بیشتر شود، ثواب نمازشان بیشتر خواهد شد و اگر عدد آنان از ده نفر بگذرد، اگر تمام آسمانها کاغذ و دریاها مرکب و درختها قلم و ملائکه و انس و جن نویسنده شوند، نمى‏توانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند.


مسأله 1410 ) حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بى‏اعتنائى در بعضى از موارد جایز نیست و سزاوار نیست که انسان بدون عذر نماز جماعت را ترک کند.


مسأله 1411 ) مستحب است که انسان صبر کند که نماز را به جماعت بخواند و نماز جماعت از نماز اوّل وقت که فُرادى (یعنى تنها) خوانده شود، بهتر است و نیز نماز جماعتى را که مختصر بخوانند از نماز فُرادى که آن را طول بدهند، بهتر مى‏باشد.


مسأله 1412 ) وقتى که جماعت برپا مى‏شود، مستحب است کسى که نمازش را فرادى خوانده، دوباره با جماعت بخواند و اگر بعد بفهمد که نماز اولش باطل بوده، نماز دوم او کافى است.


مسأله 1413 ) اگر امام یا مأموم بخواهد نمازى را که با جماعت خوانده، دوباره با جماعت بخواند، چنانچه احتمال فساد آن نماز را ندهد، اشکال دارد. مگر این که اماماً اعاده نماید به شرطى که در مأمومین کسى باشد که نماز واجب را نخوانده باشد، اگرچه احتیاط در این صورت هم ترک امامت است.


مسأله 1414 ) کسى که در نماز به حدى وسواس دارد که موجب بطلان نمازش مى‏شود و فقط در صورتى که نماز را با جماعت بخواند، از وسواس راحت مى‏شود، باید نماز را با جماعت بخواند.


مسأله 1415 ) اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کند که نماز را به جماعت بخواند، نماز جماعت بر او واجب مى‏شود در صورتى که مخالفت موجب ایذاء در معاشرت باشد.


مسأله 1416 ) نماز مستحب را نمى‏شود به جماعت خواند مگر نماز استسقاء که براى آمدن باران مى‏خوانند و نمازى که واجب بوده و به جهتى مستحب شده است مانند نماز عید فطر و قربان که در زمان امام معصوم7 واجب بوده و به واسطه غائب شدن ایشان مستحب مى‏باشد.


مسأله 1417 ) موقعى که امام جماعت نماز یومیه مى‏خواند، هرکدام از نمازهاى یومیه را مى‏شود به او اقتدا کرد، ولى اگر نماز یومیه امام جماعت به عقیده مأموم احتیاطى باشد، نمى‏شود به او اقتدا کرد. مگر در برخى صورتهاى خاص، مثل آن که مأموم و امام احتیاط مشابهى داشته باشند، مانند آن که دو نفر باهم سفر کرده‏اند و احتیاطاً مى‏خواهند نماز را هم شکسته و هم تمام بخوانند که مى‏تواند یکى از آنها نمازِ شکسته خود را به نمازِ شکسته دیگرى و نماز تمام را به نماز تمامِ او اقتدا کند.


مسأله 1418 ) اگر امام جماعت قضاى یومیه خود یا قضاى قطعى کس دیگر را مى‏خواند، مى‏شود به او اقتدا کرد ولى اگر نمازش را احتیاطاً قضا مى‏کند، اقتدا به او اشکال دارد.


مسأله 1419 ) اگر انسان نداند نمازى را که امام مى‏خواند نماز واجب یومیه است یا نماز مستحب، نمى‏تواند به او اقتدا کند.


مسأله 1420 ) اگر امام در محراب باشد و کسى پشت‏سر او اقتدا نکرده باشد، کسانى که دو طرف محراب ایستاده‏اند و به واسطه دیوار محراب امام را نمى‏بینند نمى‏توانند اقتدا کنند ولى اگر کسى پشت‏سر امام اقتدا کرده باشد، اقتدا کردن کسانى که دو طرف او ایستاده‏اند و به واسطه دیوار محراب امام را نمى‏بینند اگر صف آنها متصل باشد، اشکال ندارد.


مسأله 1421 ) اگر به واسطه درازى صف اول، کسانى که دو طرف صف ایستاده‏اند، امام را نبینند مى‏توانند اقتدا کنند و نیز اگر به واسطه درازى یکى از صفهاى دیگر کسانى که دو طرف آن ایستاده‏اند، صف جلوى خود را نبینند مى‏توانند اقتدا نمایند.


مسأله 1422 ) اگر صف‏هاى جماعت تا درب مسجد برسد کسانى که در بیرون مسجد در دو طرف درب و کسانى که مقابل درب پشت صف داخل مسجد ایستاده‏اند یا کسانى که پشت‏سر آنها اقتدا مى‏کنند، نمازشان صحیح است و هرکس در نماز جماعت از جلو یا از طرف راست یا چپ متصل به نماز جماعت باشد، نمازش با جماعت صحیح است.


مسأله 1423 ) کسى که پشت ستون ایستاده، اگر از طرف راست یا چپ به واسطه مأموم دیگر به امام متّصل نباشد، نمى‏تواند اقتدا کند.


مسأله 1424 ) جاى ایستادن امام باید از جاى مأموم بلندتر نباشد، ولى اگر مکان امام مقدار خیلى کمى مثلاً چند سانتیمتر بلندتر باشد، اشکال ندارد و نیز اگر زمین سراشیبى باشد و امام در طرفى که بلندتر است، بایستد در صورتى که سراشیبى آن زیاد نباشد و طورى باشد که به آن، زمین مسطّح بگویند، مانعى ندارد.


مسأله 1425 ) جاى مأموم هرقدر بلندتر از جاى امام باشد، اشکال ندارد. ولى اگر به قدرى بلند باشد که نگویند اجتماع کرده‏اند، مانند این که سر مناره بلند اقتداء کنند در این‏صورت خالى از اشکال نیست.


مسأله 1426 ) اگر بین کسانى که در یک صف ایستاده‏اند بچه ممیز یعنى بچه‏اى که بد و خوب را مى‏فهمد فاصله شود، چنانچه ندانند نماز او باطل است مى‏توانند اقتدا کنند.


مسأله 1427 ) بعد از تکبیر امام اگر صف جلو آماده نماز بوده و تکبیر گفتن آنان نزدیک باشد، کسى که در صف بعد ایستاده، تکبیر گفتن او خالى از اشکال نیست.


