احکام مُحْتضر

مسأله 539 ) مسلمانى را که محتضر است، یعنى در حال جان دادن مى‏باشد، مرد باشد یا زن، بزرگ باشد یا کوچک، بنابراحتیاط واجب باید به پشت بخوابانند، به‏طورى که کف پاهایش به طرف قبله باشد و اگر خواباندن او کاملاً به این‏طور ممکن نیست تا اندازه‏اى که ممکن است، باید به این دستور عمل کنند و چنانچه خواباندن او به هیچ قسم ممکن نباشد باید او را رو به قبله بنشانند و اگر آن هم نشود، باید او را به پهلوى راست یا به پهلوى چپ رو به قبله بخوابانند.


مسأله 540 ) احتیاط واجب آن است که بعد از مرگ، تا بلند کردن جنازه، او را رو به قبله بخوابانند، به‏گونه‏اى که در مسأله پیش گفته شد، همچنین بنابراحتیاط مستحب در حال غسل نیز تا وقتى که غسل تمام نشده نیز او را رو به قبله بخوابانند ولى بعد از آن که غسلش تمام شد، بهتر آن است که او را مثل حالتى که بر او نماز مى‏خوانند بخوابانند.


مسأله 541 ) بنابراحتیاط رو به قبله کردن محتضر بر هر مسلمانى واجب است و اجازه گرفتن از ولىّ او احوط است.


مسأله 542 ) مستحب است شهادتین و اقرار به دوازده امام‏: و سایر عقائد حقّه را به کسى که در حال جان دادن است، طورى تلقین کنند که بفهمد و نیز مستحب است چیزهائى را که گفته شد، تا وقت مرگ تکرار کنند.


مسأله 543 ) مستحب است که این دعا را طورى به محتضر تلقین کنند که بفهمد:

«أَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الکَثِیرَ مِنْ مَعاصِیکَ وَ اقْبَلْ مِنِّی الیَسِیرَ مِنْ طاعَتِکَ یا مَنْ یَقْبَلُ الیَسِیرَ وَ یَعْفُوا عَنِ الکَثِیرِ اِقْبَلْ مِنِّی الیَسِیرَ وَاعْفُ عَنِّی الکَثِیرَ اِنَّکَ أَنْتَ العَفُوُّ الغَفُورُ الّلهُمَّ ارْحَمْنِی فَاِنَّکَ رَحِیمٌ».


مسأله 544 ) مستحب است کسى را که سخت جان مى‏دهد، اگر ناراحت نمى‏شود به جائى که نماز مى‏خوانده ببرند.


مسأله 545 ) مستحب است براى راحت شدن محتضر بر بالین او، سوره مبارکه «یس و والصّافّات و أحزاب و آیهالکرسى و آیه پنجاه و چهارم از سوره اعراف که آیه «إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأَرْض» است تا آخر و سه آیه آخر سوره بقره، بلکه هرچه از قرآن ممکن است، بخوانند.


مسأله 546 ) تنها گذاشتن محتضر و گذاشتن چیزى روى شکم او و بودن جنب و حائض نزد او و همچنین حرف زدن زیاد و گریه کردن و تنها گذاشتن زنها نزد او، مکروه است.


احکام بعد ازمرگ

مسأله 547 ) بعد از مرگ مستحب است، چشمها و لبها و چانه میّت را ببندند و دست و پاى او را دراز کنند و پارچه‏اى روى او بیندازند و اگر شب مرده است، در جائى که مرده چراغ روشن کنند و براى تشییع جنازه او مؤمنین را خبر کنند و در دفن او عجله نمایند، ولى اگر یقین به مردن او ندارند، باید صبر کنند تا معلوم شود و نیز اگر میت حامله باشد و بچه در شکم او زنده باشد، باید به قدرى دفن را عقب بیاندازند که پهلوى چپ او را بشکافند و طفل را بیرون آورند و پهلو را بدوزند


احکام غسل و کفن و نماز و دفن میّت

مسأله 548 ) غسل و کفن و نماز و دفن مسلمان اگرچه دوازده امامى نباشد، بر هر مکلّفى واجب است و اگر بعضى انجام دهند، از دیگران ساقط مى‏شود و چنانچه هیچ‏کس انجام ندهد، همه معصیت کرده ‏اند.


مسأله 549 ) اگر کسى مشغول کارهاى میت شود بر دیگران واجب نیست، اقدام نمایند ولى اگر او عمل را نیمه‏ کاره بگذارد، باید دیگران تمام کنند.


مسأله 550 ) اگر انسان یقین کند که دیگرى مشغول کارهاى میت شده، واجب نیست به کارهاى میت اقدام کند ولى اگر شک یا گمان دارد، باید اقدام نماید.


مسأله 551 ) اگر کسى بداند غسل یا کفن یا نماز یا دفن میت را باطل انجام داده ‏اند باید دوباره انجام دهد، ولى اگر گمان دارد که باطل بوده، یا شک دارد درست بوده یا نه، لازم نیست اقدام نماید.


مسأله 552 ) براى غسل و کفن و نماز و دفن میت، باید از ولى او اجازه بگیرند.


مسأله 553 ) ولىّ زن شوهر او است، و بعد از او خویشاوندان نَسَبى به ترتیب طبقات ارث و در هر طبقه مردها بر زنها مقدمند و در صورت تعدّد، بنابراحتیاط از همه باید اجازه گرفته شود.


مسأله 554 ) اگر کسى بگوید من ولىّ میت هستم، یا ولى میت به من اجازه داده که غسل و کفن و دفن میت را انجام دهم یا بگوید راجع به امور تجهیز میت من وصى او مى‏باشم چنانچه به حرف او اطمینان دارند، یا میت در تصرف او است یا این که دو نفر عادل، بلکه یک نفر شخصى که مورد اطمینان باشد، به گفته او شهادت دهند، باید حرف او را قبول کرد.