مسأله 1428 ) اگر بداند نماز یک صف از صفهاى جلو باطل است، در صفهاى بعد نمى‏تواند اقتدا کند، ولى اگر نداند نماز آنان صحیح است یا نه، مى‏تواند اقتدا نماید.


مسأله 1429 ) هرگاه بداند نماز امام باطل است مثلاً بداند امام وضو ندارد، اگرچه خود امام ملتفت نباشد، نمى‏تواند به او اقتدا کند، ولى اگر نماز امام برخى از شرائط را دارا نباشد یا با برخى از موانع همراه باشد که فقدان سهوى آن شرائط یا همراه بودن سهوى آن موانع نماز را باطل نمى‏کند، مى‏توان به او اقتدا کرد، مثل آن که امام جماعت سهواً از قبله منحرف بوده و مقدار انحرافش به بیش از سمت راست یا سمت چپ قبله نرسیده باشد، یا سهواً با لباس نجس نماز بخواند، همچنین اگر امام برخى از کارهاى نماز را ترک کند، در صورتى که انجام آن کارها از سوى امام، به جاى مأموم نباشد، بنابراین اگر امام به جهت فراموشى در رکعت سوم و چهارم تسبیحات اربعه را نخواند، یا در رکعت قبل، تمام یا قسمتى از حمد را نخوانده باشد، مى‏تواند در رکعت بعد به او اقتدا کند، ولى در آن رکعتى که تمام یا قسمتى از حمد را نخوانده، نمى‏تواند به او اقتدا کند، اگرچه در حال رکوع بخواهد اقتدا کند و اگر بعد از اقتدا، امام بعضى از قرائت را فراموش کند باید نماز خود را فرادى بخواند و خواندن مأموم کافى نیست.


مسأله 1430 ) اگر مأموم بعد از نماز بفهمد که امام عادل نبوده، یا کافر بوده، یا به جهتى نمازش باطل بوده، مثلاً بى‏وضو نماز خوانده، نمازش صحیح است و ظاهراً جماعت هم صحیح مى‏باشد. بنابراین اگرچه سهواً پیش از امام سر از رکوع بردارد و به جهت تبعیت از امام جماعت، رکوع را زیاد کرده باشد، نمازش باطل نمى‏شود، هرچند زیادى سهوى رکوع نیز در نماز فُرادى نماز را باطل مى‏کند.


مسأله 1431 ) اگر در بین نماز جماعت قبل از رکوع، شک کند که تکبیرهالإحرام را گفته یا نه، بنا را بر این مى‏گذارد که نگفته و اگر اطمینان دارد که تکبیرهالإحرام را گفته و شک کند که نیت جماعت کرده یا نه، باید نماز را به نیت فرادى تمام کند، هرچند قبل از نماز بناى بر جماعت خواندن داشته و الان هم مشغول کارى باشد که مأمومین انجام مى‏دهند. مثلاً به حمد و سوره امام گوش مى‏دهد و اگر در رکوع یا بعد از آن شک کند که تکبیرهالإحرام را گفته یا نه، یا نیت جماعت کرده یا نه، نماز را به جماعت تمام کرده و صحیح مى‏باشد.


مسأله 1432 ) احتیاط مستحب آن است که در بین نماز جماعت تا ناچار نشود، نیت فرادى نکند. ولى اگر نیت فرادى کرد، اشکالى ندارد، بلکه اگر ازابتداى نماز هم قصد داشته باشد که در بین نماز نیت فرادى کند، نماز جماعتش اشکالى ندارد.


مسأله 1433 ) اگر مأموم به واسطه عذرى بعد از حمد و سوره امام نیت فرادى کند، لازم نیست حمد و سوره را بخواند. ولى اگر پیش از تمام شدن حمد و سوره نیت فرادى نماید، باید مقدارى را که امام نخوانده بخواند.


مسأله 1434 ) اگر در بین نماز جماعت نیت فرادى نماید، نمى‏تواند دوباره نیت جماعت کند ولى اگر مردد شود که نیت فرادى کند یا نه، و بعد تصمیم بگیرد که نماز را با جماعت تمام کند، نمازش صحیح است.


مسأله 1435 ) اگر شک کند که نیت فرادى کرده یا نه، باید بنا بگذارد که نیت فرادى نکرده است.


مسأله 1436 ) اگر موقعى که امام در رکوع است اقتدا کند و به رکوع امام برسد، اگرچه ذکر امام تمام شده باشد، نمازش صحیح است و یک رکعت حساب مى‏شود اما اگر به مقدار رکوع خم شود و به رکوع امام نرسد، نمازش باطل است.


مسأله 1437 ) اگر موقعى که امام در رکوع است، اقتدا کند و به مقدار رکوع خم شود و شک کند که به رکوع امام رسیده یا نه، نمازش باطل است.


مسأله 1438 ) اگر موقعى که امام در رکوع است اقتدا کند و پیش از آن که به اندازه رکوع خم شود امام سر از رکوع بردارد، بنابراحتیاط واجب باید نیّت فُرادى نماید.


مسأله 1439 ) اگر اول نماز یا بین حمد و سوره اقتدا کند و اتّفاقاً پیش از آن که به رکوع رود امام سر از رکوع بردارد، نماز او صحیح است.


مسأله 1440 ) اگر موقعى برسد که امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد، باید بعد از نیت و گفتن تکبیرهالإحرام بنشیند وتشهد را با امام بخواند ولى سلام را نگوید و صبر کند تا امام سلام نماز را بدهد بعد بایستد و بدون آن که دوباره نیت کند و تکبیر بگوید، حمد و سوره را بخواند و آن رکعت را رکعت اول نماز خود حساب کند.


مسأله 1441 ) مأموم نباید جلوتر از امام بایستد و بنابراحتیاط واجب باید در وقت ایستادن از امام عقب‏تر باشد، بلکه اگر قد او بلندتر از امام باشد، بنابراحتیاط واجب باید طورى بایستد که در رکوع و سجود سر و جاى مهر او از امام عقب‏تر باشد.


مسأله 1442 ) در نماز جماعت باید بین مأموم و امام حائلى -خواه پشت آن دیده شود یا نه- فاصله نباشد و همچنین است بین انسان و مأموم دیگرى که انسان به واسطه او به امام متصل شده است. ولى اگر امام مرد و مأموم زن باشد، چنانچه بین آن زن و امام یا بین آن زن و مأموم دیگرى که مرد است و زن به واسطه او به امام متصل شده است، پرده و دیوار و مانند آنها باشد، اشکال ندارد.