مسأله 555 ) اگر میّت براى غسل و کفن و دفن و نماز خود غیر از ولىّ کسى دیگرى را معین کند، ولایت این امور با اوست و لازم نیست کسى که میت او را براى انجام این کارها معین کرده، این وصیت را قبول کند. ولى اگر قبول کرد، باید به آن عمل نماید.


احکام غسل میّت

مسأله 556 ) واجب است میت را سه غسل بدهند: اوّل: با آبى که با سِدر مخلوط باشد. دوم: به آبى که با کافور مخلوط باشد. سوّم: با آب خالص.


مسأله 557 ) سدر و کافور باید به اندازه ‏اى زیاد نباشد که آب را مضاف کند و به اندازه‏ اى هم کم نباشد که نگویند سدر و کافور با آب مخلوط شده است.


مسأله 558 ) اگر سدر و کافور به اندازه ‏اى که لازم است پیدا نشود، بنابر احتیاط واجب باید مقدارى که به آن دسترسى دارند، در آب بریزند.


مسأله 559 ) اگر کسى در حال احرام بمیرد، نباید او را با آب کافور غسل دهند و به جاى آن باید با آب خالص غسلش بدهند، مگر این که در احرام حج بوده و سعى بین صفا و مروه کرده باشد یا در احرام عمره مفرده بوده و حلق یا تقصیر نموده باشد.


مسأله 560 ) اگر سدر و کافور یا یکى از اینها پیدا نشود، یا استعمال آن جایز نباشد مثل آن که غصبى باشد، باید به جاى هر کدام که ممکن نیست، میت را با آب خالص غسل بدهند.


مسأله 561 ) کسى که میّت را غسل مى‏دهد باید مسلمان دوازده ‏امامى و عاقل و بالغ بوده و غسل را درست انجام دهد، ولى اگر میّت مسلمان غیر دوازده امامى را هم مذهب خودش بر طبق مذهبش غسل بدهد، تکلیف از مسلمان دوازده امامى ساقط است.


مسأله 562 ) کسى که میت را غسل مى‏دهد باید قصد قربت داشته باشد یعنى غسل را براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد و در اولِ غسل دوم و سوم تجدید نیت غسل لازم نیست و همان قصد باطنى که از اول داشته و اکنون هم دارد، کافى است.


مسأله 563 ) غسل بچه مسلمان اگرچه از زنا باشد، واجب است و غسل و کفن و دفن کافر و اولاد او، جایز نیست و کسى که از بچگى دیوانه بوده و به حال دیوانگى بالغ شده، چنانچه پدر و مادر او یا یکى از آنان مسلمان باشند، باید او را غسل داد و اگر هیچ کدام آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جایز نیست.


مسأله 564 ) بچه سقط شده را اگر چهار ماه یا بیشتر دارد، باید غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد واجب است در پارچه‏ اى بپیچند و بدون غسل دفن کنند.


مسأله 565 ) حرام است مرد، زن را و زن، مرد را غسل بدهد ولى زن مى‏تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم مى‏تواند زن خود را غسل بدهد، اگرچه احتیاط مستحب آن است که زن، شوهر خود و شوهر، زن خود را غسل ندهد.


مسأله 566 ) مرد مى‏تواند دختر بچه‏ اى را که سن او از سه سال بیشتر نیست، غسل دهد، زن هم مى‏تواند پسر بچه‏ اى را که سه سال بیشتر ندارد، غسل دهد.


مسأله 567 ) اگر براى غسل دادن میتى که مرد است مرد پیدا نشود، زنانى که با او نسبت دارند و محرمند، مثل مادر و خواهر و عمّه و خاله، یا به واسطه شیر خوردن با او محرم شده ‏اند، مى‏توانند از زیر لباس یا چیزى که بدن او را بپوشاند، غسل بدهند و نیز اگر براى غسل میت زن، زن دیگرى نباشد مردهائى که با او نسبت دارند و محرمند یا به واسطه شیر خوردن با او محرم شده ‏اند، مى‏توانند از زیر لباس او را غسل دهند.


مسأله 568 ) اگر میت و کسى که او را غسل مى‏دهد هر دو مرد و یا هر دو زن باشند بهتر آن است که غیر از عورت، جاهاى دیگر میت برهنه باشد.


مسأله 569 ) نگاه کردن به عورت میت حرام است و کسى که او را غسل مى‏دهد اگر نگاه کند معصیت کرده، ولى غسل باطل نمى‏شود.


مسأله 570 ) اگر جائى از بدن میت نجس باشد، باید پیش از آن که آنجا را غسل بدهند، آب بکشند و احتیاط مستحب آن است که تمام بدن میت، پیش از شروع به غسل پاک باشد.


مسأله 571 ) غسل میت مثل غسل جنابت است و احتیاط واجب آن است که تا غسل ترتیبى ممکن است، میت را غسل ارتماسى ندهند و در غسل ترتیبى جایز است هر یک از سه قسمت بدن را در آب فرو ببرند و یا آب را روى آن بریزند.


مسأله 572 ) کسى را که در حال حیض یا در حال جنابت مرده، لازم نیست غسل حیض یا غسل جنابت بدهند، بلکه همان غسل میت براى او کافیست.


مسأله 573 ) مزد گرفتن براى غسل دادن میت حرام است و اگر کسى براى گرفتن مزد، میت را غسل دهد، آن غسل باطل است ولى مزد گرفتن براى کارهاى مقدماتى غسل حرام نیست.


مسأله 574 ) بنابر مشهور در غسل میت غسل جبیره‏ اى نیست و اگر آب پیدا نشود، یا استعمال آن مانعى داشته باشد، باید عوض هر غسل، میت را یک تیمم بدهند و احتیاط واجب آن است که یک تیمم دیگر هم عوض هر سه غسل بدهند و اگر کسى که تیمم مى‏دهد، در یکى از این سه تیمم قصد مافى‏ الذّمّه نماید، یعنى نیّت کند که این تیمم را براى آن که به تکلیف عمل شده باشد، انجام مى‏دهم، تیمم چهارم لازم نیست لکن در صورت امکان غسل جبیره ‏اى ترک نشود.