مسأله 1443 ) اگر بعد از شروع به نماز بین مأموم و امام، یا بین مأموم و کسى که مأموم به واسطه او متصل به امام است، پرده یا چیز دیگرى فاصله شود، نماز مأموم خود به خود فُرادى مى‏شود ولو قصد فرادى نکند.


مسأله 1444 ) احتیاط واجب آن است که بین جاى سجده مأموم و جاى ایستادن امام بیشتر از یک قدم بلند (یعنى مقدارى که ممکن است پاها را از هم جدا گذاشت) فاصله نباشد، و نیز اگر انسان به واسطه مأمومى که جلوى او ایستاده به امام متصل باشد، بنابراحتیاط واجب باید فاصله جاى سجده‏اش از جاى ایستادن او بیشتر از یک قدم بلند نباشد و احتیاط مستحب آن است که جاى سجده مأموم با جاى کسى که جلوى او ایستاده هیچ فاصله نداشته باشد.


مسأله 1445 ) اگر مأموم به واسطه کسى که طرف راست یا چپ او اقتدا کرده، به امام متصل باشد و از جلو به امام متصل نباشد، بنابراحتیاط واجب باید با کسى که در طرف راست یا چپ او اقتدا کرده، بیشتر از یک قدم بلند فاصله نداشته باشد.


مسأله 1446 ) اگر در نماز، بین مأموم و امام یا بین مأموم و کسى که مأموم به واسطه او به امام متصل است، بیشتر از یک قدم فاصله پیدا شود، نماز مأموم خود به خود فُرادى مى‏شود.


مسأله 1447 ) اگر نماز همه کسانى که در صف جلو هستند، تمام شود یا همه نیّت فُرادى نمایند، نماز صف بعد فرادى مى‏شود هرچند صف جلو فوراً براى نماز دیگرى به امام اقتدا کنند.


مسأله 1448 ) اگر در رکعت دوم اقتدا کند، لازم نیست حمد و سوره بخواند. ولى مى‏تواند قنوت و تشهد را با امام بخواند و احتیاط واجب آن است که موقع خواندن تشهد انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند کند و باید بعد از تشهد با امام برخیزد و حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد و مى‏تواند حمد را تمام کند و در رکوع به امام برسد، باید حمد را بخواند و در رکوع به امام برسد و اگر براى خواندن حمد وقت ندارد، بنابراحتیاط واجب قصد انفراد نماید.


مسأله 1449 ) اگر موقعى که امام در رکعت دوم نماز چهار رکعتى است، اقتداء کند، باید در رکعت دوم نمازش که رکعت سوم امام است، بعد از دو سجده بنشیند و تشهد را به مقدار واجب بخواند و برخیزد و چنانچه براى گفتن سه مرتبه تسبیحات وقت ندارد، یک مرتبه بگوید و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند.


مسأله 1450 ) اگر امام در رکعت سوم یا چهارم باشد و مأموم بداند که اگر اقتدا کند و حمد را بخواند به رکوع امام نمى‏رسد، بنابراحتیاط واجب باید صبر کند تا امام به رکوع رود، بعد اقتدا نماید.


مسأله 1451 ) اگر در رکعت سوم یا چهار امام اقتدا کند، باید حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد، باید حمد را تمام کند و در رکوع خود را به امام برساند و اگر نتواند حمد را تنها بخواند، بنابراحتیاط قصد انفراد نماید.


مسأله 1452 ) کسى که مى‏داند اگر سوره یا قنوت را تمام کند، به رکوع امام نمى‏رسد. چنانچه عمداً سوره یا قنوت را بخواند و به رکوع نرسد، نمازش صحیح است و باید به وظیفه منفرد عمل نماید.


مسأله 1453 ) کسى که اطمینان دارد اگر سوره را شروع کند یا تمام نماید، به رکوع امام مى‏رسد، همینقدر که امام به رکوع رفت، مى‏تواند سوره را ترک کند.


مسأله 1454 ) کسى که یقین دارد اگر سوره را شروع کند یا تمام نماید به رکوع امام مى‏رسد، چنانچه سوره را بخواند و به رکوع امام نرسد، نمازش صحیح است.


مسأله 1455 ) اگر امام ایستاده باشد و مأموم نداند که در کدام رکعت است مى‏تواند اقتدا کند. ولى باید حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و اگرچه بعد بفهمد که امام در رکعت اول یا دوم بوده نمازش صحیح است و لکن در نماز اخفائیه مثل ظهر و عصر بنابراحتیاط وجوبى باید صبر کند و در رکوع امام اقتدا نماید.


مسأله 1456 ) اگر به خیال این که امام در رکعت اول یا دوم است، حمد و سوره نخواند و بعد از رکوع بفهمد که در رکعت سوم یا چهارم بوده بنابراحتیاط نمازش باطل است. ولى اگر پیش از رکوع بفهمد، باید حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد، فقط حمد را بخواند و در رکوع خود را به امام برساند و اگر نمى‏رسد، بنابراحتیاط قصد انفراد کند.


مسأله 1457 ) اگر به خیال این که امام در رکعت سوم یا چهارم است، حمد و سوره بخواند و پیش از رکوع یا بعد از آن بفهمد که در رکعت اول یا دوم بوده، نمازش صحیح است و اگر در بین حمد و سوره بفهمد لازم نیست آنها را تمام کند.


مسأله 1458 ) اگر موقعى که مشغول نماز مستحبى است جماعت برپا شود چنانچه اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد، مستحب است نماز را رها کند و مشغول نماز جماعت شود. بلکه اگر اطمینان نداشته باشد که به رکعت اول برسد مستحب است به همین دستور رفتار نماید.


مسأله 1459 ) اگر موقعى که مشغول نماز سه رکعتى یا چهار رکعتى است، جماعت برپا شود، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته و اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد، مستحب است به نیت نماز مستحبى نماز را دو رکعتى تمام کند و خود را به جماعت برساند.


مسأله 1460 ) اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهد یا سلام اول باشد، لازم نیست نیت فُرادى کند.


مسأله 1461 ) کسى که یک رکعت از امام عقب مانده مى‏تواند پس از سجده دوم برخیزد ولى بهتر این است که وقتى امام تشهد رکعت آخر را مى‏خواند، انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند نگهدارد و صبر کند تا امام سلام نماز را بگوید و بعد برخیزد.


شرائط امام جماعت

مسأله 1462 ) امام جماعت باید بالغ و عاقل و شیعه دوازده‏امامى و عادل و حلال‏زاده باشد و نماز را به‏طور صحیح بخواند و نیز اگر مأموم مرد است امام او هم باید مرد باشد، بلکه در غیر نماز میّت احتیاط لازم آن است که زن امامت نکند هرچند مأموم زن باشد و اقتدا کردن بچه ممیز که خوب و بد را مى‏فهمد به بچه ممیز دیگر مانعى ندارد.