مسأله 575 ) کسى که میت را تیمم مى‏دهد، باید دست خود را به زمین بزند و به صورت و پشت دستهاى میت بکشد و اگر ممکن باشد، احتیاط واجب آن است که با دست میت هم او را تیمم بدهد.


احکام کفن میّت

مسأله 576 ) میت مسلمان را باید با سه پارچه که آنها را لنگ و پیراهن و سرتاسرى مى‏گویند، کفن نمایند.


مسأله 577 ) لنگ باید از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند و بهتر آن است که از سینه تا روى پا برسد و پیراهن باید از سر شانه تا نصف ساق یا تمام بدن را بپوشاند و بهتر آن است که تا روى پا برسد و درازاى سرتاسرى باید به قدرى باشد که بستن دو سر آن ممکن باشد و پهناى آن باید به اندازه‏اى باشد که یک طرف آن روى طرف دیگر بیاید.


مسأله 578 ) مقدارى از لنگ که ناف تا زانو را مى‏پوشاند و مقدارى از پیراهن که از شانه تا نصف ساق را مى‏پوشاند، مقدار واجب کفن است و آنچه بیشتر از این مقدار در مسأله قبل گفته شد، مقدار مستحب کفن مى‏باشد.


مسأله 579 ) اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند که بیشتر از مقدار واجب کفن را که در مسأله قبل گفته شد از سهم آنان بردارند، اشکال ندارد و احتیاط مستحب آن است که بیشتر از مقدار واجب کفن را از سهم وارثى که بالغ نشده، برندارند.


مسأله 580 ) اگر کسى وصیت کرده باشد که مقدار مستحب کفن را که در دو مسأله قبل گفته شد، از ثُلث مال او بردارند، یا وصیت کرده باشد ثلث مال را به مصرف خود او برسانند ولى مصرف آن را معین نکرده باشد، یا فقط مصرف مقدارى از آن را معین کرده باشد، مى‏توانند مقدار مستحب کفن را از ثلث مال او بردارند.


مسأله 581 ) اگر میت وصیت نکرده باشد که کفن را از ثلث مال او بردارند، مى‏توانند در حدود کفن هاى معمولى از اصل مال بردارند ولى احتیاط مستحب آن است که فقط مقدار واجب کفن را به ارزانترین قیمتى که ممکن است تهیه نمایند ولى اگر کسانى از ورثه که بالغ هستند اجازه دهند که از سهم آنان بردارند، مقدارى را که اجازه داده‏اند از سهم آنان مى‏شود برداشت.


مسأله 582 ) کفن زن بر شوهر است، اگرچه زن از خود مال داشته باشد و همچنین اگر زن را به شرحى که در احکام طلاق گفته مى‏شود، طلاق رجعى بدهند و پیش از تمام شدن عدّه بمیرد، شوهرش باید کفن او را بدهد و چنانچه شوهر بالغ نباشد یا دیوانه باشد، ولىّ شوهر باید از مال او کفن زن را بدهد.


مسأله 583 ) کفن میّت بر خویشان او واجب نیست، اگرچه مخارج او در حال زندگى بر آنان واجب باشد.


مسأله 584 ) احتیاط واجب آن است که هر یک از سه پارچه کفن به قدرى نازک نباشد که بدن میت از زیر آن پیدا باشد.


مسأله 585 ) کفن کردن با پوست مردار و چیز غصبى، اگر چیز دیگرى هم پیدا نشود، جایز نیست و چنانچه کفن میت غصبى باشد و صاحب آن راضى نباشد، باید از تنش بیرون آورند، اگرچه او را دفن کرده باشند.


مسأله 586 ) کفن کردن میت با چیز نجس و یا پارچه ابریشمى خالص، یا پارچه‏ اى که با طلا بافته شده، جایز نیست. ولى در حال ناچارى اشکال ندارد و اجزاء حرام‏گوشت مقدم است بر اینها.


مسأله 587 ) کفن کردن با پارچه ‏اى که از پشم یا موى حیوان حرام‏گوشت تهیه شده، در حال اختیار جایز نیست و احتیاط واجب آن است که با پوست حیوان حلال‏ گوشتى هم که به دستور شرع کشته شده، میت را کفن نکنند ولى اگر کفن از مو و پشم حیوان حلال‏ گوشت باشد، اشکال ندارد، اگرچه احتیاط مستحب آن است که با این دو هم کفن ننمایند.


مسأله 588 ) اگر کفن میت به نجاست خود او یا به نجاست دیگرى نجس شود، چنانچه کفن ضایع نمى‏شود، باید مقدار نجس را بشویند یا ببُرند اگرچه بعد از گذاشتن در قبر باشد و اگر شستن یا بریدن آن ممکن نیست، در صورتى که عوض کردن آن ممکن باشد، باید عوض نمایند.


مسأله 589 ) کسى که براى حج یا عمره احرام بسته اگر بمیرد، باید مثل دیگران کفن شود و پوشاندن سر و صورتش اشکال ندارد.


مسأله 590 ) مستحب است انسان در حال سلامتى، کفن و سدر و کافور خود را تهیه کند.


احکام حنوط

مسأله 591 ) بعد از غسل واجب است میت را حنوط کنند یعنى به پیشانى و کف دستها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهاى او کافور بمالند، و مستحب است به سر بینى میت هم کافور بمالند و باید کافور، سائیده و تازه باشد و اگر به واسطه کهنه بودن، عطر آن از بین رفته باشد، کافى نیست.


مسأله 592 ) احتیاط واجب آن است که اول کافور را به پیشانى میت بمالند، ولى در جاهاى دیگر ترتیب لازم نیست.


مسأله 593 ) بهتر آن است که میت را پیش از کفن کردن، حنوط نمایند اگرچه در بین کفن کردن و بعد از آن هم مانعى ندارد.


مسأله 594 ) کسى که براى حج یا عمره احرام بسته، اگر بمیرد حنوط کردن او جایز نیست، مگر این که در احرام حج بعد از سعى بین صفا و مروه، یا عمره مفرده پس از حلق یا تقصیر بمیرد.


مسأله 595 ) زنى که شوهر او مرده و هنوز عدّه‏ اش تمام نشده، اگرچه حرام است خود را خوشبو کند ولى چنانچه بمیرد حنوط او واجب است.


مسأله 596 ) احتیاط واجب آن است که میت را با مشک و عنبر و عود و عطرهاى دیگر خوشبو نکنند و اینها را با کافور مخلوط ننمایند.


مسأله 597 ) مستحب است، قدرى تربت حضرت سیّدالشُهداء علیه السلام را با کافور مخلوط کنند ولى باید از آن کافور به جاهائى که بى‏ احترامى مى‏شود، نرسانند و نیز باید تربت به قدرى زیاد نباشد که وقتى با کافور مخلوط شد، به آن کافور نگویند.


مسأله 598 ) اگر کافور پیدا نشود، یا فقط به اندازه غسل باشد حنوط لازم نیست و چنانچه از غسل زیاد بیاید ولى به همه هفت عضو نرسد، باید اول پیشانى و اگر زیاد آمد به جاهاى دیگر بمالند.


مسأله 599 ) مستحب است دو چوب تر و تازه در قبر همراه میت بگذارند.


احکام نماز میّت

مسأله 600 ) نماز خواندن بر میّت مسلمان، اگرچه بچه باشد واجب است. ولى باید پدر و مادر آن بچه یا یکى از آنان مسلمان باشند و شش سال بچه تمام شده باشد.


مسأله 601 ) معلوم نیست نماز خواندن بر بچه‏ اى که شش سال او تمام نشده، مستحب باشد، ولى چنانچه نماز بر او بخوانند صحیح است ولى نماز خواندن بر بچه ‏اى که مرده به دنیا آمده، قطعاً مستحب نیست.


مسأله 602 ) نماز میت باید بعد از غسل و حنوط و کفن کردن او خوانده شود، و اگر پیش ازاینها یا در بین اینها بخوانند، اگر چه از روى فراموشى یا ندانستن مسأله باشد، کافى نیست.


مسأله 603 ) کسى که مى‏خواهد نماز میت بخواند، لازم نیست با وضو یا غسل یا تیمم باشد و بدن و لباسش پاک باشد و اگر لباس او غصبى هم باشد، اشکال ندارد. اگرچه احتیاط مستحب آن است که تمام چیزهائى را که در نمازهاى دیگر لازم است، رعایت کند.


مسأله 604 ) کسى که به میت نماز مى‏خواند، باید رو به قبله باشد و نیز واجب است میت را مقابل او به پشت بخوابانند، به طورى که سر او به طرف راست نمازگزار و پاى او به طرف چپ نمازگزار باشد.


مسأله 605 ) مکان نمازگزار بنابراحتیاط باید غصبى نباشد و نیز باید از جاى میت پست‏تر یا بلندتر نباشد ولى پستى و بلندى مختصر اشکال ندارد.


مسأله 606 ) نمازگزار باید از میت دور نباشد، ولى کسى که نماز میت را به جماعت مى‏خواند، اگر از میت دور باشد، چنانچه صفها به یکدیگر متصل باشند، اشکال ندارد.


مسأله 607 ) نمازگزار باید مقابل میت بایستد، ولى اگر نماز به جماعت خوانده شود و صف جماعت از دو طرف میت بگذرد، نماز کسى که مقابل میت نیست، اشکال ندارد.


مسأله 608 ) بین میت و نمازگزار، باید پرده و دیوار یا چیزى مانند اینها نباشد ولى اگر میت در تابوت و مانند آن باشد، اشکال ندارد.


مسأله 609 ) در وقت خواندن نماز، باید عورت میت پوشیده باشد و اگر کفن کردن او ممکن نیست، باید عورتش را اگرچه با تخته و آجر و مانند اینها باشد، بپوشانند.


مسأله 610 ) نماز میت را باید ایستاده و با قصد قربت بخواند و در موقع نیت میت را معین کند، مثلاً نیت کند نماز مى‏خوانم بر این میّت قُرْبَهً إِلىَ اللَّه.


مسأله 611 ) اگر کسى نباشد که بتواند نماز میت را ایستاده بخواند، مى‏شود نشسته بر او نماز خواند.


مسأله 612 ) اگر میت وصیت کرده باشد که شخص معینى بر او نماز بخواند، احتیاط مستحب آن است که آن شخص از ولىّ میت اجازه بگیرد و بر ولى هم واجب است که اجازه بدهد.


مسأله 613 ) مکروه است بر میت چند مرتبه نماز بخوانند، ولى اگر میت اهل علم و تقوى باشد، مکروه نیست.


مسأله 614 ) اگر میت را عمداً یا از روى فراموشى با به جهت عذرى بدون نماز دفن کنند، یا بعد از دفن معلوم شود نمازى که بر او خوانده شده، باطل بوده است، تا وقتى جسد او از هم نپاشیده واجب است با شرطهائى که براى نماز میت گفته شد، به قبرش نماز بخوانند.