مسأله 1463 ) امامى را که عادل مى‏دانسته، اگر شک کند به عدالت خود باقیست یا نه، مى‏تواند به او اقتدا نماید.


مسأله 1464 ) کسى که ایستاده نماز مى‏خواند، نمى‏تواند به کسى که نشسته یا خوابیده نماز مى‏خواند، اقتدا کند و کسى که نشسته نماز مى‏خواند، نمى‏تواند به کسى که خوابیده نماز مى‏خواند، اقتدا نماید.


مسأله 1465 ) کسى که نشسته یا خوابیده نماز مى‏خواند، مى‏تواند به کسى که نشسته نماز مى‏خواند اقتدا کند و کسى که خوابیده نماز مى‏خواند، مى‏تواند به کسى که خوابیده نماز مى‏خواند، اقتدا نماید.


مسأله 1466 ) اگر امام جماعت به واسطه عذرى با تیمم یا با وضوى جبیره‏اى نماز بخواند، مى‏شود به او اقتدا کرد و اما اگر به واسطه عذرى با لباس نجس نماز بخواند، اقتدا به او مشکل است.


مسأله 1467 ) اگر امام مرضى دارد که نمى‏تواند از بیرون آمدن بول و غائط خوددارى کند بنابراحتیاط نباید به او اقتدا کرد و نیز اگر معذور باشد و نتواند وظیفه اصلى خود را اعم از سجده تام و قیام استقلالى انجام دهد، افراد غیر معذور نباید به او اقتدا کنند.


مسأله 1468 ) بنابراحتیاط واجب کسى که مرض خوره یا پیسى دارد و کسى که حد شرعى بر او جارى شده است، نباید امام جماعت شود.


 

احکام جماعت

مسأله 1469 ) موقعى که مأموم نیت مى‏کند، باید امام را معین نماید ولى دانستن اسم او لازم نیست مثلاً اگرنیت کند اقتدا مى‏کنم به امام حاضر، نمازش صحیح است.


مسأله 1470 ) مأموم باید غیر از حمد و سوره همه چیز نماز را خودش بخواند، ولى اگر رکعت اول یا دوم او و رکعت سوم یا چهارم امام باشد، باید حمد و سوره را بخواند.


مسأله 1471 ) اگر مأموم در رکعت اول و دوم نماز صبح و مغرب وعشا صداى حمد و سوره امام را بشنود، اگرچه کلمات را تشخیص ندهد، باید حمد و سوره را نخواند و اگر صداى امام را نشنود، مستحب است حمد و سوره را بخواند ولى باید آهسته بخواند و چنانچه سهواً بلند بخواند، اشکال ندارد.


مسأله 1472 ) اگر مأموم بعضى از کلمات حمد و سوره امام را بشنود، احتیاط واجب آن است که حمد و سوره را نخواند.


مسأله 1473 ) اگر مأموم سهواً حمد و سوره بخواند، یا خیال کند صدائى را که مى‏شنود، صداى امام نیست و حمد و سوره بخواند و بعد بفهمد صداى امام بوده، نمازش صحیح است.


مسأله 1474 ) اگر شک کند که صداى امام را مى‏شنود یا نه، یا صدائى بشنود و نداند صداى امام است یا صداى کس دیگر، مى‏تواند حمد و سوره بخواند.


مسأله 1475 ) خواندن حمد و سوره براى مأموم در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر بنابراحتیاط جایز نیست و مستحب است به جاى آن ذکر بگوید.


مسأله 1476 ) مأموم نباید تکبیرهالإحرام را پیش از امام بگوید، بلکه احتیاط واجب آن است که تا تکبیر امام تمام نشده، تکبیر نگوید.


مسأله 1477 ) اگر مأموم سهواً پیش از امام سلام دهد، نمازش صحیح است و لازم نیست دوباره با امام سلام دهد، بلکه اگر عمداً هم پیش از امام سلام دهد، نمازش اشکال ندارد، هرچند از اول نماز قصد داشته باشد.


مسأله 1478 ) اگر مأموم غیر از تکبیرهالإحرام چیزهاى دیگر نماز را پیش از امام بگوید، اشکال ندارد. ولى اگر آنها را بشنود، یا بداند امام چه وقت مى‏گوید احتیاط مستحب آن است که پیش از امام نگوید.


مسأله 1479 ) مأموم باید غیر از آنچه در نماز خوانده مى‏شود، کارهاى دیگر آن مانند رکوع و سجود را با امام یا کمى بعد از امام بجا آورد و اگر عمداً پیش از امام یا مدتى بعد از امام انجام دهد، جماعتش باطل مى‏شود ولى نمازش صحیح است و باید نمازش را فُرادى تمام کند.


مسأله 1480 ) اگر سهواً پیش از امام سر از رکوع بردارد، چنانچه امام در رکوع باشد، باید به رکوع برگردد و با امام سر بردارد و در این صورت زیاد شدن رکوع که رکن است، نماز را باطل نمى‏کند. ولى اگر به رکوع برگردد و پیش از آن که به رکوع برسد، امام سر بردارد نمازش باطل است به سبب زیادى رکن بدون حصول متابعت و لکن احتیاط لازم این است که نمازش را با امام تمام نموده و دوباره اعاده کند.


مسأله 1481 ) اگر اشتباهاً سر بردارد و ببیند امام در سجده است، باید به سجده برگردد و چنانچه در هر دو سجده این اتفاق بیفتد براى زیاد شدن دو سجده که رکن است، نماز باطل نمى‏شود.


مسأله 1482 ) کسى که اشتباهاً پیش از امام سر از سجده برداشته باید به سجده برگردد و هرگاه به سجده برگشت درحالى که امام سر برداشته، نمازش صحیح است. ولى اگر در هر دو سجده از یک رکعت این اتفاق بیفتد، نمازش باطل است و لکن احتیاط لازم این است که نمازش را با امام تمام نموده و دوباره اعاده کند.


مسأله 1483 ) اگر اشتباهاً سر از رکوع یا سجده بردارد یا قبل از ذکر یا بعد از ذکر و سهواً و یا به خیال این که به امام نمى‏رسد، به رکوع یا سجده نرود، نمازش صحیح است و اگر عمداً برنگردد نمازش را منفرداً تمام کند و اگر عمداً پیش از امام سر بردارد اگر بعد از ذکر است، نباید برگردد و نمازش را منفرداً تمام کند و اگر قبل از ذکر است، نماز باطل مى‏شود.