دستور نماز میّت

مسأله 615 ) نماز میّت پنج تکبیر دارد و اگر نمازگزار پنج تکبیر به این ترتیب بگوید کافى است:

بعد از نیّت و گفتن تکبیر اول بگوید: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ

و بعد از تکبیر دوم بگوید: أَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

و بعد از تکبیر سوم بگوید: أَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ المُؤْمِناتِ

و بعد از تکبیر چهارم اگر میت مرد است بگوید: أَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِهذاَ المَیِّتِ و اگر زن است بگوید: أَلَّهُمَّ اغْفِرْ لِهذِهِ المَیِّتِ

و بعد تکبیر پنجم را بگوید

و بهتر است بعد از تکبیر اول بگوید: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً بَیْنَ یَدَیِ السَّاعَهِ.

و بعد از تکبیر دوم بگوید: أَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بارِکْ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ کَأَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ وَ بارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلى إِبْراهِیمَ وَ آلِ اِبْراهِیمَ اِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ وَ صَلِّ عَلى جَمِیعِ الأَنْبِیاءِ وَ المُرْسَلِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ جَمِیعِ عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ.

و بعد از تکبیر سوم بگوید: أَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ المُؤْمِناتِ وَالمُسْلِمِینَ وَالمُسْلِماتِ أَلاَحْیاءِ مِنْهُمْ وَ الأَمْواتِ تابِعْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ بِالخَیْراتِ اِنَّکَ مُجِیبُ الدَّعَواتِ اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیٍ قَدِیرٌ.

و بعد از تکبیر چهارم اگر میت مرد است بگوید: أَلّلهُمَّ اِنَّ هذا عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدِکَ وَ ابْنُ أَمَتِکَ نَزَلَ بِکَ وَ أَنْتَ خَیْرُ مَنْزُولٍ بِهِ أَلّلهُمَّ اِنَّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ اِلاَّ خَیْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا، أَلّلهُمَّ اِنْ کانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِی اِحْسانِهِ وَ اِنْ کانَ مُسِیئاً فَتَجاوَزْ عَنْهُ وَاغْفِرْ لَهُ أَلّلهُمَّ اجْعَلْهُ عِنْدَکَ فِى أَعْلى عِلِّیّینَ وَاخْلُفْ عَلى أَهْلِهِ فِى الغابِرِینَ وَارْحَمْهُ بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

و بعد تکبیر پنجم را بگوید. و اگر میت زن است، بعد از تکبیر چهارم بگوید: أَلّلهُمَّ اِنَّ هذِهِ أَمَتُکَ وَ ابْنَهُ عَبْدِکَ وَابْنَهُ أَمَتِکَ نَزَلَتْ بِکَ وَ أَنْتَ خَیْرُ مَنْزُولٍ بِهِ أَلّلهُمَّ إِنَّا لا نَعْلَمُ مِنْها اِلاَّ خَیْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِها مِنَّا أَلّلهُمَّ اِنْ کانَتْ مُحْسِنَهً فَزِدْ فِى اِحْسانِها وَ اِنْ کانَتْ مُسِیئَهً فَتَجاوَزْ عَنْها وَ اغْفِرْ لَها ألّلهُمَّ اجْعَلْها عِنْدَکَ فِى أَعْلى عِلِّیِّینَ وَ اخْلُفْ عَلى أَهْلِها فِى الغابِرِینَ وَ ارْحَمْها بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.


مسأله 616 ) باید تکبیرها و دعاها را طورى پشت‏ سرهم بخواند که نماز از صورت خود خارج نشود.


مسأله 617 ) کسى که نماز میت را به جماعت مى‏خواند باید تکبیرها و دعاهاى آن را هم بخواند.


مستحبات نماز میّت

مسأله 618 ) چند چیز در نماز میت مستحب است: اوّل: کسى که نماز میت مى‏خواند، با وضو یا غسل یا تیمم باشد و احتیاط مستحب آن است که در صورتى تیمم کند که وضو و غسل ممکن نباشد، یا بترسد که اگر وضو بگیرد یا غسل کند به نماز میت نرسد. دوم: اگر میت مرد است، امام جماعت یا کسى که فُرادى به او نماز مى‏خواند، مقابل وسط قامت او بایستد و اگر میت زن است مقابل سینه‏ اش بایستد. سوم: پابرهنه نماز بخواند. چهارم: در هر تکبیر دستها را بلند کند. پنجم: فاصله او با میت به قدرى کم باشد که اگر باد لباسش را حرکت دهد، به جنازه برسد. ششم: نماز میت را به جماعت بخواند. هفتم: امام جماعت تکبیر و دعاها را بلند بخواند و کسانى که با او نماز مى‏خوانند، آهسته بخوانند. هشتم: در جماعت اگرچه مأموم یک نفر باشد، عقب امام بایستد. نهم: نمازگزار براى میت و مؤمنین زیاد دعا کند. دهم: پیش از نماز سه مرتبه بگوید: الصلاه. یازدهم نماز را در جائى بخوانند که مردم براى نماز میت بیشتر به آنجا مى‏ روند. دوازدهم زن حائض اگر نماز میت را به جماعت مى‏خواند، در صفى تنها بایستد.


مسأله 619 ) خواندن نماز میت در مساجد مکروه است ولى در مسجدالحرام مکروه نیست.


احکام دفن

مسأله 620 ) واجب است میت را طورى در زمین دفن کنند که بوى او بیرون نیاید و درندگان هم نتوانند بدنش را بیرون آورند و اگر ترس آن باشد که جانور بدن او را بیرون آورد، باید قبر را با آجر و مانند آن محکم کنند.


مسأله 621 ) اگر دفن میت در زمین ممکن نباشد لازم است به جاى دفن، او را در بنا یا تابوت بگذارند.


مسأله 622 ) میت را باید در قبر به پهلوى راست طورى بخوابانند که جلوى بدن او رو به قبله باشد.


مسأله 623 ) اگر کسى در کشتى بمیرد، چنانچه جسد او فاسد نمى‏شود و بودن او در کشتى مانعى ندارد، باید صبر کنند تا به خشکى برسند و او را در زمین دفن کنند و گرنه، باید در کشتى غسلش بدهند و حنوط و کفن کنند و پس از خواندن نماز میت او را در خمره‏ اى بگذارند و درش را ببندند و به دریا بیندازند و اگر ممکن نشد، چیز سنگینى به پایش ببندند و به دریا بیندازند و اگر ممکن است باید او را در جائى بیندازند که فوراً طعمه حیوانات نشود.


مسأله 624 ) اگر بترسند که دشمن قبر میت را بشکافد و بدن او را بیرون آورد و گوش یا بینى یا اعضاى دیگر او را ببُرد، چنانچه ممکن باشد باید طورى که در مسأله پیش گفته شد، او را به دریا بیندازند.


مسأله 625 ) مخارج انداختن در دریا و مخارج محکم کردن قبر میت را در صورتى که لازم باشد، باید از اصل مال میت بردارند.


مسأله 626 ) اگر زن کافره بمیرد و بچه در شکم او مرده باشد، یا هنوز روح به بدن او داخل نشده باشد، چنانچه پدر بچه مسلمان باشد، باید زن را در قبر به پهلوى چپ پشت به قبله بخوابانند که روى بچه به طرف قبله باشد.


مسأله 627 ) دفن مسلمان، در قبرستان کفّار و دفن کافر، در قبرستان مسلمانان جایز نیست.


مسأله 628 ) دفن مسلمان در جائى که بى ‏احترامى به او باشد، مانند جائى که خاکروبه و کثافت مى‏ریزند، جایز نیست.


مسأله 629 ) دفن میت در جاى غصبى و در زمینى که مثل مسجد براى غیر دفن کردن وقف شده، جایز نیست.


مسأله 630 ) دفن میت در قبر مرده دیگر جایز نیست، مگر آن که قبر، کهنه شده و میت اولى از بین رفته باشد.


مسأله 631 ) چیزى که از میت جدا مى‏شود، اگرچه مو و ناخن و دندانش باشد، باید با او دفن شود و دفن ناخن و دندانى که در حال زندگى از انسان جدا مى‏شود، مستحب است.


مسأله 632 ) اگر کسى در چاه بمیرد و بیرون آوردنش ممکن نباشد، باید درِ چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند.


مسأله 633 ) اگر بچه در رحم مادر بمیرد و ماندنش در رحم براى مادر خطر داشته باشد، باید به آسانترین راه او را بیرون آورند و چنانچه ناچار شوند که او را قطعه قطعه کنند، اشکال ندارد. ولى باید به وسیله شوهرش اگر اهل فنّ است، یا زنى که اهل فنّ باشد او را بیرون بیاورند و اگر ممکن نیست، مرد محرمى که اهل فن باشد و اگر آن هم ممکن نشود، مرد نامحرمى که اهل فن باشد، بچه را بیرون بیاورد و در صورتى که آن هم پیدا نشود، کسى که اهل فن نباشد مى‏تواند بچه را بیرون آورد.


مسأله 634 ) هرگاه مادر بمیرد و بچه در شکمش زنده باشد، اگرچه احتمال زنده ماندن طفل ضعیف باشد، باید به ترتیبى که در مسأله پیش گفته شد، به هر راهى که براى زنده ماندن بچه سودمندتر است، بچه را از شکم مادر بیرون آورده و محلّ بریدگى را بدوزند.


مستحبّات دفن

مسأله 635 ) مستحب است قبر را به اندازه قدّ انسان متوسط گود کنند و میت را در نزدیکترین قبرستان دفن نمایند، مگر آن که قبرستان دورتر از جهتى بهتر باشد مثل آن که مردمان خوب در آنجا دفن شده باشند، یا مردم براى فاتحه اهل قبور بیشتر به آنجا بروند و نیز مستحب است جنازه را در چند ذراعى قبر، زمین بگذارند و تا سه مرتبه کم‏ کم نزدیک ببرند و در هر مرتبه زمین بگذارند و بردارند و در نوبت چهارم وارد قبر کنند و اگر میت مرد است در دفعه سوم به طورى زمین بگذارند که سر او طرف پائین قبر باشد و در دفعه چهارم از طرف سر وارد قبر نمایند و اگر زن است، در دفعه سوم طرف قبله قبر بگذارند و به پهنا وارد قبر کنند و در موقع وارد کردن، پارچه ‏اى روى قبر بگیرند و نیز مستحب است جنازه را به آرامى از تابوت بگیرند و وارد قبر کنند و دعاهائى که دستور داده شده، پیش از دفن و موقع دفن بخوانند و بعد از آن که میت را در لَحَد گذاشتند، گره‏ هاى کفن را باز کنند و صورت میت را روى خاک بگذارند و بالشى از خاک زیر سر او بسازند و پشت میت خشت خام یا کلوخى بگذارند که میت به پشت برنگردد و پیش از آن که لحد را بپوشانند، دست راست را به شانه راست میت بزنند و دست چپ را به قوّت به شانه چپ میت بگذارند و دهان را نزدیک گوش او ببرند و به شدت حرکتش دهند و سه مرتبه بگویند: اِسمَعْ اِفْهَمْ یا فُلانُ بْنُ فُلانٍ و به جاى فُلانُ بنُ فُلانٍ اسم میّت و پدرش را بگوید، مثلاً اگر اسم او محمد و اسم پدرش على است، سه مرتبه بگوید: اِسْمَعْ اِفْهَمْ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ پس از آن بگوید:

هَلْ اَنْتَ عَلىَ العَهْدِ الَّذى فارَقْتَنا عَلَیهِ مِنْ شَهادَهِ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ سَیِّدُ النَّبِیِّینَ وَ خاتمِ‏المُرْسَلِینَ وَ اَنَّ عَلِیّاً اَمِیرِالمُؤْمِنِینَ وَ سَیِّدِ الوَصِیِّینَ وَ اِمامٌ اَفْتَرَضَ اللَّهُ طاعَتَهُ عَلىَ العالَمِینَ وَ اَنَّ الحَسَنَ وَالحُسَیْنَ وَ عَلِىِّ بْنِ الحُسَیْن وَ مُحَمَّد بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَر بنَ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَىَ بْنَ جَعْفَرٍ وَ عَلِىِّ بنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بنِ مُحَمَّدٍ وَالحَسَنَ بنَ عَلِىٍّ وَالقائِمَ الحُجَّهِ المَهْدِى صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیهِمْ اَئِمَّهالمُؤْمِنِینَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الخَلْقِ اَجْمَعِینَ وَ اَئِمَّتُکَ اَئِمَّهً هُدىً اَبْرار.