مسأله 1484 ) اگر سر از سجده بردارد و ببیند امام در سجده است، چنانچه به خیال این که سجده اول امام است، برگردد با امام سجده کند و بفهمد سجده دوم امام بوده سجده دوم او حساب مى‏شود و اگر به خیال این که سجده دوم امام است به سجده رود و بفهمد سجده اول امام بوده، باید دوباره با امام به سجده رود و در هر دو صورت احتیاط مستحب آن است که نماز را به جماعت تمام کند و دوباره بخواند.


مسأله 1485 ) اگر سهواً پیش از امام به رکوع رود و طورى باشد که اگر سربردارد به مقدارى از قرائت امام مى‏رسد، چنانچه سر بردارد و با امام به رکوع رود، نمازش صحیح و اگر عمداً برنگردد، نمازش باطل است اگر عمداً پیش از امام به رکوع رود، اگر قبل از تمام شدن قرائت باشد، نمازش باطل است و اگر بعد از قرائت باشد، نباید برگردد و نماز را منفرداً تمام کند.


مسأله 1486 ) اگر سهواً پیش از امام به رکوع رود و طورى باشد که اگر برگردد به چیزى از قرائت امام نمى‏رسد، اگر برگردد و با امام به رکوع رود جماعتش صحیح است و اگر عمداً برنگردد نمازش را منفرداً تمام کند.


مسأله 1487 ) اگر سهواً پیش از امام به سجده رود، اگر به قصد این که با امام نماز بخواند سر بردارد و با امام به سجده رود جماعت و نمازش صحیح است و اگر عمداً برنگردد نمازش صحیح و منفرد مى‏شود.


مسأله 1488 ) اگر امام در رکعتى که قنوت ندارد، اشتباهاً قنوت بخواند، یا در رکعتى که تشهد ندارد، اشتباهاً مشغول خواندن تشهد شود، مأموم نباید قنوت و تشهد را بخواند، ولى نمى‏تواند پیش از امام به رکوع رود، یا پیش از ایستادن امام بایستد، بلکه باید صبر کند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقیه نماز را با او بخواند و در صورت امکان بنابراحتیاط واجب امام را متوجه سازد.


چیزهائى که در نماز جماعت مستحب است

مسأله 1489 ) اگر مأموم یک مرد باشد، مستحب است طرف راست امام بایستد و اگر یک زن باشد، مستحب است در طرف راست امام طورى بایستد که جاى سجده‏اش مساوى زانو یا قدم امام باشد و اگر یک مرد و یک زن یا یک مرد و چند زن باشند، مستحب است مرد طرف راست امام و باقى پشت‏سر امام بایستند و اگر چند مرد یا چند زن باشند، مستحب است پشت‏سر امام بایستند و اگر چند مرد و چند زن باشند مستحب است مردها عقب امام و زنها پشت‏سر مردها بایستند.


مسأله 1490 ) در نماز میّت که امامت زن بر زنان جایز است، بهتر است که ردیف یکدیگر بایستند و امام جلوتر از دیگران نایستد.


مسأله 1491 ) مستحب است امام در وسط صف بایستد و اهل علم و کمال و تقوى در صف اول بایستند.


مسأله 1492 ) مستحب است صفهاى جماعت منظم باشد و بین کسانى که در یک صف ایستاده‏اند، فاصله نباشد و شانه آنان ردیف یکدیگر باشد.


مسأله 1493 ) مستحب است بعد ازگفتن «قد قامت‏ الصلاه» مأمومین برخیزند.


مسأله 1494 ) مستحب است امام جماعت حال مأمومى را که از دیگران ضعیف‏تر است، رعایت کند و قنوت و رکوع و سجود را طول ندهد، مگر بداند همه کسانى که به او اقتدا کرده‏اند، مایلند.


مسأله 1495 ) مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهائى که بلند مى‏خواند، صداى خود را به قدرى بلند کند که دیگران بشنوند، ولى باید بیش از اندازه صدا را بلند نکند.


مسأله 1496 ) اگر امام در رکوع بفهمد کسى تازه رسیده و مى‏خواهد اقتدا کند، مستحب است رکوع را دو برابر همیشه طول بدهد و بعد برخیزد، اگرچه بفهمد کس دیگرى هم براى اقتدا وارده شده است.


چیزهائى که در نماز جماعت مکروه است

مسأله 1497 ) اگر در صفهاى جماعت جا باشد، مکروه است انسان تنها بایستد.


مسأله 1498 ) مکروه است مأموم ذکرهاى نماز را طورى بگوید که امام بشنود.


مسأله 1499 ) مسافرى که نماز ظهر و عصر و عشا را دو رکعتى مى‏خواند، مکروه است در این نمازها به کسى که مسافر نیست، اقتدا کند و کسى که مسافر نیست، مکروه است در این نمازها به مسافر اقتدا نماید.


نماز آیات

مسأله 1500 ) نماز آیات که دستور آن بعداً گفته خواهد شد، به واسطه چهار چیز واجب مى‏شود:

اول: گرفتن خورشید. دوم: گرفتن ماه اگرچه مقدار کمى از آنها گرفته شود و کسى هم از آن نترسد. سوم: زلزله اگرچه کسى هم نترسد. چهارم: رعد و برق و بادهاى سیاه و سرخ و مانند اینها در صورتى که بیشتر مردم بترسند.


مسأله 1501 ) اگر از چیزهائى که نماز آیات براى آنها واجب است بیش از یکى اتفاق بیفتد، انسان باید براى هر یک از آنها یک نماز آیات بخواند. مثلاً اگر خورشید بگیرد و زلزله هم بشود، باید دو نماز آیات بخواند.


مسأله 1502 ) کسى که قضاى چند نماز آیات بر او واجب است، چه همه آنها براى یک چیز بر او واجب شده باشد، مثلاً سه مرتبه خورشید گرفته و نماز آنها را نخوانده است، چه براى چند چیز باشد مثلاً براى آفتاب گرفتن و ماه گرفتن و زلزله نمازهائى بر او واجب شده باشد، موقعى که قضاى آنها را مى‏خواند لازم نیست معین کند که براى کدام‏یک از آنها باشد.


مسأله 1503 ) چیزهائى که نماز آیات براى آنها واجب است، در هر شهرى اتفاق بیفتد، فقط مردم همان شهر باید نماز آیات بخوانند و بر مردم جاهاى دیگر واجب نیست ولى اگر مکان آنها به قدرى نزدیک باشد که با آن شهر یکى حساب شود، نماز آیات بنابراحتیاط بر آنها هم واجب است.