یا فُلانَ‏بنَ فُلان (و به جاى فلان بن فلان اسم میت و پدرش را بگوید) اِذا اَتاکَ المَلَکانِ المُقَرَّبانِ رَسُولَیْنِ مِنْ عِنْدِاللَّهِ تَبارَکَ وَ تَعالى وَ سَئَلاکَ عَنْ رَبِّکَ وَ عَنْ نَبِیِّکَ وَ عَنْ دِینِکَ وَ عَنْ کِتابِکَ وَ عَنْ قِبْلَتِکَ وَ عَنْ اَئِمَّتِکَ فَلا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ وَ قُلْ فِى جَوابِهِما اَللَّهُ جَلَّ جَلالُهُ رَبِّى وَ مُحَمَّدٌ صَلَّىَ اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ نَبِیِّى وَالإِسْلامُ دِینِى وَالقُرْآنُ کِتابِى وَالکَعْبَهُ قِبْلَتِى وَ اَمِیرُالمُؤْمِنِینَ عَلِىِّ بْن اَبِیطالِبُ اِمامِى وَ الحَسَنُ بْنُ عَلِىٍّ المُجْتَبى اِمامِى وَالحُسَیْنُ بنُ عَلِىٍّ الشَّهِیِدِ بِکَرْبَلاءَ اِمامِى وَ عَلِىٍّ زَیْنُ‏العابِدِینَ اِمامِى وَ مُحَمَّدٌ باقِرُ اِمامِى وَ جَعْفَرٍ الصَّادِقُ اِمامِى وَ مُوسَى الکاظِمُ اِمامِى وَ عَلِىٍّ الرِّضا اِمامِى وَ مُحَمَّدٍ الجَوادُ اِمامِى وَ عَلِىٍّ الهادِىُ اِمامِى وَالحَسَنِ العَسْکَرِىُّ اِمامِى وَ الحُجَّهُ المُنْتَظَرُ اِمامِى هؤُلاءِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیهِمْ اَجْمَعِینَ اَئِمَّتِى وَ سادَتِى وَ قادَتِى وَ شُفَعائِى. بِهِمْ اَتَوَلِّى وَ مِنْ اَعْدائِهِمْ اَتَبَرَّءُ فِى الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ.

ثُمَّ اعْلَمْ یا فُلانَ‏بنَ فُلان (و به جاى فلان بن فلان اسم میت و پدرش را بگوید، بعد بگوید): اَنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى نِعْمَ الرَّبُّ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّىَ اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَسَلَّم نِعْمَ‏الرَّسُولُ وَ اَنَّ اَمِیرَالمُؤْمِنِینَ عَلِىِّ بْن اَبِیطالِبُ وَ اَوْلادُهُ المَعْصُومِینَ الأَئِمَّهَ الإِثْنى عَشَرَ نِعْمَ الاَئِمَّهِ وَ اَنَّ ماجاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّىَ اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَسَلَّم حَقٌّ وَ اَنَّ المَوْتَ حَقٌّ وَ سُؤالَ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ فِى القَبْرِ حَقٌّ وَ البَعْثَ حَقٌّ وَالنُّشُورَ حَقٌّ وَالصِّراطَ حَقٌّ وَ المِیزانَ حَقٌّ وَ تَطائُرَ الکُتُبِ حَقٌّ وَالجَنَّهَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ وَاَنَّ السَّاعَهَ آتِیَهٌ لا رَیْبَ فِیها وَ اَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِى القُبُورِ.(پس بگوید):

اَفَهِمْتَ یا فُلانَ ثَبَّتَکَ اللَّهُ بِالقَوْلِ الثَّابِتِ هَداکَ اللَّهُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ عَرَّفَ اللَّهُ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اَوْلِیائِکَ فِى مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ. (پس بگوید):

اَللَّهُمَّ جافِ الأَرْضَ عَنْ جَنْبَیْهِ وَاصْعَدْ بِرُوحِهِ اِلَیْکَ وَ لَقِّه مِنْکَ بُرْهاناً اَللَّهُمَّ عَفْوَکَ عَفْوَکَ.


مسأله 636 ) مستحب است کسى که میت را در قبر مى‏گذارد، با طهارت و سر برهنه و پابرهنه باشد و از طرف پاى میت از قبر بیرون بیاید و غیر از خویشان میت کسانى که حاضرند با پشت دست خاک بر قبر بریزند و بگویند: اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَیْهِ راجَعُونَ اگر میت زن است کسى که با او محرم مى‏باشد او را در قبر بگذارد و اگر محرمى نباشد، خویشانش او را در قبر بگذارند.