مسأله 1504 ) از وقتى که خورشید یا ماه شروع به گرفتن مى‏کند، انسان مى‏تواند نماز آیات را بخواند و تا باز شدن کامل، وقت نماز باقى است.


مسأله 1505 ) اگر خواندن نماز آیات را به قدرى تأخیر بیندازد که آفتاب یا ماه شروع به باز شدن کند، باید نیت ادا کند ولى اگر بعد از باز شدن تمام آن، نماز بخواند باید نیت قضا نماید.


مسأله 1506 ) اگر مدت گرفتن خورشید یا ماه به اندازه نماز آیات باشد، باید نماز آیات بجا آورد و تا زمانى که از گرفتن ماه یا خورشید به مقدار خواندن یک رکعت وقت باقى است، نماز اداء است و بعد از آن نماز قضا مى‏شود و اگر مدت گرفتن خورشید یا ماه کمتر از نماز آیات باشد، بنابراحتیاط نماز آیات را بخواند و نیت اداء و قضا ننماید، هرچند بعد از باز شدن خوانده شود.


مسأله 1507 ) موقعى که زلزله و رعد و برق و مانند اینها اتفاق مى‏افتد انسان باید فوراً نماز آیات را بخواند و اگر نخواند معصیت کرده و تا آخر عمر بر او واجب است و هر وقت بخواند، ادا است.


مسأله 1508 ) اگر بعد از باز شدن آفتاب یا ماه بفهمد که تمام آن گرفته بوده باید قضاى نماز آیات را بخواند، ولى اگر بفهمد مقدارى از آن گرفته بوده قضا بر او واجب نیست.


مسأله 1509 ) اگر عده‏اى بگویند که خورشید یا ماه گرفته است، چنانچه انسان از گفته آنان اطمینان پیدا نکند و نماز آیات نخواند و بعد معلوم شود راست گفته‏اند، در صورتى که تمام خورشید یا ماه گرفته باشد، باید قضاى نماز آیات را بخواند، بلکه اگر مقدارى از آن هم گرفته باشد، بنابراحتیاط مستحب نماز آیات را بخواند و همچنین است اگر دو نفر که عادل بودن آنان معلوم نیست، بگویند خورشید یا ماه گرفته، بعد معلوم شود که عادل بوده‏ اند.


مسأله 1510 ) اگر انسان به گفته کسانى که از روى قاعده علمى وقت گرفتن خورشید و ماه را مى‏دانند، اطمینان پیدا کند که خورشید یا ماه گرفته، بنابراحتیاط واجب باید نماز آیات را بخواند و نیز اگر بگویند فلان وقت خورشید یا ماه مى‏گیرد و فلان مقدار طول مى‏کشد و انسان به گفته آنان اطمینان پیدا کند، بنابراحتیاط واجب باید به حرف آنان عمل نماید، مثلاً اگر بگویند آفتاب فلان ساعت شروع به باز شدن مى‏کند مى‏تواند تا باز شدن کامل، نماز را تأخیر بیندازد.


مسأله 1511 ) اگر بفهمد نماز آیاتى که خوانده باطل بوده، باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نماید.


مسأله 1512 ) اگر در وقت نماز یومیه نماز آیات هم بر انسان واجب شود چنانچه براى هر دو نماز وقت دارد، هرکدام را اول بخواند، اشکال ندارد و اگر وقت یکى از آن دو تنگ باشد، باید اول آن را بخواند و اگر وقت هر دو تنگ باشد، باید اول نماز یومیه را بخواند.


مسأله 1513 ) اگر در بین نماز یومیه بفهمد که وقت نماز آیات تنگ است چنانچه وقت نماز یومیه هم تنگ باشد، باید آن را تمام کند و بعد نماز آیات را بخواند و اگر وقت نماز یومیه تنگ نباشد، باید آن را بشکند و اول نماز آیات، بعد نماز یومیه را بجا آورد.


مسأله 1514 ) اگر در بین نماز آیات بفهمد که وقت نماز یومیه تنگ است، باید نماز آیات را رها کند و مشغول نماز یومیه شود و بعد از آن که نماز را تمام کرد پیش از انجام کارى که نماز را بهم بزند، بقیه نماز آیات را از همانجا که رها کرده، بخواند.


مسأله 1515 ) اگر درحال حیض یا نفاس زن آفتاب یا ماه بگیرد، نماز آیات بر او واجب نیست ولى احتیاط آن است که قضاى آن را بجا آورد و اگر زلزله یا رعد و برق و مانند اینها اتفاق بیفتد، احتیاط واجب آن است که بعد از پاک شدن، نماز آیات را بخواند.


دستور نماز آیات

مسأله 1516 ) نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد و دستور آن این است که انسان بعد از نیت، تکبیر بگوید و یک حمد و یک سوره تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد، دوباره یک حمد و یک سوره بخواند، باز به رکوع رود تا پنج مرتبه و بعد از بلند شدن از رکوع پنجم، دو سجده نماید وبرخیزد و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.


مسأله 1517 ) در نماز آیات ممکن است انسان بعد از نیت و تکبیر و خواندن حمد آیه‏هاى یک سوره را پنج قسمت کند و یک آیه یا بیشتر از آن را بخواند و به رکوع رود و سر بردارد و بدون این که حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به رکوع رود و همینطور تا پیش از رکوع پنجم سوره را تمام نماید، مثلاً به قصد سوره «قُل هو الله احد»، «بسم‏الله الرحمن الرحیم» بگوید و به رکوع رود، بعد بایستد و بگوید: «قل هو الله احد» دوباره به رکوع رود و بعد از رکوع بایستد و بگوید «الله الصمد» باز به رکوع رود و بایستد و بگوید «لم یلد و لم یولد» و برود به رکوع بازهم سر بردارد و بگوید «ولم یکن له کفواً احد» و بعد از آن به رکوع پنجم رود و بعد از سر برداشتن، دو سجده کند و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد و بعد از سجده دوم تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.


مسأله 1518 ) اگر در یک رکعت از نماز آیات، پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در رکعت دیگر یک حمد بخواند و سوره را پنج قسمت کند، مانعى ندارد.


مسأله 1519 ) چیزهائى که در نماز یومیه واجب و مستحب است، در نماز آیات هم واجب و مستحب مى‏باشد. ولى در نماز آیات مستحب است به جاى اذان و اقامه سه مرتبه بگویند: «الصلاه».