مسأله 637 ) مستحب است قبر را مربّع یا مربّع مستطیل بسازند و به اندازه چهار انگشت از زمین بلند کنند و نشانه ‏اى روى آن بگذارند که اشتباه نشود و روى قبر آب بپاشند و بعد از پاشیدن آب کسانى که حاضرند، دستها را بر قبر بگذارند و انگشتها را باز کرده و به مقدار کمى که آثار انگشت باقى بماند در خاک فرو برند و هفت مرتبه سوره مبارکه «قدر = انّا أنزلناه» بخوانند و براى میت طلب آمرزش کنند و این دعا را بخوانند:

ألَّلهُمَّ جافِ الأَرْضَ عَنْ جَنْبَیْهِ وَ أَصْعِدْ إِلَیْکَ رُوحَهُ وَ لَقِّه مِنْکَ رِضْواناً وَ اسْکُنْ قَبْرَهُ مِنْ رَحْمَتِکَ ما تُغْنِیهِ بِهِ عَنْ رَحْمَهِ مَنْ سِواکَ.


مسأله 638 ) پس از رفتن کسانى که تشییع جنازه کرده ‏اند، مستحب است ولى میت یا کسى که از طرف ولى اجازه دارد، دعاهائى را که دستور داده شده، به میت تلقین کند.


مسأله 639 ) بعد از دفن، مستحب است صاحبان عزا را سرسلامتى دهند ولى اگر مدتى گذشته است که به واسطه سرسلامتى دادن، مصیبت یادشان مى‏آید، ترک آن بهتر است و نیز مستحب است تا سه روز براى اهل خانه میت غذا بفرستند و غذا خوردن نزد آنان و در منزلشان مکروه است.


مسأله 640 ) مستحب است انسان در مرگ خویشان، مخصوصاً در مرگ فرزند صبر کند و هر وقت میت را یاد مى‏کند انّا للَّهِ و اِنَّا اِلَیهِ راجِعُون بگوید و براى میت قرآن بخواند و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محکم بسازد که خراب نشود.


مسأله 641 ) بنابراحتیاط جایز نیست انسان در مرگ کسى صورت و بدن را بخراشد و به خود لطمه بزند.


مسأله 642 ) بنابراحتیاط پاره کردن گریبان در مرگ غیر پدر و برادر جایز نیست و احتیاط آن است که در مصیبت آنان هم گریبان پاره نکند.


مسأله 643 ) اگر زن در عزاى میت صورت خود را بخراشد، یا موى خود را بکَند، بنابراحتیاط باید یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را طعام دهد، و یا آنها را بپوشاند و همچنین است اگر مرد در مرگ زن یا فرزند گریبان یا لباس خود را پاره کند.


مسأله 644 ) احتیاط واجب آن است که در گریه بر میت صیحه شدید به ‏طورى که خارج از حد متعارف باشد، نزنند.


نماز وحشت

مسأله 645 ) مستحب است در شب اول قبر، دو رکعت نماز وحشت براى میت بخوانند و دستور آن این است که: در رکعت اول بعد از حمد یک مرتبه آیهالکرسى و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره «قدر = انا انزلناه» بخوانند و بعد از سلام نماز بگویند: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْ ثَوابَها اِلى قَبْرِ فُلان و به جاى کلمه فلان اسم میت را بگویند و بنابراحتیاط واجب آیهالکرسى را تا «هُمْ فِیها خالِدُونَ» بخوانند.


مسأله 646 ) نماز وحشت را در هر موقع از شب اول قبر مى‏شود خواند، ولى بهتر است در اول شب، بعد از نماز عشاء خوانده شود.


مسأله 647 ) اگر بخواهند میت را به شهر دورى ببرند، یا به جهت دیگر دفن او تأخیر بیفتد، باید نماز وحشت را تا شب اول قبر او تأخیر بیندازند.


نبش قبر

مسأله 648 ) نبش قبر مسلمان، یعنى شکافتن قبر او اگرچه طفل یا دیوانه باشد حرام است، ولى اگر بدنش از بین رفته و خاک شده باشد، اشکال ندارد.


مسأله 649 ) نبش قبر امامزاده‏ ها و شُهداء و علماء و صُلحا اگرچه سالها بر آن گذشته باشد، حرام است.


مسأله 650 ) شکافتن قبر در چند مورد حرام نیست:

اول: آن که میت در زمین غصبى دفن شده باشد و مالک زمین راضى نشود که در آنجا بماند.

دوم: آن که کفن یا چیز دیگرى که با میت دفن شده باشد، غصبى باشد و صاحب آن راضى نشود که در قبر بماند و همچنین است اگر چیزى از مال خود میت که به ورثه او رسیده با او دفن شده باشد و ورثه راضى نشوند که آن چیز در قبر بماند، ولى اگر وصیت کرده باشد که دعا یا قرآن یا انگشترى را با او دفن کنند، براى بیرون آوردن اینها نمى‏توانند قبر را بشکافند مگر در صورتى که قیمت آن از ثلث بیشتر باشد و ورثه اجازه ندهند.

سوم: آن که میت بى‏ غسل یا بى‏ کفن دفن شده باشد، یا بفهمند غسلش باطل بوده، یا به غیر دستور شرع کفن شده، یا در قبر او را رو به قبله نگذاشته‏اند ولى اگر کفن از حیوان حرام‏گوشت باشد، نبش قبر مشکل است.

چهارم: آن که براى ثابت شدن حقى بخواهند بدن میت را ببینند.

پنجم: آن که میت را در جائى که بى‏ احترامى به اوست مثل قبرستان کفار یا جائى که کثافت و خاکروبه مى‏ریزند دفن کرده باشند.

ششم: آن که براى یک مطلب شرعى که اهمیت آن از شکافتن قبر بیشتر است، قبر را بشکافند، مثلاً بخواهند بچه زنده را از شکم زن حامله‏ اى که دفنش کرده ‏اند بیرون آورند.

هفتم: آن که بترسند درنده ‏اى بدن میت را پاره کند، یا سیل او را ببرد، یا دشمن بیرون آورد.

هشتم: آن که قسمتى از بدن میت را که با او دفن نشده بخواهند دفن کنند، ولى احتیاط واجب آن است که آن قسمت از بدن را طورى در قبر بگذارند که بدن میت دیده نشود.