مسأله 1520 ) مستحب است بعد از رکوع پنجم و دهم بگوید: سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ و نیز پیش از هر رکوع و بعد از آن تکبیر بگوید.


مسأله 1521 ) مستحب است پیش از رکوع دوم و چهارم و ششم و هشتم و دهم قنوت بخواند و اگر فقط یک قنوت پیش از رکوع دهم بخواند، کافیست.


مسأله 1522 ) اگر در نماز آیات شک کند که چند رکعت خوانده و فکرش به جائى نرسد، نماز باطل است.


مسأله 1523 ) اگر شک کند که در رکوع آخر رکعت اول است، یا در رکوع اول رکعت دوم و فکرش به جائى نرسد، نماز باطل است. ولى اگر مثلاً شک کند که چهار رکوع کرده یا پنج رکوع، چنانچه شک او پیش از رسیدن به سجده بوده، باید رکوعى را که شک دارد به جا آورده یا نه، بجا آورد و اگر به سجده رسیده باشد، باید به شک خود اعتنا نکند.


مسأله 1524 ) هر یک از رکوع‏هاى نمازهاى آیات رکن است که اگر عمداً یا اشتباهاً کم یازیاد شود، نماز باطل است.


نماز عید فطر و قربان

مسأله 1525 ) نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام علیه السلام واجب است و باید به جماعت خوانده شود و در زمان ما که امام علیه السلام غائب است، مستحب مى‏باشد و مى‏شود آن را به جماعت یا فُرادى خواند.


مسأله 1526 ) وقت نماز عید فطر و قربان از اول آفتاب روز عید است تا ظهر.


مسأله 1527 ) مستحب است نماز عید قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عید فطر مستحب است، بعد از بلند شدن آفتاب افطار کنند و زکات فطره را بدهند یا جدا نمایند، بعد نماز عید را بخوانند.


مسأله 1528 ) نماز عید فطر و قربان دو رکعت است که در رکعت اول بعد از خواندن حمد و سوره باید پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم تکبیر دیگر بگوید و به رکوع رود و دو سجده بجا آورد و برخیزد و در رکعت دوم چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع دو سجده کند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.


مسأله 1529 ) در قنوت نماز عید فطر و قربان هر دعا و ذکرى بخوانند، کافیست ولى بهتر است این دعا را بخوانند:

«اَللَّهُمَّ أَهْلَ الکِبْرِیاءِ وَالعَظَمَهِ وَ أهَْلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ وَ أَهْلَ العَفْوِ وَالرَّحْمَهِ وَ أَهْلَ التَّقْوى وَ المَغْفِرَهِ أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هذاَ الیَوْمِ الَّذِى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِینَ عِیداً وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّىَ اللَّهُ عَلَیْهِ و آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ کَرامَهً وَ مَزِیداً أَنْ تُصَلِّیَ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُدْخِلَنِی فِى کُلِّ خَیْرٍ أَدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُخْرِجَنِى مِنْ کُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداًوَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ أَللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأءلُکَ خَیْرَ ما سَأَلَکَ بِهِ عِبادُکَ الصَّالِحُونَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِمّاَ اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُکَ المُخْلَصُونَ».


مسأله 1530 ) در زمان غائب بودن امام علیه السلام مستحب است بعد از نماز عید فطر و قربان دو خطبه بخوانند و بهتر است که در خطبه عید فطر احکام زکات فطره و در خطبه عید قربان احکام قربانى را بگویند.


مسأله 1531 ) نماز عید سوره مخصوصى ندارد، ولى بهتر است که در رکعت اول آن سوره شمس (سوره 91) و در رکعت دوم سوره غاشیه (سوره 88) را بخوانند یا در رکعت اول سوره اعلی (سوره 87) و در رکعت دوم سوره شمس را بخوانند.


مسأله 1532 ) مستحب است نماز عید را در صحرا بخوانند ولى در مکه مستحب است در مسجدالحرام خوانده شود.


مسأله 1533 ) مستحب است پیاده و پابرهنه و باوقار به نماز عید بروند و پیش از نماز غسل کنند و عمامه سفید بر سر بگذارند.


مسأله 1534 ) مستحب است در نماز عید بر زمین سجده کنند نه به مثل چوب و برگ درخت و در حال گفتن تکبیرها دستها را بلند کنند و کسى که نماز عید مى‏خواند، اگر امام جماعت است یا فرادى نماز مى‏خواند، نماز را بلند بخواند.


مسأله 1535 ) بعد از نماز مغرب و عشاء شب عید فطر، و بعد از نماز صبح آن و بعد از نماز عید فطر مستحب است این تکبیرها را بگوید:

أَللَّهُ أَکْبَرُ أَللَّهُ أَکْبَرُ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَاللَّهُ اَکْبَرُ اَللَّهُ اَکْبَر وَ لِلَّهِ الحَمْدُ أَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى ما هَدانا وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلى ما أَوْلینا.


مسأله 1536 ) مستحب است انسان در عید قربان بعد از ده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است، تکبیرهائى را که در مسأله پیش گفته شد، بگوید و بعد از آن بگوید: أَللَّهُ اَکْبَرُ عَلى ما رَزَقْنا مِنْ بَهِیمَهِ الأَنْعامِ وَالحَمْدُ لِلَّهِ عَلى ما أَبْلانا. ولى اگر عید قربان را در منى باشد، مستحب است بعد از پانزده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز صبح روز سیزدهم ذى‏حجه است، این تکبیرها را بگوید.


مسأله 1537 ) احتیاط مستحب آن است که زنها از رفتن به نماز عید خوددارى کنند ولى این احتیاط براى زنهاى پیر نیست.


مسأله 1538 ) در نماز عید هم مثل نمازهاى دیگر، مأموم باید غیر از حمد و سوره، چیزهاى دیگر نماز را خودش بخواند.


مسأله 1539 ) اگر مأموم موقعى برسد که امام مقدارى از تکبیرها را گفته، بعد از آن که امام به رکوع رفت، باید آنچه از تکبیرها و قنوت‏ها را که با امام نگفته خودش بگوید و در رکوع خود را به امام برساند و اگر به رکوع نمى‏رسد، احتیاط این است که بقیه نماز را فُرادى بخواند و اگر در هر قنوت یک سبحان‏ الله یا یک الحمدلله بگوید، کافیست.


مسأله 1540 ) اگر در نماز عید موقعى برسد که امام در رکوع است، مى‏تواند نیت کند و تکبیر اول نماز را بگوید و به رکوع رود ولى احتیاط این است که به آن نماز اکتفاء نکند.


مسأله 1541 ) اگر در نماز عید یک سجده یا تشهد را فراموش کند، احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز آن را بجا آورد و نیز اگر کارى که براى آن سجده سهو لازم است پیش آید، بنابراحتیاط مستحب بعد از نماز دو سجده سهو بنماید.


اجیر گرفتن براى نماز

مسأله 1542 ) بعد از مرگ انسان مى‏شود نماز و عبادتهاى دیگر او را که در زندگى بجا نیاورده، شخص دیگرى بجا آورد که به او نایب مى‏گویند و عمل او را نیابت مى‏نامند، و در حال حیات انسان تنها در حج و زیارت، نیابت مشروع است به تفصیلى که در جاى خود ذکر شده است.


مسأله 1543 ) انسان مى‏تواند براى بعضى از کارهاى مستحبى مثل زیارت قبر پیغمبر و امامان‏: از طرف زندگان اجیر شود و نیز مى‏تواند کارهاى مستحبى را انجام دهد و ثواب آن را براى مردگان یا زندگان هدیه نماید.


مسأله 1544 ) کسى که براى نماز قضاى میت اجیر شده، باید یا مجتهد باشد یا مسائل نماز را از روى تقلید صحیح بداند یا آن که عمل به احتیاط کند.


مسأله 1545 ) اجیر باید در موقع نیت، میت را معین نماید و لازم نیست اسم او را بداند، پس اگر نیت کند از طرف کسى نماز مى‏خوانم که براى او اجیر شده‏ام کافى است.


مسأله 1546 ) لازم نیست اجیر خود را به جاى میت فرض کند و عبادتهاى او را قضا نماید بلکه همین اندازه که نظرش این باشد چیزى که بر ذمّه میت است بجا آورد، کافى است و اگر عملى را به قصد عمل خود انجام دهد و ثواب آن را براى او هدیه کند، کافى نیست.


مسأله 1547 ) باید کسى را اجیر کنند که اطمینان داشته باشند عمل را به‏طور صحیح انجام مى‏دهد.


مسأله 1548 ) کسى که دیگرى را براى نمازهاى میت اجیر کرده، اگر بفهمد که عمل را بجا نیاورده، یا باطل انجام داده، باید دوباره اجیر بگیرد.


مسأله 1549 ) هرگاه شک کند که اجیر عمل را انجام داده یا نه، اگرچه بگوید انجام داده‏ام، باید دوباره اجیر بگیرد مگر آن که از گفته او اطمینان حاصل شود ولى اگر شک کند که عمل او صحیح بوده یا نه، گرفتن اجیر لازم نیست.


مسأله 1550 ) کسى را که عذرى دارد و مثلاً با تیمم یا نشسته نماز مى‏خواند نمى‏شود براى نمازهاى میت اجیر کرد، اگرچه نماز میت هم همان‏طور قضا شده باشد.


مسأله 1551 ) مرد براى زن و زن براى مرد مى‏تواند اجیر شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز باید به تکلیف خود عمل نماید.


مسأله 1552 ) قضاى نمازهاى میت باید به ترتیب خوانده شود و اگر ترتیب آنها را نمى‏دانند، در این صورت مراعات ترتیب لازم نیست مگر در نمازهائى که در اداى آنها ترتیب معتبر است مانند ظهر و عصر از یک روز.


مسأله 1553 ) اگر با اجیر شرط کنند که عمل را به‏طور مخصوصى انجام دهد باید همان‏طور بجا آورد و اگر با او شرط نکنند، باید در آن عمل به تکلیف خود رفتار نماید.


مسأله 1554 ) اگر با اجیر شرط نکنند که نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، باید مقدارى از مستحبات نماز را که معمول است، بجا آورد.


مسأله 1555 ) اگر انسان چند نفر را براى نماز قضاى میت اجیر کند، اگر ترتیب قضا شدن آنها را مى‏داند باید براى هرکدام آنها وقتى را معین نماید، مثلاً اگر با یکى از آنها قرار گذاشت که از صبح تا ظهر نماز قضا بخواند، با دیگرى قرار بگذارد که از ظهر تا شب بخواند و نیز باید نمازى را که در هر دفعه شروع مى‏کند، معین نماید مثلاً قرار بگذارد، اول نمازى را که مى‏خواند، صبح باشد یا ظهر یا عصر و همچنین باید با آنها قرار بگذارد که در هر دفعه نماز یک شبانه‏روز را تمام کند و اگر ناقص بگذارند آن را حساب نکنند و در دفعه بعد نماز یک شبانه‏روز را از سر شروع نمایند. ولى همان طور که در مسأله 1386 گفته شد در صورت جهل به ترتیب، رعایت آن واجب نیست مگر در نمازهائى مانند ظهر و عصر که ترتیب در اداء آنها واجب است.


مسأله 1556 ) اگر کسى اجیر شود که مثلاً در مدت یک سال نمازهاى میت را بخواند و پیش از تمام شدن سال بمیرد، بنابراحتیاط واجب باید براى نمازهائى که مى‏دانند یا احتمال مى‏دهند بجا نیاورده، دیگرى را اجیر نمایند.


مسأله 1557 ) کسى را که براى نمازهاى میت اجیر کرده‏اند، اگر پیش از تمام کردن نمازها بمیرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط کرده باشند که تمام نمازها را خودش بخواند، باید اجاره کننده اجرهالمثل باقیمانده را بگیرد، یا آن که اجاره را فسخ نموده اجرهالمثل مقدارى را که بجا آورده، کسر نموده و مابقى را بگیرد و این در صورتى است که اجیر بعد از عقد اجاره قادر بر عمل بوده باشد و اگر قادر نبوده مورد اجاره را بجا آورد، ظاهراً اجاره باطل است و باید اجرهالمسمّى را گرفت، و اگر شرط نکرده است که خودش بخواند، باید ورثه‏اش از مال او اجیر بگیرند، و اگر مال نداشته باشد، چیزى بر ورثه او واجب نیست.


مسأله 1558 ) اگر اجیر پیش از تمام کردن نمازهاى میت بمیرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد، باید از مال او براى نمازهائى که اجیر بوده، دیگرى را اجیر نمایند و اگر چیزى زیاد آمد، در صورتى که وصیت کرده باشد و ورثه اجازه بدهند، براى تمام نمازهاى او اجیر بگیرند، و اگر اجازه ندهند، ثلث آن را به مصرف نماز خودش برسانند.